برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1393 100 1

درواس

معنی درواس در لغت نامه دهخدا

درواس. [ دَرْ] (اِ) دربایست و دروای است که ضروری و مایحتاج اند.(لغت محلی شوشتر، خطی ). و رجوع به دروای است شود.

درواس. [ دِرْ ] (ع ص ، اِ) سگ بزرگ سر. || شتر رام سطبرگردن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مرد دلیر باشکوه. (منتهی الارب ). شجاع. (اقرب الموارد). || شیر درنده. (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد). || (اِخ ) نام سگی است. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، دَراوس. (اقرب الموارد).

درواس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
درزبان لری بختیاری به معنی
رودربایستی
Darvas

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی درواس   • مفهوم درواس   • تعریف درواس   • معرفی درواس   • درواس چیست   • درواس یعنی چی   • درواس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درواس
کلمه : درواس
اشتباه تایپی : nv,hs
عکس درواس : در گوگل

آیا معنی درواس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )