برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1473 100 1

دزد

/dozd/

مترادف دزد: جیب بر، حرامی، راهزن، سارق، شبرو، طرار، عیار، غارتگر، قاطع الطریق، قطاع الطریق، دست کج

معنی دزد در لغت نامه دهخدا

دزد. [ دُ ] (ص ،اِ) ترجمه ٔ سارق است. (آنندراج ). سارق و کسی که می دزدد و دزدی می کند و راهزن و قطاع الطریق. (ناظم الاطباء). رباینده ٔ مال دیگران.که مال دیگران نهانی برگیرد و برد. آنکه به نهانی ، و در سفرها آشکار، مال دیگران برد. آنکه مالی بسرقت برد. آنکه پیوسته سرقت کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ابن الطریق. ابن اللیل. (مرصع). أصوس. أطلس. أقطع. اءُمرط. خِمعِ. دانِق. دائص. دِعبِل دَعبَلَة. (منتهی الارب ). سالوک. (ناظم الاطباء). شابرالمیزان. (منتهی الارب ). شَص ّ. (دهار). صافِر. صُعلوک. صِلت. طُمسُل. طمل. عادی. عمُروط. فَتّان. قُراضِب. قِرضاب. قِرضابة. قُرضوب. قُطرُب. قُطروب. لص [ ل ِ / ل َ / ل ُص ص ]. لَصت. هِطل. هَیْرُدان. (منتهی الارب ) :
به مژه دل ز من بدزدیدی
ای به لب قاضی و به مژگان دزد
ابوسلیک گرگانی.
باز کرد از خواب زن را نرم و خوش
گفت دزدانند وآمد پای پش.
رودکی.
ایستاده دید آنجا دزد و غول
روی زشت و چشمها همچون دغول.
رودکی.
چون کلاژه همه دزدند و رباینده چو خاد
همه چون بوم بدآغال و چو دمنه محتال .
معروفی.
لابه شهری است به حدود نوبه نزدیکتر [ از سودان ] و مردمانی دزدند و درویش و همه برهنه. (حدود العالم ).
سه حاکمکند اینجا یکباره همه دزد
میخواره و زن باره وملعون و خسیسند.
منجیک.
همه با حیزان حیز و همه با گیجان گیج
همه با دزدان دزد و همه با شنگان شنگ.
قریع الدهر.
رای سوی گریختن دارد
دزد کز دورتر نشست به چک.
حکاک.
بدان تا نباشد ز دزدان گزند
بمانید شادان دل و سودمند.
فردوسی.
به شب پاسبان را نخواهم بمزد
به راهی که باشم نترسم ز دزد.
فردوسی.
یکی مرد خونریز و بدکار ودزد
بخواهی ز من چشم داری بمزد.
فردوسی.
نریمان و گورنگ آن پهلوان
نکشته ست این دزد تیره روان.
فردوسی.
از بنا گوش تو سیم آمد و زر از رخ من
ای پسر زین سپس از دزد بود ما ...

معنی دزد به فارسی

دزد
کسی که مال دیگران راپنهانی وبی خبرببرد
۱ - ( صفت اسم ) کسی که مال و پول دیگری را ببرد . سارق . ۲ - راهزن قطاع الطریق . یا دزد دریایی دزدی که با کشتی مخصوص به کشتی های دیگر حمله کند و اموال مسافران را سرقت کند .
ترجم. سارق است . رباینده مال دیگران
[ گویش مازنی ] /dezd/ دزد
شهری است در بلوچستان در ناحیه سرحدی .
دهی است از دهستان جمع آبرود بخش حومه شهرستان دماوند .
( صفت ) معاون سارق شریک دزد .
شخصی را گویند که معاون و یاری دهنده و شریک دزد باشد . همدست دزد .
عمل دزد افشار . معاونت دزد
( صفت ) معاون سارق شریک دزد .
به معنی دزد افشار است
( اسم ) ۱ - جایی که دزدی و جیب بری زیاد شود. ۲ - هرج و مرج . ۳ - ازدحام شلوغی .
بازار دزدان . آنجا که دزد بسیار باشد و به کثرت دزدی شود .
گیرنده دزد
عمل دزد بگیر . دزد گیری
نام محلی است در ۴۷ هزار گزی چالوس به تهران که یک دستگاه ساختمان سلطنتی در آنجا بنا شده و فعلا مهمانخانه است .
آنکه پیشه اش دزدی باشد که به دزد پردازد .
( اسم ) لبخند شکر خنده تبسم .
سوراخی در دیوار که در وی ...

معنی دزد در فرهنگ معین

دزد
(دُ) [ په . ] (ص . اِ.) کسی که مال یا پول دیگری را مخفیانه ببرد.
(دُ) (اِمر.) ۱ - منفذی درون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند. ۲ - مجرای آب . ۳ - ابر، سحاب ، قطره دزد. (فره )
( ~. دُ)(ص مر.) دزدی که چیزهای کم ارزش می دزدد.
( ~. دُ)(ص مر.) دزد چیزهای بی - ارزش و کم بها.
( ~ . دُ) [ ع - فا. ] (ص مر. اِمر.) ۱ - (کن .) آفتاب ، خورشید. ۲ - ابر، سحاب .
(دُ) (ص مر.) کسی که چیزهای بی ارزش و کم بها بدزدد.

معنی دزد در فرهنگ فارسی عمید

دزد
کسی که مال دیگران را بی خبر و پنهانی ببرد، آن که چیزی از دیگران بدزدد.
آن که در هرجا هرچیز کم بها که بیابد بدزدد.
کسی که نبش قبر کرده، کفن مرده را می دزدد و می فروشد.

دزد در جدول کلمات

دزد
لص, سارق
دزد خنده
لبخند ، تبسم
دزد دریایی وامق و عذرا
دیانوش
دزد رایانه ای
هکر
دزد سرگردنه
راهزن
دزد و حرامی
شبرو
دزد و راهزن
طرار
دزد کامپیوتری
هکر
بازیگر سریال دزد و پلیس
تشکر
بچه دزد معروف
آل

معنی دزد به انگلیسی

thief (اسم)
ادم دزد ، دزد ، جیب بر ، سارق
good fellow (اسم)
رفیق شفیق ، دزد ، هم پیاله
apache (اسم)
دزد ، یکی از قبایل سرخ پوست امریکا
robber (اسم)
دزد ، غارتگر ، راهزن ، قاطع الطریق ، چپاولگر ، سارق مسلح
shoplifter (اسم)
دزد ، دزد مغازه
stealer (اسم)
دزد ، مرتکب سرقت
burglar (اسم)
دزد ، غارتگر ، سارق منازل
picaroon (اسم)
دزد ، دزد دریایی ، اوباش
pilferer (اسم)
دزد
lurcher (اسم)
دزد ، سیاه بند ، دارای نوسان یا تلوتلو
hobgoblin (اسم)
دزد ، لو لو ، غول ، شبگرد ، جنی
defalcator (اسم)
دزد ، مختلس
peculator (اسم)
دزد ، مختلس
purloiner (اسم)
دزد ، مختلس
raptor (اسم)
رباینده ، دزد ، جانور شکاری ، بچه دزد
larcener (اسم)
دزد ، سارق ، دله دزد
larcenist (اسم)
دزد ، سارق ، دله دزد
picklock (اسم)
دزد ، قفل گشا ، قفل بازکن
piker (اسم)
دزد ، قمار باز کم جرات

معنی کلمه دزد به عربی

دزد
سارق , لص , مومس
قرصان
قرصان
غوفر
رجل مسلح
مختطف
مختطف

دزد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسین
سرقت
₪Ukabed₪
دزدی کردن، وارد حریم شدن ،سرقت کردن
علی باقری
به دزد در زبان ترکی اوغؤرو گفته می شود از مصدر اوغورّاماخ به معنی دوزدیدن
اوغؤرو اؤزی اؤو اولماز اؤو صاحابی دا دیری لیگدن سالار .
ترجمه:
دزد خودش سرو سامان نمی گیرد. صاحب خانه ( صاحب مسروقه ) را هم بی سر و سامان می كند.
شعر :
سارق از سرقت نیابد دست بر سامان كه هیچ
صاحب مسروقه را هم بی سر و سامان كنــد( علی باقری)
علی دوستی نوگورانی
لص
ی دوست
فردی ک وسیله ای را بدون اجازه یا بدون اطلاع صاحبش برمیدارد
علی باقری
دزد : این کلمه از دو بخش تشکیل شده بخش نخست دُز و تحریف دُژ فارسی به معنای بزه است چنانکه دشمن به معنای کسی بوده که منش بد دارد و دژخیم به معنای کسی بوده که عادت یا خوی بد دارد و دُژم به معنای نابسامانی پس بدین ترتیب دزد به معنای فرد نابکار و بزهکار بوده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دزد در جدول   • دزد تعبیر خواب   • دزد واقعی   • دزدی در اسلام   • معنی دزد   • نام دیگر دزد   • دزد دو حرفی   • دزد انگلیسی   • مفهوم دزد   • تعریف دزد   • معرفی دزد   • دزد چیست   • دزد یعنی چی   • دزد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دزد
کلمه : دزد
اشتباه تایپی : ncn
آوا : dozd
نقش : صفت
عکس دزد : در گوگل

آیا معنی دزد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران