برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

دقیق

/daqiq/

مترادف دقیق: ظریف، نازک، نرم، باریک، باریک بین، ژرف نگر، کنجکاو، نکته بین، نکته سنج

برابر پارسی: تیز بین، مو شکاف، ژرف نگر، ژرف بین، باریک بین، تیزنگر، درست تیزنگر، ریزبین، مو به مو

معنی دقیق در لغت نامه دهخدا

دقیق. [ دَ ] (ع ص ) باریک از هر چیز. (منتهی الارب ). چیزی باریک. (دهار). خلاف غلیظ. (از اقرب الموارد). نازک. تنک. لطیف. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
جاودان ، قاری ، بنازد دوش دهر
زین دقیقی و دقیق نادره.
نظام قاری (دیوان ص 25).
چو در مشابهت اندک ملابست کافیست
مساز دق دقیق مرا به دق ابتر.
نظام قاری (دیوان ص 20).
- دقیق الخصر ؛ باریک میان. لاغرمیان. (فرهنگ فارسی معین ).
- دقیق الفکر ؛ نازک اندیش. نازک اندیشه. باریک اندیشه. (فرهنگ فارسی معین ).
- دقیق النظر ؛ باریک بین. خرده بین. تیزبین. (فرهنگ فارسی معین ) : اما شاعر باید که سلیم الفطره ، عظیم الفکره ، صحیح الطبع، جیدالرویه ، دقیق النظر باشد... (چهارمقاله ص 47).
|| باریک بین. (یادداشت مرحوم دهخدا). || کار پوشیده و دورو. خلاف واضح. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کار پوشیده. (دهار). امر غامض. (اقرب الموارد). || کم خیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرد بی خیر. (دهار). || چیز اندک. (غیاث ). || خوار.(دهار). || (اِ) آرد. (منتهی الارب ) (دهار). آرد باریک. (غیاث ). طحین. (اقرب الموارد). ج ، دِقاق ، اَدِقّة، دَقائق. (ناظم الاطباء).
- دقیق النخل ؛ به فارسی آنرا گشن خرما و گرد خرما خوانند. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از فهرست مخزن الادویة). گرد نخل نر که نخل ماده را بارور کند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
|| گوسپند. (منتهی الارب ). غنم. (اقرب الموارد). || نزد پزشکان ، سومین روده است. (از کشاف اصطلاحات الفنون از بحر الجواهر). و رجوع به دقاق شود.

معنی دقیق به فارسی

دقیق
باریک، کم، هرچی نرم، آرد، کارپوشیده ودشوار
( صفت ) ۱ - باریک نازک . ۲ - نرم . ۳ - خرد کوچک . ۴ - باریک بینی نازک اندیشی . ۵ - نکته باریک امر غابض جمع ادقائ ادقه .
[precise] [مهندسی نقشه برداری] ویژگی روش یا دستگاهی که بتواند نتایجی ارائه دهد که در صورت تکرارِ عمل، تغییر اندکی داشته باشد
باریک میان لاغر میان
نازک اندیش نازک اندیشه باریک اندیشه .
باریک بین خرده بین تیزبین : (( اما شاعر باید که سلیم الفطره عظیم الفکره صحیح الطبع جیدالرویه دقیق النظر باشد ...)
[dead size, dead measure, exact size, exact measure] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ابعاد اندازه گیری شده و درست چوب در هر مرحله از تبدیل و فراوری
( اسم ) سپیدار
[precise traverse] [مهندسی نقشه برداری] اصطلاحی که پیش از مه 1925 در برخی نهادهای نقشه برداری ایالات متحده برای رده ای از پیمایش ها به کار می رفت که تقریباً برابر است با ردۀ پیمایش های درجۀ دو از طبقۀ II مطابق با طبقه بندی 1974
[precise levelling, levelling of high precision] [مهندسی نقشه برداری] نوعی ترازیابی که با دقت و سرشکنی مکرر و واسنجی تجهیزات انجام می شود متـ . ترازیابی درجه یک first-order levelling
[precision approach] [حمل ونقل هوایی] تقربی که در آن اطلاعات مربوط به بُرد و سمت و زاویۀ سُرش در اختیار خلبان قرار می گیرد
رادار تقرب ...

معنی دقیق در فرهنگ معین

دقیق
(دَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - باریک ، نازک . ۲ - خرد، کوچک .

معنی دقیق در فرهنگ فارسی عمید

دقیق
۱. نکتۀ باریک.
۲. کار پوشیده و دشوار، امر غامض.
۳. [قدیمی] باریک.
۴. [قدیمی] کم.
۵. [قدیمی] هرچیز نرم.
۶. (اسم) [قدیمی] آرد.

دقیق در جدول کلمات

دقیق
رطب
دقیق اندیشیدن
باریک اندیشی
اسبابی دقیق برای اندازه گیری قطر
کولیس
به مجموعه عملیاتی که منجر به ساخت و اندازه گیری دقیق دهانه درونی لوله توپ و اسلحه های گرم می شود | می گویند
کالیبراسیون
شخص دقیق و باریک بین
نکته سنج
ابزار اندازه گیری دقیق طول برای طر اجسام کوچک
کولیس

معنی دقیق به انگلیسی

watchfulness (اسم)
دقیق ، مراقبت ، هشیاری ، پاسداری
tenuous (صفت)
دقیق ، نازک ، لطیف ، باریک ، بدون نقطه اتکاء
particular (صفت)
دقیق ، خاص ، مخصوص ، منحصر بفرد ، تک ، خصوصی ، ویژه ، بخصوص ، مختص ، نکته بین
literal (صفت)
دقیق ، واقعی ، حرفی ، تحت اللفظی ، لفظی
punctilious (صفت)
دقیق ، نکته سنج ، بسیار مبادی اداب
scrutinizing (صفت)
دقیق ، مراقب
careful (صفت)
بیم ناک ، دقیق ، ساعی ، مواظب ، متوجه ، محتاط ، بادقت ، با احتیاط
accurate (صفت)
دقیق ، صحیح ، درست
precise (صفت)
صریح ، دقیق ، جامع ، مختصر و مفید ، خیلی دقیق
exact (صفت)
کامل ، دقیق ، صحیح ، درست ، عینی
detailed (صفت)
دقیق ، مفصل ، مشروح ، پر جزئیات ، بتفصیل ، مطول
stringent (صفت)
دقیق ، سخت ، تند و تیز ، غیر قابل کشش ، محکم بسته شده
astringent (صفت)
دقیق ، گس ، تند و تیز ، قابض ، داروی قابض ، سخت گیر ، شاق
tender (صفت)
دقیق ، حساس ، مهربان ، نازک ، لطیف ، ترد ، باریک ، با ملاحظه ، مشفق ، محبت امیز ، تنک ، ترد و نازک
advertent (صفت)
دقیق ، مواظب ، متوجه
watchful (صفت)
دقیق ، مواظب ، مراقب ، پاسدار ، بی خواب
exquisite (صفت)
دقیق ، حساس ، سخت ، مطبوع ، عالی ، شدید ، دلپسند ، نفیس ، بدیع
wistful (صفت)
دقیق ، مشتاق ، خیال اندیش ، ارزومند ، در انتظار
sound (صفت)
دقیق ، بی عیب ، بی خطر ، استوار ، سالم ، مستدل
set (صفت)
دقیق ، روشن ، لجوج ، واقع شده
punctual (صفت)
صریح ، دقیق ، بموقع ، خوش قول ، نقطه نقطه ، نقطه دار ، معنی دار ، نیش دار ، وقت شناس ، ثابت در یک نقطه ، نقطه مانند ، لایتجزی ، نکته دار ، با ذکر جزئیات دقیق ، اداب دان
astute (صفت)
دقیق ، زیرک ، هوشیار ، ناقلا ، دانا ، موشکاف ، محیل
scholastic (صفت)
دقیق ، استادانه ، مدرسه ای ، اموزشگاهی ، مدرسهیی
subtle (صفت)
دقیق ، زیرک ، محیل ، لطیف ، تیز و نافذ

معنی کلمه دقیق به عربی

دقیق
حرفي , حريص , دقيق , صوت , عرض , غير ملحوظ , فطن , مادة مقلصة , متانق , مضبوط , معين
إِحکام
حريص
دقيق
خاطي , غير دقيق

دقیق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
نازک بین
سوگند
درست
هومن دبیر
ریزگار
خشایار انوشه
خردکار
پیام هوخت
خردبین
اشکان
تغ ریشه لغت عربیزه دقت (تغ ات=پسوند حالت) است که در واژگان ارمنی տեղեկացում teghekats’um به معنای دقت کردن notice وտեղեկանալ teghekanal به معنای یادگیری به کار میرود. بدینسان روشن میشود که واژگان عربی مداقه تدقیق دقیق دقیقه جعلی هستند. شاید لغت تغ به معنای ذهن یا کلنجار رفتن با ذهن باشد.

شهاب آتشزاد
رَزَند
هومن دبیر
نزومان(فرهنگ پهلوی)
نیما ابراهیمی
پرسون از پهلوی
محمد مظلوم
موشکاف
میم نون
بجا
حمیدرضا دادگر_فریمان
ظریف، نازک، نرم، باریک، باریک بین، ژرف نگر، کنجکاو، نکته بین، نکته سنج،موشکاف
ریحانه
ریشه ی کلمه ی دقیق
سیامک یوسفی
مو به مو
شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با او - همه مو به مو شمارم غم بیشمار خود را

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نرم افزار حسابداری دقیق   • اموزش نرم افزار حسابداری دقیق   • آموزش حسابداری دقیق   • نرم افزار حسابداری دقیق پیشرفته   • آموزش نرم افزار حسابداری دقیق   • سایت نرم افزار حسابداری دقیق   • دانلود رایگان نرم افزار حسابداری دقیق   • آسان دقیق   • معنی دقیق   • مفهوم دقیق   • تعریف دقیق   • معرفی دقیق   • دقیق چیست   • دقیق یعنی چی   • دقیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دقیق

کلمه : دقیق
اشتباه تایپی : nrdr
آوا : daqiq
نقش : صفت
عکس دقیق : در گوگل

آیا معنی دقیق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )