برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1474 100 1

دری

/dari/

مترادف دری: تابناک، درخشان، درخشنده، روشن | درباری، زبان پارسی، کوهی

متضاد دری: تازی

معنی دری در لغت نامه دهخدا

دری. [ دَرْی ْ/ دِرْی ْ / دُ ری ی ] (ع مص ) دانستن چیزی را یا دانستن به نوعی از حیله. و از آن است «لاأدرِ» به حذف یاء برای تخفیف بجای «لاأدری » به معنی نمیدانم. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دَریة. درَیان. دِرَیان. دِرایَة. دَرایَة. و رجوع به درایة شود. || فریب دادن صید را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فریفتن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || خاریدن سر را با «مدری » و شانه. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) .

دری. [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به در به معنی باب. || منسوب به در پادشاه یعنی دربار. درباری. (یادداشت مرحوم دهخدا).

دری.[ دَ ] (اِخ ) (زبان...) زبان فارسی رسمی معمول امروزه. (یادداشت مرحوم دهخدا). زبان فارسی که نوشتن و سرودن بدان پس از اسلام در ایران رواج و رسمیت یافت.
در مورد وجه تسمیه ٔ آن اقوال مختلفی نقل شده است که به اهم آنها اشاره می شود، خوارزمی در مفاتیح العلوم آن را زبان مردم شهرهای مدائن داند و می نویسد اهل درخانه ٔ شاه بدان تکلم می کرده اند. ابن الندیم در الفهرست بنقل از ابن المقفع نیز قول بالا را تکرار کرده است. مؤلف برهان می نویسد: بعضی آن را به فصیح تعبیر کرده اند و هر لغتی که در آن نقصانی نباشد دری میگویند همچو اشکم و شکم و بگوی و گوی و بشنود و شنود و امثال آنها، پس اشکم و بگوی و بشنو دری باشد. و جمعی گویند لغت ساکنان چند شهر بوده است که آن بلخ و بخارا و بدخشان و مرو است. و بعضی گویند دری زبان اهل بهشت است که رسول (ص ) فرموده اند که لسان أهل الجنة عربی و فارسی دری ، و ملائکه ٔ آسمان چهارم به لغت دری تکلم می کنند. و طایفه ای برآنند که مردمان درگاه کیان بدان متکلم می شده اند و گروهی گویند که در زمان بهمن اسفندیار چون مردم از اطراف عالم به درگاه او می آمدندو زبان یکدیگر را نمی فهمیدند بهمن فرمود تا دانشمندان پارسی زبان فارسی را وضع کردند و آن را دری نام نهادند یعنی زبانی که به درگاه پادشاهان بدان تکلم کنند و حکم کرد تا در تمام ممالک به این زبان سخن گویند. و جماعتی برآنند که وضع این زبان در زمان جمشید شد، و بعضی گویند در زمان بهرام گور. و دری بدان سبب خوانند که هرکس از خانه ٔ خود بیرون آید به این زبان متکلم شود و این وجه خوبی نیست چه ...

معنی دری به فارسی

دری
ضیائ الدین دانشمند و حکیم ایرانی ( ف. تهران ۱۳۳۴ ه. ش . ) وی در حوزه علمی اصفهان از محضر استادان بزرگ مانند جهانگیر خان قشقائی و میراز حسن جلوه استفاده کرد و سپس بتهران آمد و مدرسه (( اتحادیه )) را که اکنون دبیرستان در ی نامیده میشود - تاسیس کرد و بیش از ۳٠ سال در این راه کوشید . وی در آرائ و عقاید ارسطوافلاطون ابن سینا و صدرالدین شیرازی مطالعات بسیار داشت . از آثار او کنزالحکمه ( ترجمه و شرح ((نزهه الارواح )) شهرزوری ) کنزالمسائل فی اربع رسائل فلسفه الاعتماد ( ۲ جلد ) و ترجمه و شرح پنج رساله از ابن سیناست .
منسوب به دره کوه، کبکی که درکوه یادره کوه بسرببرد، روشن ودرخشان وتابان، ماننددر، ستاره درخشان
( صفت ) منسوب به دره ( کوه ) : کبک دری
دوزی خاور شناس و مستشرق مشهور هلندی .
[locative] [زبان شناسی] ← حالت دَری
[ گویش مازنی ] /deri/ ظرف مسی چوپانان
دهی است از دهستان نهار جات بخش حومه شهرستان بیرجند .
ده کوچکی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج .
[ گویش مازنی ] /deri tongi/ نوعی تنگ فلزی دسته دار و بزرگ
ده کوچکی است از دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت .
جامع و مرتب کننده تذکره یا سفینه خوشگو که خود نیز در این تذکره دخل و تصرفهایی کرده و تاریخ ۱۲۴۴ ه. ق . که در حاشیه یکی از نسخه ها یاد داشتهایی کرده است نشان می دهد که دری در این سال در قید حیات بوده است .
( صفت ) ۱ - کسی که بزبان دری تکلم کند ۲ - شاعری که بزبان دری شعر بسراید .
دری گو . گوینده به زبان دری
در ...

معنی دری در فرهنگ معین

دری
(دُ رِّ) [ ع . ] (ص نسب .) روشن ، درخشنده ، درخشان .
( ~.) (ص نسب .) منسوب به دره (کوه ): کبک دری .
وری (دَ. وَ) (اِمر.) (عا.) سخنان بیهوده ، حرف های بی سر و ته .
(دَ) ۱ - (ص نسب .) درباری ، منسوب به دربار. ۲ - زبانی دنبالة دری قدیم که در عهد ساسانیان به موازات «پهلوی » رایج بود و پس از اسلام زبان رسمی و متداول ایران گردید.
( ~. دَ) (اِمر.) پارچه یا پرده ای که پشت در یا پنجره بیآویزند.
( ~ . کَ کِ دَ) (اِمر.) یکی از الحان باربدی .

معنی دری در فرهنگ فارسی عمید

دری
روشن و درخشان، تابان مانند دُر.
زبان فارسی که بعد از زبان پهلوی متداول گردیده و با اندک تغییری به صورت زبان فارسی کنونی درآمده و پس از اسلام زبان رسمی و ادبی مردم ایران شده است: نظامی که نظم دری کار اوست / دری نظم کردن سزاوار اوست (نظامی۵: ۷۶۵).
مربوط به دره: کبک دری.
پرت وپلا، حرف یاوه و بی ربط و بی معنی، سخن بیهوده و بی سر و ته.
فاش کردن راز کسی و رسوا ساختن او.
پارچۀ نازک که پشت شیشۀ پنجرۀ اتاق آویزان می کنند که آفتاب به درون اتاق نیفتد.
آوارگی، بی خانمانی، بی سر و سامانی.

دری در دانشنامه اسلامی

دری
معنی دُرِّيٌّ: پر نور("کوکب دري "به تعداد معدودي از ستاره هاي آسمان مي گويند که درخشان تر از بقيه هستند)
معنی نِّفَاقِ: نفاق - دو رويي (نفاقدر عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين کلمه از نفق به معني تونل و راهي است که از زير زمين برود ، مانند عبارت "فان استطعت ان تبتغي نفقا في الأرض "، سوراخ و لانه موش صحرائي را نيز نافقاء مي نامند و م...
معنی مُنَافِقُونَ: منافقان - دو رويان (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از نفق به معني تونل و راهي است که از زير زمين برود ، مانند عبارت "فان استطعت ان تبتغي نفقا في الأرض...
معنی مُنَافِقِينَ: منافقان (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از نفق به معني تونل و راهي است که از زير زمين برود ، مانند عبارت "فان استطعت ان تبتغي نفقا في الأرض "، سوراخ ...
معنی نَافَقُواْ: نفاق و دوروئي کردند (ازنفاق که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين کلمه از نفق به معني تونل و راهي است که از زير زمين برود ، مانند عبارت "فان استطعت ان تبتغي نفقا في الأرض "، سوراخ و لانه موش صحرائي را نيز نافقاء مي...
معنی مُنَافِقَاتُ: زنان منافق - زنان دو رو (کلمه منافق اسم فاعل از باب مفاعله از ماده نفاق است ، که در عرف قرآن به معناي اظهار ايمان و پنهان داشتن کفر باطني است .اصل اين كلمه از نفق به معني تونل و راهي است که از زير زمين برود ، مانند عبارت "فان استطعت ان تبتغي نفقا في ...
ریشه کلمه:
درر (۴ بار)
يی‌ (۴۰ بار)

اصل درّ مثل (فلس) به معنی شیر است (راغب - طبرسی ذیل آیه 6 انعام) در نهج البلاغه خطبه 228 درباره طالبان دنیا فرموده «اَلَّذینَ احْتَلَبُوا دِرَّتَها وَ اَصابُوا غِرَّتَها» آنان که شیر آن را دوشیدند و اغفالش را دریافتند. درّ به معنی کثرت نیز آمده است «درّاللبن» یعنی شیر زیاد شد و معنی للَّه درّه آن است که خیر او برای خداست سپس آن را در مقام تعجب گفته‏اند (اقرب). ...


دری در دانشنامه ویکی پدیا

دری
دری می تواند به موارد زیر اشاره کند:
فارسی دری
گویش بهدینان (دری زرتشتی)
دری (طایفه)، از طایفه های کوچ نشین دهستان تَرگَوَر
کبک دری
دری (به انگلیسی: Derry) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در نیوهمپشایر واقع شده است. دری ۴۰٫۱ کیلومتر مربع مساحت و ۲۲٬۰۱۵ نفر جمعیت دارد و ۸۵٫۳۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
دری (به انگلیسی: Derry) شهری در ایرلند شمالی است. جمعیت این شهر ۲۳۷٬۰۰۰ نفر است.
دری (مریوان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان سرکل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۷۰ نفر (۱۷۶خانوار) بوده است.
در زیر فهرستی از افرادی با نام خانوادگی دری را مشاهده می کنید:
قربانعلی دری نجف آبادی، نماینده ولی فقیه در استان مرکزی، امام جمعه اراک و نماینده مجلس خبرگان رهبری
زهرا دری، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز ایرانی
سید ضیاءالدین دری، کارگردان ، تهیه کننده و نویسنده ایرانی
مجید دری، عضو شورای دفاع از حق تحصیل، فعال دانشجویی و زندانی سیاسی
کوه دری در دهستان پشتکوه موگویی شهرستان فریدون شهر، ۲۱ کیلومتری باختر جنوبی فریدون شهر در جنوب شمال روستای کمران با ارتفاع ۳۹۵۰ متر قرار دارد سر چشمه آب کمران و آب میدانک و از قلل رشته کوه شاهان کوه کوهست ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با دری

دری در جدول کلمات

از فیلم های ضیاالدین دری با بازی مرحوم شکیبایی و هما روستا
لژیون
این هم دری است
در جهنم
پرده دری خانه کعبه
سدانت
پرده دری و بی شرمی
نشان
ساخته ضیاء الدین دری در سال 77 با بازی خسرو شکیبایی | هما روستا | دانیال حکیمی و محمدعلی کشاورز
لژیون
فیلمی از ضیاالدین دری در سال 63 با بازی عنایت بخشی | فخری خوروش | ژیلا سهرابی و خسرو شکیبایی
صاعقه

معنی کلمه دری به عربی

دری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
دری زبان مادری افغانها است
جاوید(زاولی) 0791221048
سلام خدمت شما انشاالله صحتمند باشید. من بشکل دوامدار ازاین سیستم شما استفاده میکنم خوب است مگر مشکل کوچک یگان وقت رخ میدهد اینکه سرعت مترجم بسیار کم حتی بعضی وقت کار نمیکند. امیدوارم این مشکل رفع گردد
علی سیریزی
به ضمه دال در گویش کرمانی ، بشقاب ((مراد از دری ، دایره یا گرد بودن آن است.)
علی سیریزی
در زبان پارسی باستان واژه دَرَیَ دریا می شود
فروز
یک شخص زمان میتواند پیشرفت کند که درس بخاند کار کند ودرجامع خود خدمت کند
سهراب میوند
1- دری زبانی است که به احتمال خیلی زیاد منشاء آن افغانستان بوده و بعد به سمت غرب (ایران کنونی) گسترش پیدا نموده است. البته اکثریت علماء ادبیات دری به این نظزیه توافق عقیده دارند، چنانکه در فرهنگ معین هم اشاره شده و این نظریه را تایید می نمایید.
2- دری: زبانی است که از شرق ایران به طرف غرب گسترش پیدا کرده و بعد از اسلام زبان رسمی ایران شده است(فرهنگ معین)
علی باقری
(فارسی) دری:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " فارسی دری" می نویسد : (( دری در پهلوی دریگ darīg باز خوانده به” در” است به معنی دربار.؛"دری "،بر این پایه، زبانی بوده است که در دربار ساسانی بدان سخن گفته می شده است. اما پُرْسْمان این است: چگونه زبان پارسی دری که زبان مردم خراسان بوده است، به نامی نامیده می شود که نام زبان درباری در روزگار ساسانی است؟ در خاستگاه زبان دری و پیشینه ی آن، دیدگاهی چند در پیش نهاد شده است: بر پایه ی نخستین دیدگاه که پیشترین و سست ترین نیز هست زبان پارسی دری که در ایران پس از اسلام زبان دیوانی و فرهنگی و فراگیر شده است، زبانی بوده است که همدوش و هتراز با "پارسیک"، یا پهلوی ساسانی، به کار می رفته است.
پهلوی زبان دیوانی بوده است و دری زبان درباری بر پایه ی دیدگاه دوم، زبان پارسی دری از زبان پهلوی ساسانی بر آمده است؛ زیرا در میانه ی این دو، پیوند ها و نزدیکی هایی بسیار هست. اما نکته ی باریک، در این میان، آن است که در هیچ یک از این دو دیدگاه، بدین پرسش بنیادین و ناگزیر پاسخی سنجیده و خردپسند داده نشده است: چگونه زبان پهلوی ساسانی یا زبان درباری آن، از پارس نیمروزین(=جنوبی)به خراسان در خاور ایران زمین راه برده است؟ در پاسخی، گفته شده است که یزدگرد ِشهریار واپسین پادشاه ساسانی و همراهان وی آنگاه که از برابر دشمن می گریخته اند و به خراسان راه و پناه می برده‌اند، این زبان را در خراسان درگسترده اند. اما راستی را چگونه خرد می تواند پذیرفت که گروهی اندک، بی‌سامان و آواره و گریزان از برابر دشمن، می توانسته است آنچنان بر فرهنگ بومی خراسان اثر بگذارد که زبان این سامان را به یکبارگی دیگرگون سازد و زبان نیمروزین را بر جای زبان بومی خراسانیان که از زبانهای خاوری ایران بوده است، بنشاند؟! بر پایه ی دیدگاه سوم که سنجیده ترین و استوارترین است، زبان پارسی دری زبان بومی و نژاده ی خراسانیان بوده است و پیوندها و همانندی های آن با زبان پهلوی نیز همانندیهایی سرشتین و ساختاری و بگوهر است که در میانه ی تمامی زبانها و گویشهای ایرانی یافت می تواند شد. هر چه این گویش‌ها و زبان‌ها در رده ی تحوّلی به هم نزدیکتر باشند، همانندی و پیوندشان با یکدیگر افزون تر خواهد بود.
اما در پاسخ به پرسش نخستین، آنچه من می توانم گفت این است:دری،چونان نام زبان فرهنگی و فراگیر در ایران پس از اسلام، در معنای هنری و کنایی به کار برده شده است و خواست از آن، زبان درباری در روزگار ساسانی نیست. دری، همانند واژه ی پهلوی ‌، در این کاربرد به معنای کنایی شاهوار و والا و گرانمایه است. نیز، حتی، واژه ی "پارسی "در معنی سخن رامشْ خیز و شورانگیز و چکامه به کار رفته است. نمونه را، خواجه، غزل نغز و ناب و پرتاب و آب خویش را که رامشگران زیبا رویش به آواز می خوانده اند پارسی نامیده است:
"ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت پیران پارسا را
گر مطرب حریفان این پارسی بخواند،
در رقص و حالت آرد پیران با صفا را " . ))
((کجا بیور از پهلوانی شمار
بود بر زبان دری ده‌هزار.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 277.)
علی
میله گل سرخ یک جشن خاص است که در شهر مزارشریف همه ساله در چهل روز اول سال و به مناسبت روییدن گل های سرخ بر پا می شود، مردم زیادی در این جشن اشتراک می نمایند که آمد آمد مردم قبل از حلول سال نو آغاز شده و با بر افراشتن جهنده زیارت سخی شاه ولایت مآب میله گل سرخ نیز شروع می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف زبان دری   • پیدایش زبان دری   • تاریخچه زبان دری   • زبان دری از چی گرفته شده   • زبان دری چیست   • ادبیات دری   • تاریخ زبان دری در افغانستان   • تاریخچه فارسی دری   • معنی دری   • مفهوم دری   • تعریف دری   • معرفی دری   • دری یعنی چی   • دری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دری
کلمه : دری
اشتباه تایپی : nvd
آوا : dari
نقش : اسم
عکس دری : در گوگل

آیا معنی دری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران