برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1422 100 1

دربدری

/darbedari/

مترادف دربدری: آوارگی، بی خانمانی، خانه بدوشی، سرگردانی

معنی دربدری در لغت نامه دهخدا

دربدری. [ دَ ب ِ دَ ] (حامص مرکب ) دربدربودن. صفت و حالت دربدر. آوارگی. پریشانی. نداشتن جا و محل اقامت ثابت از خود. بی خانمانی. و رجوع به دربدر شود.

دربدری در جدول کلمات

معنی کلمه دربدری به عربی

دربدری
تشرد

دربدری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی دربدری   • مفهوم دربدری   • تعریف دربدری   • معرفی دربدری   • دربدری چیست   • دربدری یعنی چی   • دربدری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دربدری
کلمه : دربدری
اشتباه تایپی : nvfnvd
آوا : darbedari
نقش : اسم
عکس دربدری : در گوگل

آیا معنی دربدری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )