برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

دهر

/dahr/

مترادف دهر: ایام، روزگار، زمانه، دنیا، گیتی

برابر پارسی: روزگار

معنی دهر در لغت نامه دهخدا

دهر. [ دَ ] (ع اِ) روزگار دراز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). باطن روزگار که بدان ازل و ابد متحد می شوند. (از تعریفات جرجانی ). زمانی که نهایت نداشته باشد. (مقدمه ٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص 2). زمان بیکران از ازل تا ابد. زمان نامتناهی ازلا و ابداً. (یادداشت مؤلف ). عبارت است از زمان ممدود. اسم است مرمدت این جهان را از آغاز نیستی و پیدایش آن تا زمانی که اجلش در رسد و از هر مدت درازی به دهر تعبیر کنند به خلاف زمان که آن بر مدت کم و زیاد تعبیر شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || سال و عصر و زمان. (ناظم الاطباء). عهد. عصر. زمان. دوره. روزگار. (مجمل اللغة) (ترجمه ٔ علامه ٔ جرجانی ص 49). زمانه. (مقدمه ٔ میر سید شریف جرجانی ص 2). روزگار و زمانه. (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) :
دعوی کنی که شاعر دهرم ولیک نیست
در شعر تو نه حکمت و نه لذت و نه چم.
شهیدبلخی.
ای خسروی که نزد همه خسروان دهر
بر نام و نامه ٔ تو نوا و فرسته شد.
دقیقی.
کار این دهر بین و دور فلک
وان دگر بازهل به مردم لک.
خسروی.
ببخشد درم هرچه یابد ز دهر
همی آفرین خواهد از دهر بهر.
فردوسی.
همان نیز یکباره بر چار بهر
ببخشید تا شاد باشد ز دهر.
فردوسی.
بمان تا بمانم به دهر اندکی
کز آزادگان تو باشم یکی.
فردوسی.
نیاگان ما نامداران بدند
به دهر اندرون کامگاران بدند.
فردوسی.
بی از آن کامداز او هیچ خطا از کم و بیش
سیزده سال کشید او ستم دهر ذمیم.
بوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی ).
ای به غفلت خفته زیر دام دهر
ایمنی چون یافتی زین مفتتن.
ناصرخسرو.
دهر با صابران ندارد پای
مثلی زد لطیف آن سرهنگ.
ناصرخسرو.
ای به بی دانشی شده شب و روز
فتنه بر دهر و دهر بر تو به جنگ.
ناصرخسرو.
این هر دو شب و روز دو گفتار دروغند
کاین دهر همی گوید همواره مستَّر.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 158).
و ...

معنی دهر به فارسی

دهر
روزگاربی پایان که اول و آخرندارد، زمان دراز
( اسم ) ۱ - روزگار زمانه . ۲ - عهد عصر زمان دوره . ۳ - ( تصوف ) اسمائ الحسنی . ۴ - زمان نامتناهی است از لا و ابدا . ۵ - مقدار هستی و مدت و امتداد پایندگی ذوات بی ملاحظه امور متغیره حادثه چنانکه در زمان ملحوظ است جمع دهور . یا دهر اسفل وعائ و طباع کلیه را از حیث انتساب آنها بمبادی عالیه دهر اسفل گویند ( دررالفوائد ۱۴۸ ) . یا دهر ایسر وعائ مثل معلقه ( ایضا ) یا دهر ایمن . وعائ عقول طولیه مترتبه و عرضیه متکائفه ( ایضا ) . یا دهر کاسه گردان روزگار جهان پایین عالم سفلی .
سند هند یکی از مذاهب علمی فلکی علمای هند .
همیشه همواره : (( ابدالابدین و دهر الداهرین پای بند آرزو باشد .))
نکوهش دنیا
هم زادان مردم روزگار
هرگز ابدا
خط زمانه کنایه از روزگار
کنایه از آسمان
حدثان دهر

معنی دهر در فرهنگ معین

دهر
(دَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - روزگار، زمانه . ۲ - عهد، دوره .

معنی دهر در فرهنگ فارسی عمید

دهر
روزگار بی پایان که اول و آخر ندارد، زمان دراز، عصر و زمان، زمانه.

دهر در دانشنامه اسلامی

دهر
دهر زمان طویل و امد ممدود است. راغب گفته است: «دهر» اسم مدت عالم است از آغاز وجود تا پایان آن. دهریه که به دهر منسوب هستند، گروهی از کافرانند که منکر الوهیتند؛ به قدم دهر قائلند و حوادث را به دهر نسبت می دهند و بر این باورند که صانع موالید، نجوم و افلاک است.
دهر که در لغت فرانسوی به Eon نامیده می شود، در لغت اطلاقات بسیاری دارد؛ مدت طولانی و مدت دراز عمر، غایت عادت، غلبه همیشگی، اسماء حسنی ، هزار سال. ناصر خسرو معتقد است که دهر بقای مطلق است برای ارواح مجرد و در اجسام نیست و فساد و فنا در آن راه ندارد.
← دیدگاه فلاسفه
۱. دهر اسفل: ظرف طبایع کلی از حیث انتساب آنها به مبادی عالی است. ۲. دهر ایسر: ظرف مثالهای معلق است. ۳. دهر ایمن: ظرف عقول مترتب بر یکدیگر و عقول عرضی متکافی و هم رتبه است. ۴. دهر ایمن اسفل: ظرف نفس های کلی است.
تفاوت دهر با زمان
زمان قسمتی از دهر است که به واسطه حرکتهای افلاک پیموده شده است و نام آن حرکتها، روز و شب و ماه و سال است و دهر زمان ناپیموده است که آغاز و پایانی ندارد بلکه زمان درنگ و بقاء مطلق است.
دهر
معنی دَّهْرِ: در اصل به معناي طول مدت عالم از اول پيدايش تا آخر انقراض آن بوده ، و در آيه شريفه "هل اتي علي الانسان حين من الدهر" به همين معنا است ، ولي بعد از آن هر مدت طولاني را هم دهر گفتهاند .
تکرار در قرآن: ۲(بار)
در بعضی از تعبیرات «دهر» به معنای «ابناء روزگار» و «مردم زمانه» به کار رفته، که بزرگان از بیوفایی آنها شکوه کرده اند.
زمان. چنانکه در صحاح و قاموس گفته است. ابن اثیر و اقرب الموارد آن را زمان طویل گفته‏اند، مجمع گذشتن شب و روز گفته که همان زمان باشد. راغب می‏گوید: دهر در اصل تا آخر سپس هر مدّت کثیر را دهر گفته‏اند و آن بر خلاف زمان است که زمان بر قلیل و کثیر گفته می‏شود . در نهج البلاغه خطبه 32 آمده «اَصْبَحْنا فی دَهْرٍ عَنُودٍ...» یعنی در زمانی عنود و چمودش واقع شدیم. نا گفته نماند دهر را زمان مطلق معنی کردن بهتر است چنانکه از صحاح و قامکوس و مجمع نقل شد یعنی گفتند نیست زندگی مگر فقط این زندگی مگر فقط این زندگی ما، می‏میریم و عده‏ای متولّد می‏شوند. ما ...

ارتباط محتوایی با دهر

دهر در جدول کلمات

معنی دهر به انگلیسی

universe (اسم)
کیهان ، عالم ، افرینش ، دنیا ، جهان ، گیتی ، کائنات ، عالم وجود ، دهر ، کون و مکان

دهر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
واژه " دهر" تازی شده (معرب) واژه پارسی " دیرند" است که بخش نخست " دیر " به معنای کهن و زمان گذشته است و بخش دوم " اند" به معنای چندی و چند و روی هم به معنای روزگاری چند و گذشته دور معنی می دهد.
hadi_g.a
روزگار
حمیدرضا دادگر_فریمان
ایام، روزگار، زمانه، دنیا، گیتی،دوره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی علامه دهر   • علامه دهر که بود   • علامه دهر کیست   • دهری   • ضرب المثل علامه دهر   • سوره دهر   • دحر   • معنی کابین   • معنی دهر   • مفهوم دهر   • تعریف دهر   • معرفی دهر   • دهر چیست   • دهر یعنی چی   • دهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دهر
کلمه : دهر
اشتباه تایپی : niv
آوا : dahr
نقش : اسم
عکس دهر : در گوگل

آیا معنی دهر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران