برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1434 100 1

دولتی

/dowlati/

برابر پارسی: فرمانروایی

معنی دولتی در لغت نامه دهخدا

دولتی. [ دَ / دُو ل َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به دولت. (ناظم الاطباء). خوشبخت. بختیار. بختور. بختمند. حظی. مقبل. نیکبخت. روزبه. بهروز. دولتیار. (یادداشت مؤلف ). حظ. حظیظة. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ) :
مضطرب از دولتیان دیار
ملک بر او شیفته چون روزگار.
نظامی.
ترا دولت او را هنریاور است
هنرمند با دولتی درخور است.
نظامی.
ای دولتی آن شبی که چون روز
گشت از قدم تو عالم افروز.
نظامی.
الا ای دولتی طالع که قدر وقت می دانی
گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش.
حافظ.
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد.
حافظ.
رجل حظ و حظی وحظیظ؛ مردی بخت مند دولتی. (منتهی الارب ).
- دولتی شدن ؛ حظوه. احظاظ. خوشبخت و سعادتمند گردید. (یادداشت مؤلف )؛ حظی ، دولتی شدن زن. (دهار).
- سری دولتی ؛ در تداول عامه ، سر بزرگ و موزون. (یادداشت مؤلف ).
|| (حامص ) بختیاری و بهره مندی. (ناظم الاطباء). حاصل مصدر (ازدولت + ی که معمولا به صورت مرکب آید، بی دولتی ، نودولتی ).
- بی دولتی ؛ بدبختی و بی اقبالی :
بنده ز بی دولتی نیست به حضرت مقیم
دیو ز بی عصمتی نیست به جنت مکین.
خاقانی.
مرد ز بی دولتی افتد به خاک
دولتیان را به جهان در چه باک.
نظامی.
چو از بی دولتی دور اوفتادیم
به نزدیکان حضرت بخش ما را.
سعدی.
- امثال :
دولت همه ز اتفاق خیزد
بی دولتی از نفاق خیزد.
(امثال و حکم دهخدا).
|| (ص نسبی ) صاحب و خداوند دولت و توانگر و مالدار. (ناظم الاطباء). خداوند دولت. (شرفنامه ٔ منیری ). || مقابل ملی. آنچه متعلق و مربوط و وابسته به دولت و حکومت است. منسوب و متعلق به دولت و حکومت : کارخانه های دولتی. ابنیه ٔ دولتی. ادارات دولتی. (یادداشت مؤلف ). || آنکه به دولت و حکومت وابسته است. کارگزاران و فرمانروایان حکومتی. کارمندان اداره ٔ دولتی. ج ، دولتیان. ( ...

معنی دولتی به فارسی

دولتی
( صفت ) ۱ - منسوب به دولت مقابل ملی : کارخانه دولتی ابنیه دولتی ۲ - کارمند اداره دولتی جمع دولتیان .
بدبختی . نامساعدی بخت . ادبار . یا بی هنری . یا فلاکت .
[state forest, governmental forest/ government forest] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جنگلی که تحت مالکیت و مدیریت دولت است متـ . جنگل خالصه
[bileaflet valve] [پیوند] نوعی دریچۀ برسازه ای و مکانیکی قلب که دو نیم دایره آن را باز و بسته می کنند
[state capitalism] [جامعه شناسی] نظامی اقتصادی که در آن دولت سرمایه و استفاده از ابزار تولید را در انحصار خود قرار می دهد
( صفت ) ۱ - نیکبختی خوشبختی . ۲ - توانگری دولتمندی مالداری .
[state forest laws] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مجموعۀ قوانین اعمال شده در جنگل های دولتی متـ . قوانین جنگل خالصه
[state forest management] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ادارۀ جنگل هایی که تحت مالکیت و مدیریت دولتی هستند متـ . مدیریت جنگل خالصه
[state forest regulation] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مجموعۀ مقرراتی که در مدیریت جنگل های دولتی اعمال می شود متـ . مقررات جنگل خالصه
تازه به دوران رسیدگی ٠ جانگرفتگی ٠ صفت تو دولت ٠ یا به عزت رسیدن پس از مذلت ٠
...

معنی دولتی در فرهنگ معین

دولتی
(دُ لَ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) ۱ - وابسته به حکومت ، قدرتمند. ۲ - سعادتمند.
(دُ لَ) (اِمص .) بدبختی ، اِدبار.

دولتی در دانشنامه ویکی پدیا

دولتی
این واژه دارای معانی متفاوتی است.
۱.دولتی نام شهرکی است که مرکز بخش چغامیش از توابع شهرستان دزفول
۲.دولتی یعنی متعلق یا وابسته به دولت یا حکومت
این واژه دارای معانی متفاوتی است.
۱.دولتی نام شهرکی است که مرکز بخش چغامیش از توابع شهرستان دزفول
۲.دولتی یعنی متعلق یا وابسته به دولت یا حکومت
دولتی نام شهرکی از توابع شهرستان دزفول است. این شهرک اکنون مرکز بخش چغامیش از بخش های سه گانه دزفول است. فاصله شهرک دولتی از شهر دزفول ۳۰ کیلومتر و از شهر شوشتر۲۵ کیلومتر می باشد. این شهرک در نزدیکی تپه چغامیش واقع شده است که وجه تسمیه بخش یاد شده با مرکزیت شهرک دولتی برگرفته از نام همین مکان باستانی است. چغا(chogha)در گویش لری بختیاری به معنای تپه می باشد. اهالی این منطقه از قوم بختیاری و اغلب از طوایف زلقی و بُساک و.. می باشند. شهرک دولتی یاهمان چغامیش درتاریخ۲۵/۳/۱۳۸۹به شهر تبدیل شدونام شهر با نام باستانی چغامیش به ثبت رسید. جمعیت کنونی شهر چغامیش باتوجه به سرشماری اخیر ۱۹۰۰ نفروجمعیت کلی بخش چغامیش ۲۹۰۰۰ نفراست.
آژانس فدرال مدیریت اموال دولتی (انگلیسی: Federal Agency for State Property Management) یکی از ادارات زیر مجموعهٔ «وزارت توسعه اقتصادی روسیه» است که کارش مدیریت اموال دولتی آن کشور است.
این اداره با «فرمان ریاست جمهوری شماره ۳۱۴» که در تاریخ ۹ مارس ۲۰۰۴ میلادی توسط ولادیمیر پوتین امضا شد، بنیان نهاده شد. این اداره مابین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴، خود یک وزارتخانهٔ مجزا بود.
مالیه دولتی یا امور مالی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دولتی

دولتی در جدول کلمات

از کشورهای آسیایی دارای دو پایتخت | که پایتخت رسمی آن «کوالالامپور» و مرکز | مراکز اداری و دولتی این کشور شهر «پوتراجایا» می باشد
مالزی
از کشورهای دو پایتختی که مرکز اداری و مراکز دولتی آن شهر «لاهه» است
هلند
استفاده از امکانات دولتی یا افراد با نفوذ در نهادها و سازمان ها برای کسب سود شخصی
رانت
استفاده از امکانات دولتی یا افراد با نفوذ در نهادهای دولتی برای کسب سود شخصی
رانت
استفاده از امکانات دولتی یا افراد و شخصیت های دارای نفوذ در نهادهای دولتی برای کسب سود شخصی
رانت
اعطای نشان های دولتی با ••• است
رییس جمهور
این اصطلاح به دولتی گفته می شود که بخش قابل توجهی از درآمدش را از یک منبع برونزای اقتصادی | منبعی که حاصل فعالیت اقتصادی آن کشور نباشد | به دست می آورد
رانتیر
حقی که به دولتی داده شود مبنی بر رد پیشنهاد دول هم پیمان
وتو
خبررسان دولتی قدیم
جارچی
شرکت معدنکاری دولتی کنگو
چکامانیز

معنی کلمه دولتی به عربی

الإهاب الحکومي
الجهاز الحکومي
بيروقراطي
بيروقراطية

دولتی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سازمان سنجش استخدامی   • نتایج کنکور 95   • نتایج کنکور سال 1395   • نتایج کنکور سراسری 95   • سازمان سنجش کارشناسی ارشد   • اعلام نتایج کنکور سراسری 95   • آزمون   • اعلام نتایج کنکور 95   • معنی دولتی   • مفهوم دولتی   • تعریف دولتی   • معرفی دولتی   • دولتی چیست   • دولتی یعنی چی   • دولتی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دولتی
کلمه : دولتی
اشتباه تایپی : n,gjd
آوا : dowlati
نقش : صفت
عکس دولتی : در گوگل

آیا معنی دولتی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )