برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1472 100 1

دربی


برابر پارسی: شهرآورد

معنی دربی در لغت نامه دهخدا

دربی. [ دَ با ] (اِخ ) موضعی است به عراق. (منتهی الارب ).

دربی. [ دَ ] (اِ) دربه. درپه. درپی. پینه و پیوندی که بر جامه دوزند. (برهان ). پینه و درپی و پاره ای که بر جامه و جز آن دوزند. (ناظم الاطباء). رقعه. وصله :
سیه گلیم خری ژنده جل و پشماگند
که ژندگیش نه دربی پذیرد و نه رفو.
سوزنی.
رجوع به دربه و درپه و درپی شود.

دربی. [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به درب که جایگاهی است در نهاوند. || منسوب به درب که جایگاهی است در بغداد. (از الانساب سمعانی ).

معنی دربی به فارسی

دربی
شهری در انگلستان که جمعیتی بالغ بر ۲۱۸٠٠٠ نفر دارد و از مراکز مهم صنایع هوانوردی انگلیس است .
منسوب به درب که جایگاهی است در نهاوند .

معنی دربی در فرهنگ معین

دربی
(دِ) [ انگ . ] (اِ.) ۱ - مسابقة اسب دوانی ویژة اسب های سه ساله . ۲ - رقابت ورزشی همراه با تعصب بین دو تیم همشهری .

معنی دربی در فرهنگ فارسی عمید

دربی
مسابقه ای که میان دو تیم همشهری برگزار می شود، شهرآورد.

دربی در جدول کلمات

دربی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه امیرعاجلو
شهراورد
رضاآپادانا
شهراورد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نتایج دربی   • تاریخ دربی 94-95   • دربی 95   • نتيجه دربي امروز   • دربی چیست   • ساعت بازی دربی   • تاریخ دربی 95   • نتیجه دربی 95   • معنی دربی   • مفهوم دربی   • تعریف دربی   • معرفی دربی   • دربی یعنی چی   • دربی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دربی
کلمه : دربی
اشتباه تایپی : nvfd
عکس دربی : در گوگل

آیا معنی دربی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران