برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1394 100 1

دوردور

معنی دوردور در لغت نامه دهخدا

دوردور. [ رِ / رْ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) سخت دور. بسیار دور. (یادداشت مؤلف ) :
تو قیاس از خویش می گیری ولیک
دوردور افتاده ای بنگر تو نیک.
مولوی.
غرب ؛ دوردور شدن. (منتهی الارب ).
- دوردور راه رفتن ؛ دورادور رفتن. کنایه است از خود را کنار و بیگانه داشتن. (لغت محلی شوشتر).

دوردور. [ دَ / دُو دَ / دُو ] (اِ) بختیاری و بهره مندی و فیروزمندی و نیکبختی و کامیابی. (ناظم الاطباء). || گردش و چرخش :
حکم تو به رقص رقص خورشید
انگیخته سایه های جانور
صنع تو به دوردور گردون
آمیخته رنگهای دلبر.
ناصرخسرو.

دوردور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
با دُردُر دواملایی است-در گویش خیابانی و تهرانی(کوچه خیابانی)-
این واژه وقتی بکار می رود که بخواهند جایی(منظور محلِّ مُخ زنی) را پیاده یا با ماشین گشتی بزنند تا مُخ زنی کنند یا نخی بِدَن(نخ دادن!)-
معنی: دور زنی،گشت و گذار،گردش،چرخیدن،فر خوردن،تاب خوردن-
علافی(الافی یا علافی:چون مثل علف هرز)،بی بند و باری،ولنگاری،ولگردی،پَرسه زنی!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دوردور   • مفهوم دوردور   • تعریف دوردور   • معرفی دوردور   • دوردور چیست   • دوردور یعنی چی   • دوردور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دوردور
کلمه : دوردور
اشتباه تایپی : n,vn,v
عکس دوردور : در گوگل

آیا معنی دوردور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )