برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

دشمن

/doSman/

مترادف دشمن: بدخواه، خصم، عدو، متخاصم، مخالف، معاند، منازع

متضاد دشمن: دوست، محب

معنی دشمن در لغت نامه دهخدا

دشمن. [ دُ م َ ] (اِ مرکب ) (از: دش ، بد و زشت + من ، نفس و ذات ، و برخی گویند مرکب از «دشت » به معنی بد و زشت و «من » است ) بدنفس. بددل. زشت طبع. به معنی مفرد و جمع بکار رود. (از غیاث ). آنکه عداوت می کندبه شخص و کسی که ضرر می رساند. حریف مخالف و ضد و معارض و مبغض. (ناظم الاطباء). بدخواه. بدسکال. بَغوض. (دهار). بَغیض. حَص ّ. حُصاص. خَصم. خَصیم. رَهْط. رَهَط. عادی. عَدوّ. مشاحن. (منتهی الارب ) :
چو هامون دشمنانت پست بادند
چو گردون دوستان والا همه سال.
رودکی.
یار بادت توفیق روزبهی با تو رفیق
دوستت باد شفیق دشمنت غیشه و نال.
رودکی.
پیش تیغ تو روز صف دشمن
هست چون پیش داس نو کرپا.
رودکی.
میلفنج دشمن که دشمن یکی
فراوان و دوست ار هزار اندکی.
بوشکور.
صف دشمن ترا ناستد پیش
ور همه آهنین ترا باشد.
منجیک.
دلت گر به راه خطا مایل است
ترا دشمن اندر جهان خود دل است.
فردوسی.
نخواهم پدر یاری من کند
که بیغاره زین کار دشمن کند.
فردوسی.
زمین کوه تا کوه پرخون کنیم
ز دشمن زمین رود جیحون کنیم.
فردوسی.
همه زیر دستان ز من ایمنند
اگر دوستدارند و گر دشمنند.
فردوسی.
چو نامه سوی مرزداران رسید
که آمد جهانجوی دشمن پدید.
فردوسی.
چنین گفت موبدکه مرده بنام
به از زنده دشمن بدو شادکام.
فردوسی.
ز دشمن دوستی ناید وگر چه دوستی جوید
در این معنی مثل بسیار زد لقمان و جز لقمان.
فرخی.
که حسد هست دشمن ریمن
کیست کو نیست دشمن دشمن.
عنصری.
من ترا مانم بعینه تو مرا مانی درست
دشمن خویشیم هر دو دوستار انجمن.
منوچهری.
ز دشمن کی حذر جوید هنرجوی
ز دریا کی بپرهیزد گهرجوی.
(ویس و رامین ).
نگردد موم هرگز هیچ آهن
نگردد دوست هرگز هیچ دشمن.(ویس و رامین ...

معنی دشمن به فارسی

دشمن
بدخواه، عدو، خصم، ضددوست، کسی که بدی وزیان دیگری، رابخواهد، وکینه اورادردل داشته باشددشمن وی، خوانده میشود
( اسم ) آنکه بد خواه دیگریست عدو خصم مخالف مقابل دوست حب .
[ گویش مازنی ] /deshmen/ دشمن
( صفت ) آنکه دشمن را مغلوب سازد محو کننده خصم .
ایجاد دشمنی . دشمنی انداختن .
( صفت ) آنکه دشمن را پرورش میدهد کسی که دشمن بوجود می آورد .
[brinkmanship] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] روشی برای گرفتن حداکثر امتیاز از رقیب در یک بحران سیاست خارجی ازطریق تظاهر به مبادرت به جنگ
آنکه خوی دشمن دارد .
دشمن دارنده .
عمل دشمن دار .
مکروه داشتن و نفرت داشتن و تنفر داشتن .
کراهت داشته .
( صفت ) بصورت دشمن خصم گونه : [[ تو روا داری خداوند سنی که مرا مبغوض و دشمن رو کنی ? ]] ( مثنوی )
بصورت دشمن . خصم گونه .
زاده دشمن و زاده خصم
سومین طایفه از طوایف ممسنی فارس است .
...

معنی دشمن در فرهنگ معین

دشمن
(دُ مَ) [ په . ] (اِ.) آن که بد فرد دیگری را خواهان است ، عدو.

معنی دشمن در فرهنگ فارسی عمید

دشمن
کسی که بدی و زیان کس دیگر را بخواهد و کینه از او در دل داشته باشد، بدخواه، عدو، خصم.
آن که برای خود دشمن به وجود آورد یا دشمن خود را نوازش کند، دشمن پرورنده.
۱. به صورت دشمن، مانند دشمن.
۲. [مجاز] کسی که مردم از دیدن او نفرت داشته باشند.
دشمن شکرنده، کسی که دشمن خود را درهم شکند و خرد کند.
کسی که دشمن را شکست دهد و بر او چیره شود، شکنندۀ دشمن.
کسی که اوضاع و احوالش بر وفق مراد دشمن است، مطابق کام و آرزوی دشمن، تیره بخت: محنت زده ای غریب و رنجور / دشمن کامی ز دوستان دور (نظامی۳: ۴۱۵).
آن که دشمن را بکشد، کشندۀ دشمن.
آن که دشمن غریبان باشد، دشمن غریب.
آن که به وطن خود خیانت می کند، دشمن وطن.

دشمن در دانشنامه ویکی پدیا

دشمن
دشمن (به انگلیسی: The Enemy) سومین تک آهنگ آلبوم آی وی از گروه هوی متال گادسمک می باشد که در اواخر سال ۲۰۰۶ انتشار یافت. شعر این ترانه را سالی ارنا سروده است. دشمنی در بازی پرطرفدار دبلیو دبلیو ای اسمکداون وی اس راو ۲۰۰۷ مورد استفاده قرار گرفت.
سالی ارنا: آواز، گیتار ریتم، تهیه کننده
تونی رامبولا: لید گیتار
رابی مریل: بیس
شنون لارکین: درامز
اندی جونز: هیه کننده
دشمن فیلمی به کارگردانی خسرو پرویزی و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۲ است.
ناصر ملک مطیعی
نوش آفرین
مرتضی عقیلی
حسین گیل
محمدتقی کهنمویی
گیتی فروهر
پریسا
مستانه
زکریا هاشمی
علی دهقان
شهرام ثمینی پور
عده ای پس از بازی قمار در جادهٔ حاشیهٔ نخلستان حبیب (ذکریا هاشمی) را زیر اتومبیل بشیر (ناصر ملک مطیعی) می اندازند و او جان می دهد. وجیه (نوش آفرین)، همسر حبیب، و پدر او (محمدتقی کهنموئی) با شکایت خود بشیر را به زندان می اندازند؛ اما بشیر به قید ضمانت آزاد می شود. وجیه برای تأمین معاش پسرش ممل (شهرام ثمینی پور) و پدر شوهرش در جستجوی کار است؛ اما مؤفق نمی شود کار آبرومندی بیابد. او به توصیهٔ یکی از دوستانش خوانندهٔ کابارهٔ خلیج فارس می شود. بشیر مراقب او است، و از طریق دوستش کاظم (مرتضی عقیلی) برای آنها پول می فرستد. وجیه به تدریج به بی گناهی و صداقت بشیر پی می برد. زنی که دوست قادر (حسین گیل) است فاش می کند که حبیب به دست قادر کشته شده و سپس توسط او زیر اتومبیل بشیر انداخته شده است. بشیر با قادر درگیر می شود، و در نزد اهل محل او را وادار به اعتراف می کند.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دشمن

دشمن در جدول کلمات

دشمن
عدو
دشمن بزرگ مادها
آشور
دشمن درخت
تبر
دشمن سخت
لدود, لد
دشمن سرسخت
لد,الد, لدود
دشمن فرشته
دیو
دشمن گربه
موش
دشمن موش
گربه
علامت دادن به دشمن برای حمله به خود یها در جنگ
گرا
یکی از راه های که برای در امان ماندن موجودات زنده و غیرزنده از دیده شدن به وسیله دشمن به کار می رود
استتار

معنی دشمن به انگلیسی

adversary (اسم)
مدعی ، دشمن ، مخالف ، رقیب ، حریف ، خصم ، عدو ، هم اورد ، ضد ، مبارز
enemy (اسم)
دشمن ، خصم ، عدو ، منازع
hostile (اسم)
دشمن ، عدو ، ضد
foe (اسم)
دشمن ، مخالف ، حریف ، خصم ، عدو ، ضد
antagonist (اسم)
دشمن ، مخالف ، رقیب ، خصم ، عدو ، هم اورد ، ضد
foeman (اسم)
دشمن ، خصم

معنی کلمه دشمن به عربی

دشمن
خصم , عدو , معادي
لااجتماعي
اثر عداء , عدو
تغيير حسابات العدو

دشمن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حسین شاه علی
عربی:عدو
محرب
جاوید مدرس اول
دشمن (d�şmən): ریشه ترکی دارد

دشمن = دوشمان= دوش (دوشمک : افتادن، در افتادن، d�şmək) مان (پسوند) = در افتاده، لج کرده

پسوند مان در کلمات دیگری نظیر "دییرمان : آسیاب" ، "قوجامان :بزرگ" ، "آشمان : آشپز" و یامان، دومان و... دیده می شود.
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری
دوشمن
خسروی

در زبان کردی دژمن=دژ(مخالف کینه توز) من (من)=مخالف من
Younes
Hostile:دشمن
نجاتی
از دژمن می آید.
آدم بد
در زمان قدیم به کسانی که مسئول دژ بودند نیز دژمن میگفتند
علی سیریزی
در ایران باستان مترادف دشمن هَنینایا می بوده است.
آزاد ادوای
دژمن یک واژه اورامی یا کوردیست
به معنی فوش دادن نیز میاید
دژمان یعنی فوش
دژمان یعنی کسی که در روبه روی توست
دژ کسی که روبه روی تو وایستاده
این واژه نیز چون نتواستند ژ را تلفظ کنند به ش تلفظ شده
در بعضی جاها نیز دژخیمان بهش میگویند
دژ همان قلعه است
یا همان خیمه یا دخمه به کار برده میشود
مان به معنی خانه است
حمیدرضا دادگر_فریمان
بدخواه، خصم، عدو، متخاصم، مخالف، معاند، منازع
علی باقری
دشمن:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "دشمن " می نویسد : (( دشمن در پهلوی دشمِن dušmen و دژمن duhmen بوده است . ستاک واژه ، من به معنی اندیشه است و همان است که در " مَنِش " و" مینو" نیز دیده می آید و در ریخت مان در " گمان" و "هومان" . دُش یا دُژ پیشاوندی است وارونه ی" بْه" و هو که معنای واژه را از نیک به بد وا می گرداند:" دشمن" . در معنای ریشه ای ، بدمنش و بداندیش است وارونه ی بهمن به معنی بهمنش و نیک اندیش. ))
((نباشد جز از بی‌پدر دشمنش
که یزدان به آتش بسوزد تنش))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 209 )
به نظر نگارنده "من " در واژه ی دشمن با man انگلیسی و آلمانی Mann فرانسوی Homme و .. از یک ریشه هستند به معنی انسان و بشر و دشمن به معنی " انسان بد " معنی می دهد که همان بد اندیش است .
فریبرز
هرچی که توی زبان ترکی به کاربرده می‌شه، ریشه‌ی ترکی نداره.
این از سخت ترین چیزهایی است که میشه به یک دسته فهماند
مجتبی عیوض صحرا
دشمن واژه اوستایی و enemy از واژه فارسی باستان "اینَیِمی یا اینایِمی" آن گرفته شده است!

یادآوری از واژه دوشیارا(دُشیارا):
سَیمام دَهیا اوم اَهورَمَزدَ پاتو: هَچا *اینَیِمی* هَچا *دوشیارا* هَه هَچا *دُروگ*
اهورامزدا این کشور را بپاید از سه چیز:
از *دشمن* ، از خشکسالی و از *دروغ*
این را من با ستایش(نماز) از اهورامزدا خواستارم و امیدوارم که اهورامزدا و ایزدان آن این مهربانی را بر ما ارزانی دارند!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دشمن   • دشمن فیلم   • دشمن در جدول   • متن دشمن   • دشمن کیست   • هم معنی دشمن   • فیلم ایرانی قدیمی دشمن   • دشمن دوست نما   • مفهوم دشمن   • تعریف دشمن   • معرفی دشمن   • دشمن چیست   • دشمن یعنی چی   • دشمن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دشمن
کلمه : دشمن
اشتباه تایپی : nalk
آوا : doSman
نقش : صفت
عکس دشمن : در گوگل

آیا معنی دشمن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )