برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1437 100 1

دقاق

معنی دقاق در لغت نامه دهخدا

دقاق. [ دَق ْقا ] (ع ص ، اِ) آردفروش. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منسوب به دقیق که اشتغال به عمل آرد را میرساند. (از الانساب سمعانی ). || آنکه آرد بسیار دارد. (از اقرب الموارد). || کوبنده ٔ چیزی. (غیاث ) (آنندراج ). || قصار، که جامه را می کوبد. (غیاث ) (آنندراج ). گازر. (ناظم الاطباء).

دقاق. [ دَق ْ قا ] (اِخ ) لقب حسن بن محمدبن دقاق نیشابوری ، مشهور به ابوعلی دقاق ، عالم قرن چهارم هجری است. رجوع به ابوعلی (حسن بن...) شود.

دقاق. [ دَق ْقا ] (اِخ ) لقب علی بن عبیداﷲ دقیقی. رجوع به ابوالقاسم (علی بن عبیداﷲ...) و علی (ابن عبیداﷲ...) شود.

دقاق. [ دِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ دقیق ، به معنی باریک. (غیاث ) (ناظم الاطباء). || ج ِ دقیقة. || ریزه و تراشه. (ناظم الاطباء).
- دقاق العیدان ؛ ریزه های چوب. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به دُقاق شود.
- دقاق الکندر ؛ ریزه های کندر که از او متقشر گردد. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از مخزن الادویة).
|| همم دقاق ؛ همتهای فرومایه ، گویند: لهم همم دقاق ؛ أی خساس. (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). || نام معاء سیم از امعاء سته ، و نام دیگر آن لفایف است.(یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به دقیق و امعاء و امعاء دقاق شود.

دقاق. [ دُ ] (ع اِ) ریزه و شکسته از هر چیز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
- دقاق العیدان ؛ ریزه های چوب ،و آنرا بکسر اول نیز خوانند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
|| باریک. (منتهی الارب ). دقیق. (اقرب الموارد).

دقاق. [ دُ ] (اِخ ) از زنان مغنی و زیباچهره بود که غناء را نزد مغنیان بزرگ عهد عباسی فراگرفت و مدتی نزد حمدونه دختر رشید میزیست. (از اعلام النساء از الاغانی اصفهانی و نهایة الارب نویری ).

دقاق. [ دُ ] (اِخ ) ابن تتش بن الب ارسلان سلجوقی ، مکنی به ابونصر و ملقب به شمس الملوک. از سلاجقه ٔ شام. وی 488 هَ. ق. پس از وفات پدرش در دمشق به سلطنت نشست و در هجدهم رمضان سال 492 هَ. ق. درگذشت و گویند مادرش او را با انگور زهرآلود هلاک نمود. (از دایرةالمعارف فارسی ) (طبقات سلاطین اسلام لین پول ). و رجوع به تاریخ ابن خلکان شود.

معنی دقاق به فارسی

دقاق
دقیق، باریک، ری ه وشکسته وخرده چیزی، بسیارکوبنده، آردفروش، گازرهم گفته شده است
۱ - ( اسم ) باریکی . ۲ - ( صفت ) باریک دقیق . ۳ - خرده ریز .
ابن تتش بن الب ارسلان سلجوقی مکنی به ابو نصر و ملقب به شمس الملوک . از سلاجقه شام .
از حفاظ حدیث و مردی ثقه بوده است
ابن علی بن محمد مکنی بابوعلی بغدادی شافعی اوراست کتاب الضحایا
عبیدالله دقیقی بغدادی مشهور به دقاق و مکنی به ابوالقاسم

معنی دقاق در فرهنگ معین

دقاق
(دَ قّ) [ ع . ] (اِ.) آردفروش .
(دُ) [ ع . ] ۱ - (اِ.)باریکی . ۲ - (ص .) باریک ، دقیق . ۳ - خرده ریز.

معنی دقاق در فرهنگ فارسی عمید

دقاق
۱. بسیارکوبنده.
۲. آردفروش.
۳. گازر.
دقیق، باریک.

دقاق در دانشنامه ویکی پدیا

دقاق
دقاق یک نام خانوادگی است. افراد شاخص با این نام عبارت اند از:
دُقاق تیمور یالیغ، سرکرده اغوز و پدر سلجوق.
ابونصر دُقاق، سلطان سلجوقی شام.
دقاق معروف با نام تیمور یالیق، جد خاندان سلجوقی و پدر سلجوق بود. او یکی از فرماندهان نظامی ایالت اوغوز یابغو بود که یک سرزمین وسیع از سواحل شمالی دریای خزر تا مرزهای مغولستان و چین و دریاچهٔ خوارزم در مرکزش و مرزهای شمالی خراسان در جنوبش در بر می گرفت.
سلجوق بیگ
ارسلان یابغو
موسی یابغو
یونس یابغو
میکائیل یابغو
طغرل یکم
ار داش
ابراهیم ینال
چغری بیگ
آلپ ارسلان
ملک شاه یکم
برکیاروق
ملک شاه دوم
ابوعلی حسن بن محمد دقاق نیشابوری (اختصاراٌ دَقّاق یا دَقّاق نیشابوری)(به عربی: أبو علی الحسن بن علی الدقاق النیسابوری) از صوفیان و عارفان ایرانی در سده چهارم و اوائل سده پنجم هجری بود.
متن هایی دربارهٔ دقاق در ویکینبشته
البدایة والنهایة - الجزء الثانی عشر- ۴۱۲
دکتر مهدی دهباشی و دکتر سید علی اصغر میرباقری فرد. تاریخ تصوف (جلد ول) سیر تطور عرفان اسلامی از آغاز تا قرن ششم هجری. سمت، ۱۳۹۴. ۱۲۷. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۰۲-۰۲۴۹-۱.
پدرش آردفروشی از اهل نیشابور بود؛ به همین سبب او را دقاق می گفتند. مولد و موطن ابوعلی را نیشابور نوشته اند.
وی در تصوف شاگرد و مرید ابوالقاسم ابراهیم نصرآبادی بود، از این رو نسب عرفانی اش به جنید و از طریق او به تابعین می رسد. خود در این باره می گوید: «این طریق را از نصرآبادی گرفتم و او از شبلی و او از جنید و او از سری سقطی و او از داود طایی و او از معروف کرخی و او از تابعین». ابوعلی شاگردان مشهوری مانند ابوالقاسم قشیری، ابوالمظفر محمدبن اسماعیل شجاعی و ابوبکر صیرفی داشت.
دقاق را از صاحبان تألیف در این دوره دانسته و این آثار را به وی نسبت داده اند: تاویل بعضی آیات قرآن، زهد، خلافت و مواعظ که بر سیصد و شصت مجلس مشتمل بود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دقاق

دقاق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حیدر نیک آیین
کوچه ی باریک را نیز گویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت دکتر عباس دقاق زاده   • دکتر دقاق زاده تهران   • آدرس مطب دكتر دقاق زاده در تهران   • دکتر دقاق زاده دیسک کمر   • دکتر دقاق زاده اصفهان   • دکتر دقاق زاده متخصص گوارش   • بیوگرافی دکتر عباس دقاق زاده   • آدرس مطب دکتر دقاق زاده   • معنی دقاق   • مفهوم دقاق   • تعریف دقاق   • معرفی دقاق   • دقاق چیست   • دقاق یعنی چی   • دقاق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دقاق
کلمه : دقاق
اشتباه تایپی : nrhr
عکس دقاق : در گوگل

آیا معنی دقاق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )