برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

دلسوز

/delsuz/

مترادف دلسوز: رئوف، رحم دل، رحیم، شفیق، غمخوار، غمگسار، مشفق، مهربان

معنی دلسوز در لغت نامه دهخدا

دلسوز. [ دِ ] (نف مرکب ) دل سوزنده. آنکه دلش بر حال دیگران بسوزد. (آنندراج ). مشفق. مهربان. غمخوار. خیرخواه. خیراندیش. (ناظم الاطباء). تیماردار. مهربان. آنکه غم کسی خورد. آنکه غم تو خورد. مهربان. که غم زیان و مصیبت تو خورد :
کجا نام او جندل راهبر
به هر کار دلسوز بر شاه بر.
فردوسی.
به رنج دل بپروردی امیرا نیک نامی را
چنان چون مادر دلسوز فرزند گرامی را.
فرخی.
عقیقین لبم پیروز گشته
جهان بر حال من دلسوز گشته.
(ویس و رامین ).
دلسوز چند بود همی خواهی
خیره بر این خسیس تن ای مسکین.
ناصرخسرو.
راتبم گندمیست هر روزی
از یکی پارسای دلسوزی.
سنائی.
دلسوز ما که آتش گویاست قند او
آتش که دید دانه ٔ دلها سپند او.
خاقانی.
سایبانست بر تو بخت سپید
آن سپیدی بخت دلسوز است.
خاقانی.
بر تن ز سرشک جامه ٔ عیدی
در ماتم دوستان دلسوز.
خاقانی.
بودند بر او چو دایه دلسوز
تا رفت بر این یکی شبانروز.
نظامی.
گفتا منم آن رفیق دلسوز
کز من شده روز او بدین روز.
نظامی.
امیدم هست کز روی تو دلسوز
بروز آرم شبم را هم یکی روز.
نظامی.
همان پندارم ای دلدار دلسوز
که افتادم ز شبدیز اولین روز.
نظامی.
در آن حلقه که بود آن ماه دلسوز
چو مار حلقه می پیچید تا روز.
نظامی.
آشنائی نه غریبیست که دلسوز منست
چو من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت.
حافظ.
- خواهر دلسوز ؛ خواهر مهربان : خواهر دلسوز استخوان مرا با هفت گلاب شسته ، من همی شدم یک بلبل پر.
- دلسوز شدن ؛ غمخوار شدن. مهربان شدن :
چنان کن که هرکس که نزدیک اوست
به رادی شود با تو دلسوز و دوست.
اسدی.
|| آنکه یا آنچه متألم سازد بسختی. سوزنده ٔ دل. (یادداشت مرحوم دهخدا). سوزاننده ٔ دل. تأثرانگیز. غم انگیز :
بدین تلخی که شیرینست ا ...

معنی دلسوز به فارسی

دلسوز
کسی که دلش بحال دیگربسوزدودرباره اوغمخواری کند
( صفت ) آنکه دلش بحال دیگری بسوزد مشفق مهربان غمخوار .
شقایق

معنی دلسوز در فرهنگ فارسی عمید

دلسوز
کسی که دلش به حال دیگری بسوزد و دربارۀ او غمخواری و مهربانی کند.

دلسوز در جدول کلمات

معنی دلسوز به انگلیسی

pitier (اسم)
دلسوز
compassionate (صفت)
مهربان ، رحیم ، دلسوز ، شفیق ، غم خوار
sympathetic (صفت)
دلسوز ، شفیق ، غم خوار ، مشفق ، همدرد
piteous (صفت)
دلسوز ، رقت انگیز ، جانگداز ، رقت بار

معنی کلمه دلسوز به عربی

دلسوز
رحيم , متعاطف

دلسوز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ze
Piteous یعنی دلسوز و دلسوز یک صفته پس بهتره این رو استفاده کنیم
صبا 🌻
مهربان .
از خود گذشته.
حمیدرضا دادگر_فریمان
رئوف، رحم دل، رحیم، شفیق، غمخوار، غمگسار، مشفق، مهربان
Farhood
caring

Women feel society's expectation that they should be caring and nurturing
انتظار اجتماع از زن‌ها اینه که دلسوز/با عاطفه/ملاحظه کار/حامی/ مراقب و پرورش دهنده باشند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دلسوز خالدی جدید   • دلسوز خالدی غمگین   • معنی دلسوز   • دلسوز خالدی اپارات   • دلسوز در جدول   • دانلود فول آلبوم دلسوز خالدی   • دلسوز خالدی 2015   • آهنگهای جدید دلسوز خالدی   • مفهوم دلسوز   • تعریف دلسوز   • معرفی دلسوز   • دلسوز چیست   • دلسوز یعنی چی   • دلسوز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دلسوز

کلمه : دلسوز
اشتباه تایپی : ngs,c
آوا : delsuz
نقش : صفت
عکس دلسوز : در گوگل

آیا معنی دلسوز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )