ددمنش

/dadmaneS/

معنی انگلیسی:
beast, beastly, bestial, brutal, ferocious, rude, wolf, wolfish, fierce, truculent

لغت نامه دهخدا

ددمنش. [ دَ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) ددصفت. ددطبیعت. وحشی خوی. درنده خوی.

فرهنگ فارسی

دد صفت

مترادف ها

brutish (صفت)
پست، درشت، حیوانی، خشن، بی شعور، ددمنش

فارسی به عربی

شرس

پیشنهاد کاربران

دَد از پارسیِ میانه ی dad می آید به معنای جانورِ وحشی.
منش نیز به معنای شخصیت است.
پس اندرهم می شود کسی که شخصیتی وحشی و مانندِ جانورانِ وحشی دارد.
ددمنشانه برابرِ دقیقانه ی bestial در انگلیسی است. اگرچه در انگلیسی برای ددمنش واژه ای از خانواد ه ی bestial نیافتم.
درنده خو
وحشی و بی شعور همچون یک حیوان
پس فطرت, احمق, بی فرهنگ وحیوان صفت یا همان حیوان خو