برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1395 100 1

دیو سپید

معنی دیو سپید در لغت نامه دهخدا

دیو سپید. [ وِ س ِ ] (اِخ ) پهلوانی بود مازندرانی که رستم زال او را کشت. (برهان ) (از جهانگیری ). نام دیوی که رستم او را در مازندران کشته است. (شرفنامه ٔ منیری ). در افسانه های شاهنامه دیومعروف مازندران و در واقع سردار و پادشاه آن سرزمین در روزگار کیکاوس. وی کیکاوس را که به مازندران لشکر کشیده بود با سران سپاهش به جادویی نابینا و در بند کرد و سپاه ایران را شکست داد و در بند کشید. رستم پس از آگاهی از این ماجرا به مازندران شتافت و بعد از گذشتن از هفت خان که دیو سپید برای او ایجاد کرده بود، به غار دیوسپید درآمد و او را که درون غار خفته بود از خواب بیدار کرد و با وی جنگید و بر زمین زدو جگرگاهش بدرید و جگر او را برای بینا کردن دیدگان کیکاوس و سران سپاه ایران برد. جنگ رستم با دیو سپید از جنگهای نمایان اوست و در میان عامه ٔ مردم شهرت فراوان دارد. (از دائرة المعارف فارسی ) :
نه ارژنگ مانم نه دیو سپید
نه سنجه نه پولاد غندی نه بید.
فردوسی.
زآتشین تیغی که خاکستر کند دیو سپید
شعله در شیر سیاه سیستان افشانده اند.
خاقانی.
و نیز رجوع به دیو شود.

معنی دیو سپید به فارسی

دیو سپید
یا دیو سفید دیو یا پهلوانی مازندرانی که بر کیش باطل بود و بدست رستم کشته شد.
پهلوانی بود مازندارنی که رستم زال او را کشت .

دیو سپید در دانشنامه ویکی پدیا

دیو سپید
دیوِ سپید بر پایه داستان های شاهنامه نام فرمانروای دیوان در کشور مازندران بود. او کیکاووس شاه ایران و سپاهش را در غاری به بند کشید که رستم برای آزادی ایرانیان به نبردِ دیو سفید رفت. رستم به یاریِ اولاد غارِ دیوسفید را یافت و دیو سپید را در غار خفته دید. برای به جا آوردنِ آیینِ جوانمردی، او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید. یک دست و یک پای دیو را برید و جگرش را از سینه بیرون کشیده و از کاسهٔ سر او، کلاه خودی برای خویش ساخت. کیکاووس و یارانش را نیز آزاد کرد.
شاهنامه
گرشاسپ نامه
هفت خان رستم
فهرست ایرانیان در شاهنامه
فهرست تورانیان در شاهنامه
فهرست پهلوانان ایرانی شاهنامه
فهرست شاهان اسطوره ای شاهنامه
فهرست شخصیت های اسطوره ای شاهنامه
حادثهٔ رفتن کیکاووس به جنگ دیوان مازندران اینگونه آغاز شده که پس از جلوس، همه را تحت امر و فرمانبردار دید در نتیجه کمی مغرور شده بحثی که شاهان پیش از او جسارت ابراز او را نداشتند ابراز نمود و گفت که وی قصد تسخیر مازندارن را دارد. دیوی از کشور مازندران در این وسوسه و تحریک نقشی ایفا نموده و طراری او مثمر ثمر افتاده بود:
دیو از زیبایی های مازندارن بسیار گفت و توانست اندیشهٔ کیکاووس را نسبت به تصرّف آنجا عوض نماید. کیکاووس در مجمع بزرگان برای مقدمهٔ آغاز بحث جنگ مازندران، اشاره کرد که اگر دلیران و جنگاوران ایرانی کاهلی پیشه گیرند از راحت طلبی و آسایش سیر نخواهند شد. با این سخنان همهٔ بزرگان روی زرد و دژم به کیکاووس ابراز دشتند که کسی از میان ایشان آرزوی جنگ دیوان مازندران را ندارد.
داستان نبرد رستم با دیو سپید خوان هفتم از هفت خوان رستم است. دیو سپید در غار تاریک و هولناکی زندگی می کند و رخساری سیاه، گیسوانی سفید و هیکلی تنومند دارد. دیو سپید دیوی است که پزشکان معتقد بودند خون دل و مغز او داروی کوری کیکاووس و سپاهیانش است.
عکس دیو سپید


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دیو سپید در دانشنامه آزاد پارسی

نبرد رستم و دیو سپید، شاهنامه شاه طهماسبی
(یا: دیو سفید) در شاهنامه دیو معروف مازندران و در واقع سردار پادشاه آن سرزمین در زمان کیکاوس. او کیکاوس و یارانش را به بند کشید و نابینا کرد. رستم برای آزادی آنان به نبرد با دیو رفت و او را در غار خفته دید. رستم برای به جا آوردن آیین جوانمردی دیو را از خواب بیدار کرد و با او جنگید و او را بر زمین زد و جگرش را، برای بیناکردن چشمان کیکاوس و سران سپاه او، از سینۀ دیو سپید بیرون کشید و از سر او کلاهخودی برای خویش ساخت. جنگ رستم با دیو سپید در میان مردم شهرت فراوان دارد.

دیو سپید را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارژنگ دیو   • دیو در شاهنامه   • دیو سیاه   • دیو سپید رپر   • دیو در مازندران   • دیو شاهنامه در جدول   • اکوان دیو   • نام دیو شاهنامه چیست   • معنی دیو سپید   • مفهوم دیو سپید   • تعریف دیو سپید   • معرفی دیو سپید   • دیو سپید چیست   • دیو سپید یعنی چی   • دیو سپید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دیو سپید
کلمه : دیو سپید
اشتباه تایپی : nd, s~dn
عکس دیو سپید : در گوگل

آیا معنی دیو سپید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )