برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1614 100 1
شبکه مترجمین ایران

دکان

/dokkAn/

مترادف دکان: بوتیک، حجره، دکه، سوپر، فروشگاه، مغازه

برابر پارسی: دوکان، کرپه

معنی دکان در لغت نامه دهخدا

دکان. [ دُک ْ کا / دُ ](از ع ، اِ) دوکان. (منتهی الارب ) (دهار). مرادف حانوت. (از آنندراج ). حانوت ، و آن معرب از فارسی است. (از اقرب الموارد). واحد دکاکین ، و آن معرب از فارسی است. (از صحاح جوهری ). صاحب تاج العروس (ذیل ماده ٔ دکک و دکن ) در مورد ریشه ٔ آن بنقل از لغویان گوید برخی آنرا مشتق از «دکاء» گرفته اند که به معنی زمین هموارو گسترده است که در این صورت نون آن زائد باشد. و برخی آنرا معرب از فارسی گویند و در این صورت نون آن اصلی است. و برخی آنرا وزن فعلان از «دک » دانند و برخی دیگر آنرا فَعّال از «دکن » ذکر کرده اند. حجره ٔ دادو ستد و تجارت. جایی که در آنجا بساط گسترده به معرض بیع و شرا در می آورند. (از ناظم الاطباء). جایی که کاسب اجناس خود را در آن نهد و فروشد. (فرهنگ فارسی معین ). خان. دکة. عِرزال. کُرْبَج. (منتهی الارب ). ج ،دَکاکین. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) :
آن زن از دکان فرودآمد چو باد
پُس فلرزنگش بدست اندر نهاد.
رودکی (از سندبادنامه ).
بدو گفت آهنگر ای نیکخوی
چه داری به دکان ما آرزوی.
فردوسی.
رسته ها بینم بی مردم و درهای دکان
همه بربسته وبر در زده هر یک مسمار.
فرخی.
همچو زنبور دکان قصاب
در سر کار دهد جان چه کنم.
خاقانی.
ز پی آنکه دو جا مکتب و دکان دارم
نه به مکتب نه به دکان شدنم نگذارند.
خاقانی.
صد رزمه ٔ فضل بازبسته
یک مشتریم نه پیش دکان.
خاقانی.
بر در این دکان قصابی
بی جگر کم نواله ای یابی.
نظامی.
هر دکانی راست بازار دگر
مثنوی دکان فقر است ای پدر.
مولوی.
بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران.
مولوی.
و از آن پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشینم. (گلستان سعدی ).
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
دکان معرفت به دو جو پربها کنیم.
سعدی.
روز و شب همسرای و همدکان
در دکان مرد و در سرای زنی.
سعدی.
قُربَج ، کُلبة؛ دکان می ...

معنی دکان به فارسی

دکان
محل کسب وکار، جایی درکناربازاریاخیابان، یاکوچه که کالاهایی در آنجابرای فروش آماده سازند
( اسم ) ۱ - سکو بلندی . ۲ - جایی که کاسب اجناس خود را در آن نهد و فروشد . حجره داد و ستد جمع دکاکین . ۳ - تختهای که روی آن نشینند نیمکت .
دهی است به همدان .
[ گویش مازنی ] /dakaan/ بریز جاکن - اقدام کن ۳امر به عمل مقاربت
دخمه ایست نزدیک سر پل زهاب که در سنگ در اینجا صورت مردی برجسته در سنگ کنده شده .
هفت دستبند هفت کشور هفت اقلیم .
کنایه از هفت کشور و هفت اقلیم باشد
دو تن که در یک دکان کسب کنند شریک

معنی دکان در فرهنگ معین

دکان
(دُ کّ) [ ع . ] (اِ.) مغازه ، فروشگاه . ج . دکاکین . ،درِ ~ کسی تخته شدن کنایه از: بازار کسی بی رونق شدن .

معنی دکان در فرهنگ فارسی عمید

دکان
جایی سرپوشیده در کنار بازار یا خیابان یا کوچه که کالاهایی در آنجا برای فروش آماده سازند.
صاحب دکان، کاسبی که دکان دارد.

دکان در دانشنامه ویکی پدیا

دکان
دکان(به انگلیسی: Decane) یک ترکیب آلی از دسته آلکان ها با ده اتم کربن است.CCCCCCCCCC
Decane
CCCCCCCCCC
InChI=1S/C10H22/c1-3-5-7-9-10-8-6-4-2/h3-10H2,1-2H3 YKey: DIOQZVSQGTUSAI-UHFFFAOYSA-N Y
دکان بیجاری، روستایی از توابع بخش پره سر شهرستان رضوان شهر در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان ییلاقی ارده قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
دکان حانیان، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان نسکند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۹خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۴°۲۶′۲۷″شمالی ۴۵°۵۳′۵۲″شرقی / ۳۴٫۴۴۰۸۹۴°شمالی ۴۵٫۸۹۷۸۷۵°شرقی / 34.440894; 45.897875
دکان داوود گور دخمه ای تاریخی است که در سه کیلومتری جنوب شرقی سرپل ذهاب در ابتدای جاده انزل و در فاصله حدود ۱۰۰ متری از جاده اصلی کرمانشاه به سرپل ذهاب واقع شده و در میان اهالی محل به کل داوود (کل داو) و دکان داوود شهرت یافته است و به دوران مادها یا هخامنشیان تعلق دارد. دخمه در دل صخره ستبری کنده شده است و از زمین ارتفاع دارد و دسترسی به داخل آن امکان ندارد. در زیر این صخره یک قبرستان معاصر قرار دارد، یعنی از بیش از دو هزار سال پیش در این مکان اجساد مردگان با روش های مختلف دفن می شدند. درون مقبره پنج تاقچه جهت گذاشتن نذورات و یک گور بیضی شکل قراردارد. سقف دخمه تاق مانند است. این مکان نزد اهل حق متبرک بوده و در بعضی از اوقات سال برای انجام مراسم مذهبی در آنجا اجتماع می کنند.
این مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه، دارای ایوانی در جلو می باشد که طول آن در جلو ۶۰/۹ متر و در قسمت عقب ۳۲/۷ متر می باشد. عرض آن ۹۵/۱ متر و ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دکان در جدول کلمات

دکان
مغازه, حانه
دکان کوچک
دکه
واحد شمارش دکان ومغازه
دهنه

معنی دکان به انگلیسی

store (اسم)
ذخیره ، انبار ، مقدار زیاد ، دکان ، مخزن ، فروشگاه ، اندوخته ، مغازه
shop (اسم)
کارگاه ، دکان ، فروشگاه ، دکه ، مغازه
boutique (اسم)
بوتیک ، دکان

معنی کلمه دکان به عربی

دکان
دکان
تاجر , مهرب
مخبز
حتي

دکان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهام
سکو ،ایوان رو باز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مترادف دکان   • پهنه عرصه   • فروشگاه دکان   • معنی دکان جگر فروش   • سایت دکان   • نام دیگر شیرینی فروشی   • دوکان   • مترادف مغازه   • مفهوم دکان   • تعریف دکان   • معرفی دکان   • دکان چیست   • دکان یعنی چی   • دکان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دکان

کلمه : دکان
اشتباه تایپی : n;hk
آوا : dokkAn
نقش : اسم
عکس دکان : در گوگل

آیا معنی دکان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )