دشمن از پیشوند دُش یا دُژ به معنی بد. . . پلید. . . و من به معنی اندیشه و فکر ساخته شده.
من یا مان در فارسی میانه به معنی فکر است، این واژه در فارسی نو به شکل "مَنِش" و در لری به شکل منیدن به معنی فکر کردن کاربردی است.
... [مشاهده متن کامل]
نمونه های مان به معنی "اندیشه"
۱. هومان ( فارسی میانه و نوین ) =نیک اندیش
۲. هومَت ( اوستایی ) =پندار نیک، یکی از سه شعار اصلی زرتشتی
۳. دشمن=پلید اندیش
۴. رادمان=کسی که منش و فکر راد ( جوانمردانه ) دارد.
۵. شادمان=کسی که روان و اندیشه شاد دارد.
مهمان اینطور نیست، مهمان از ماندن میاید.
مانستن به معنی شبیه بودن هم جداست.
نمونه کاربردهای دُش یا دُژ در به معنی پلیدی
دُشمن=بد اندیش
دُژخیم=از خیم به معنی اخلاق، و دژخیم به معنی پلید اخلاق
دُشنام=نام و لقب زشت، ناسزا، فحش
دشوار یا دشخوار=سخت ناهموار
دُژآگه=خشمگین و برافروخته
دُش خدایی ( این در فارسی میانه آمده نه نوین ) =پادشاهی و شهریاری بدی و پلیدی
در فارسی و کردی هردو شکل این پیشوند "دُژ" یا "دُش" کاربردی است، ولی در فارسی دُش و در کردی دُژ بیشتر.
این پیشوند با پیشوند dys در یونانی ( که به انگلیسی هم راه یافته ) کاربردی است.
دیستوپیا/dystopia = مدینه ضاله، پادآرمانشهر، شهر ویران شده و بی قانون و ضابطه
دیسلکسیا/dyslexia = اختلالی روانی در خواندن، "دُشخوانی"
دیسفانکشنال/dysfunctional = دارای کارکرد بد، رو هم در رفته، "دُشکار"
این پیشوند می تواند برای ترجمه واژگان عربی ای که در آغاز خود "سوء" دارند به کار رود.
سوء هاضمه = دُشگواری ( که تلفظ مانسته ولی معنایی متضاد با خوشگواری دارد. )
سوء نیّت= دُشسِگالی، بدسگالی
مقابل و خلاف دوستی کردن دشمنی کردن است.
دشمنی کردن یعنی هوای طرف مقابل خود را نداشتن
اذیت کردن ، آزار رساندن
پوست پلنگ پوشیدن . [ ت ِ پ َ ل َدَ ] ( مص مرکب ) جامه از پوست پلنگ به تن کردن . || ( تعبیر مثلی ) سخت بدشمنی و معادات برخاستن : یا رسول اﷲ قریش بیکبار با تو پوست پلنگ پوشیده اند. ( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 1 ج 5، ص 102 س 11 ) . محتمل است این جمله ترجمه ٔ تعبیری از عربی باشد.
معادات
مخاصمه