برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

دود

/dud/

مترادف دود: بخار، دخان، وافور

معنی دود در لغت نامه دهخدا

دود. [ دَ ] (ع مص ) کرم افتادن در طعام. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کرمناک شدن طعام. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

دود. (ع اِ) کرمان. ج ِ دودة. (زمخشری ). ج ِ دَودَة. (منتهی الارب ) (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی ص 1). کرم. ج ، دیدان. (ناظم الاطباء) (السامی فی الاسامی ). به معنی کرمها و این اسم جمع است و واحد آن دودة که به معنی یک کرم است. (آنندراج ) (غیاث ). در عربی کرم را گویند. (از برهان ).
- دودقز ؛ کرم پیله. دودالقز. دودالحریر. کرم ابریشم. کرم قز. (یادداشت مؤلف ).

دود. (هندی ، اِ) اسم هندی لبن است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

دود. (اِ) جسمی بخارشکل شبیه به ابر که از اجسام در حین احتراق متصاعد می گردد. (ناظم الاطباء). جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوختن اشیاء پدید آید و به هوا رود. بخاری تیره که از سوخته خیزد. (یادداشت مؤلف ). ترجمان دخان ، و زلف و گیسو و سنبل و شاخ از تشبیهات اوست و رفتن و آمدن را بدان تشبیه دهند. (آنندراج ). دخان. (ترجمان القرآن ). عجاج. عجاجة. عثن. عثان. عکاب. عرن. عرنة. دخان. دخ. دخن. (منتهی الارب ).نَحاس. نِحاس. نُحاس ؛ دود بی شعله. (منتهی الارب ). یحموم ؛ دود سیاه. (دهار) (ترجمان القرآن ) :
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه.
شهیدبلخی.
ای بدیدن کبود و خود نه کبود
آتش از طبع و در نمایش دود.
امیرمنتصر منصوربن نوح بن منصورسامانی.
ز یاقوت سرخ است چرخ کبود
نه از باد و آب و نه از گرد و دود.
فردوسی.
خروش سواران و گرد سپاه
همان دود و آتش برآمد به ماه.
فردوسی.
یکی آتش اندازم اندر جهان
کز اینجا به کیوان رسد دود آن.
فردوسی.
آتش و دود چو دنبال یکی طاوسی
که بر اندوده به طرف دم او قار بود.
منوچهری.
دست و کف پای پیران پرکلخج
ریش پیران زرد از بس دود نخج.
طیان.
گرد و خاک و دود و آتش برآمد. (تاریخ بیهقی ).
دو چشم ترا دیدنم سرمه بود
کنون از چه گشته ست آن سرمه دود ...

معنی دود به فارسی

دود
جسم تیره رنگ شبیه به بخاریاابرکه هنگام سوختن، چیزی از آن جدامیشودوبهوامیرود
( اسم ) کرم
اسم هندی لبن است .
[exhaust , exhaust gases, exhaust fumes, combustion products] [قطعات و مجموعه های خودرو] گازهای حاصل از احتراق مخلوط سوخت و هوا در محفظۀ احتراق
دود آسای . مانند دود .
نام رود خانه ای در هندوستان .
حالت دود آلود . تیره و دودناک شدن .
که آمیخته به دود باشد .
( اسم ) ۱ - دود کش ( حمام مطبخ بخاری ) تنوره ( گلخن مطبخ ) . ۲ - پارچه سفالی که برای گرفتن دوده جهت ساختن مرکب بالای چراغ تعبیه کنند .
( اسم ) ۱ - دود کش ( حمام مطبخ بخاری ) تنوره ( گلخن مطبخ ) . ۲ - پارچه سفالی که برای گرفتن دوده جهت ساختن مرکب بالای چراغ تعبیه کنند .
دهی است به قم و وجه تسمیه آنکه گویند این ده آتشکده بوده است .
( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه تولید دود کند ۲ - ساحر افسونگر .
دود بر افکندن . کنایه از جادویی است .
دود افکندن . صفت و چگونگی دود افکن .
کامبایی . کرمی است که در تره ها افتد .
نبات وردان است .
...

معنی دود در فرهنگ معین

دود
[ په . ] (اِ.) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود. ، ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن ، خشمگین شدن . ،~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن ، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

معنی دود در فرهنگ فارسی عمید

دود
۱. جسم تیره رنگ شبیه بخار یا ابر که هنگام سوختن چیزی از آن جدا می شود و به هوا می رود.
۲. [قدیمی، مجاز] ناله.
* دود دادن: (مصدر متعدی) چیزی را نزدیک دود یا میان دود قرار دادن برای خشکانیدن آن.
* دود زدن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. دود کردن، دود پخش کردن چیزی که در حال سوختن است.
۲. دود پس دادن چراغی که با نفت می سوزد.
* دودودم: [عامیانه، مجاز] دایر بودن بساط چای و قلیان و پخت و پز و لوازم مهمانی.
کرم ها.

دود در دانشنامه اسلامی

دود
دود: مادّه ای شبیه بخار،که پدید آمده از سوختن اجسام است.
از عنوان دود، در باب های طهارت، صلاة و صوم به کار رفته است.
احکام دود
۱)بنابر قول مشهور، آتش با تبدیل کردن چیز نجس به دود، آن را پاک می گرداند.
۲)هنگام غسل دادن میّت، دود کردن عود و مانند آن از موادّ خوشبو کننده، مکروه است.
۳)نماز گزاردن در جایی که دود و مانند آن زیاد باشد- در حدّی که ذهن نمازگزار را به خود مشغول سازد- کراهت دارد.
۴)دراینکه رساندن دود غلیظ به حلق، موجب بطلان روزه می شود یا نه، اختلاف است. قول به بطلان به متأخران، نسبت داده شده است.

یکی از ابزارهای عذاب خداوند، دود است.در این مقاله آیات مرتبطبا عذاب با دود معرفی می شوند.
درخواست کافران و منکران حق از خداوند، براى برطرف کردن دود عذاب:فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ یَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِیمٌ رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ.
دخان/سوره۴۴، آیات۱۰-۱۲.    
توانایی خداوند، بر عذاب مشرکان با دود:... ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ ...
انعام/سوره۶، آیه۶۴.    
پوشیده شدن آسمان با دودى آشکار، در آستانه قیامت، از عذابهای خداوند:فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ یَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِیمٌ.
دخان/سوره۴۴، آیه۱۰.    
...
در قرآن کریم خلقت اولیه آسمان به صورت دود گاز توصیف شده است.
آسمان، در آغاز آفرینش به شکل دود گاز بود.ثم استوی الی السماء و هی دخان...سپس اراده آفرینش آسمان فرمود در حالی که به صورت دود بود...
فصلت/سوره۴۱، آیه۱۱.    
 ۱. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۱۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۲۸ ...

دود در دانشنامه ویکی پدیا

دود
دود به ذرات معلق حاصل از احتراق ناقص سوخت گفته می شود.
بلند شدن دود از کُنده
دود چراغ خوردن کنایه از زیاد درس خواندن
دود برآوردن و دود برآمدن کنایه از نابود کردن و نابود شدن
سبیل کسی را دود دادن
دود از کله کسی بلند شدن
دودش به چشم کسی رفتن
واژهٔ «دود» واژه ای از فارسی میانه است.
استشمام هر نوع دود، به طور کلی برای سلامتی انسان خطر آفرین است. انواع دودها می توانند بر سلامتی ریه، قلب، چشم و عروق تأثیرمنفی گذاشته و حتی موجب پوکی استخوان ها شوند.
با اینحال، دود درمانی، یکی از روش های درمانی طب قدیم ایران است. امروزه نیز از دود اسپند برای گندزدایی استفاده می شود. در همین راستا، از دود برای ماندگاری طولانی و گندزدایی در ماهی دودی استفاده می گردد.
عکس دود
دود به ذرات معلق حاصل از احتراق ناقص سوخت گفته می شود.
دود (کتاب)، اثر ایوان تورگنیف
دود (فیلم)، به کارگردانی وین وانگ و پل استر
دود همچنین ممکن است به یمی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دود (انگلیسی: Smoke) فیلمی به کارگردانی وین وانگ و پل استر است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد.
۹ ژوئن ۱۹۹۵ (۱۹۹۵-06-۰۹)
دود (به روسی: Дым) (به انگلیسی: Smoke) نام یک کتاب ادبی است که توسط ایوان تورگنیف، نویسندهٔ اهل روسیه در سال ۱۸۶۷ نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
«دود + آینه ها» (به انگلیسی: Smoke + Mirrors) دومین آلبوم استودیویی از ایمجین دراگونز است که در ۱۷ فوریه ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-02-۱۷) منتشر شد.
این آلبوم در چارت های کانادا، ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

دود در دانشنامه آزاد پارسی

دود (smoke)
مخلوطی قابل مشاهده از ذرّه های جامد معلق در گاز، معمولاً دربردارندۀ ذرات ریز کربن یا هیدروکربن.

دود در جدول کلمات

دود
دخان
دود دادن چشم
کز
دود کردن
دخ
دود کش
تنوره
انواع توتون و تنباکو برای دود کردن
دخانیات
بوی دود گرفتن
تدخن
لوله یا روزنی که دود از آن بالا می رود
دودکش

معنی دود به انگلیسی

fume (اسم)
گاز ، بخار ، دود
whiff (اسم)
وزش ، باد ، بو ، پرچم ، پف ، دود ، نفخه
smoke (اسم)
دود ، استعمال دود

معنی کلمه دود به عربی

دود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fateme
smoke
جاوید مدرس اول
دود : = توت از مصدر توتمه‏ک(= دود کردن، دود پس دادن)، هم ریشه با توتون و توتک
رقیه امیرعاجلو
دخان
مستوره نادرى
دخ،دخان،وافور،بخار
علی باقری
دود:در پهلوی دوت dūt بوده است.
((ز یاقوت سرخست چرخ کبود؛
نه از آب و باد و نه از گرد و دود.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 199 )
بابک بهاری
معادل دود در زبان تالشی= هیس= his
حمیدرضا دادگر_فریمان
بخار، دخان، وافور
اردم
دؤد یا تؤت مخفف از تؤتؤن از مصدر "تؤتمَک" tutmak واژه‌ای ترکی است.

منبع واژه: "دیوان لغات الترک" محمود بن حسین کاشغری

تؤتؤن را به گیاه دخانیات اطلاق میکنند معنی همان دود است. این واژه مثل "توپ" در ترکی است که مخففِ "توپْق topıq" است.
منوچهر کاظم زاده بنابی
دود واژه ای پارسی است که در پارسی باستان به شکلهای زیر بکار می رفته است:
دوت= dut دود، بخار، ابر، مه
دوتَک= dutak ـ 1ـ دوده، دودمان، تبار، نژاد، نسل، خانواده 2ـ دوده، گرده سیاه بازمانده از سوختن
دوتَکمان= dutakm�n دودمان، خاندان، قبیله، طایفه، عشیره
توگ= tug ـ 1ـ دود، دخانیات 2ـ حساب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دود در جدول   • هم معنی دود   • نام دیگر دود   • معنای دود   • دود از کنده بلند میشه یعنی چی؟   • شعر دود   • متن دود   • مفهوم دود   • تعریف دود   • معرفی دود   • دود چیست   • دود یعنی چی   • دود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دود

کلمه : دود
اشتباه تایپی : n,n
آوا : dud
نقش : اسم
عکس دود : در گوگل

آیا معنی دود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )