برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1384 100 1

درگیرانیدن

معنی درگیرانیدن در لغت نامه دهخدا

درگیرانیدن. [ دَ دَ ] (مص مرکب ) گیرانیدن. درگیراندن. افروختن آتش را. روشن کردن. برافروختن. روشن کردن و برافروختن بوسیله ٔ کبریت و نظایر آن : چون ابراهیم بیامد... درحال آتش درگیرانید و پاره ای آرد و خمیر کرد تا ایشان را چیزی سازد. (تذکرة الاولیاء عطار). همچنانکه فلیته درگیرد چون آسیب آتش به وی رسد و چون روح من در اﷲ نگرد و اﷲ را ببیند تا اﷲ چگونه درگیراند مر او را. (معارف بهاء ولد ج 1 ص 204).

معنی درگیرانیدن در فرهنگ فارسی عمید

درگیرانیدن
گیرانیدن، آتش در چیزی زدن، روشن کردن آتش.

درگیرانیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درگیرانیدن   • مفهوم درگیرانیدن   • تعریف درگیرانیدن   • معرفی درگیرانیدن   • درگیرانیدن چیست   • درگیرانیدن یعنی چی   • درگیرانیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درگیرانیدن
کلمه : درگیرانیدن
اشتباه تایپی : nv'dvhkdnk
عکس درگیرانیدن : در گوگل

آیا معنی درگیرانیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )