برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

دختر

/doxtar/

مترادف دختر: بنت، دخت، صبیه، باکره، دوشیزه، عذرا، سلیله

متضاد دختر: پسر

معنی اسم دختر

اسم: دختر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: معنی اسم را در این قسمت بنویسید

معنی دختر در لغت نامه دهخدا

دختر. [ دُ ت َ ] (اِ) فرزند مادینه ٔ انسان. ابنه. بنت. دخت. بولة. ولیدة. (یادداشت مؤلف ). شَعرَة. نافِجَة. (منتهی الارب ). مقابل پسر که فرزند نرینه ٔ آدمی است :
مراو را دهم دختر خویش را
سپارم بدو لشکر خویش را.
فردوسی.
چنین گفت دانا که دخترمباد
چو باشد بجز خاکش افسر مباد.
فردوسی.
اگر دختری از منوچهر شاه
بر این تخت زرین بدی باکلاه.
فردوسی.
یکی بانگ برزد بزیر گلیم
که لرزان شدند آن دو دختر ز بیم.
فردوسی.
ولیکن ز دختر یکی برگزین
که چون بینمش خوانمش آفرین.
فردوسی.
خنک آن میر که در خانه ٔآن بارخدای
پسر و دختر آن میر بود بنده و داه.
فرخی.
دختر وی را که عقد و نکاح کرده شد باید آورد. (تاریخ بیهقی ). خواجه ٔ بزرگ بنشست و کارها راست کردند امیری با کالیجار را و دخترش را از گرگان بفرستد. (تاریخ بیهقی ).
بنزد پدر دختر ار چند دوست
بر دشمنش مهترین ننگ اوست.
اسدی.
دختر نابوده به ، چون ببود، یا بشوی یا بگور. (از قابوسنامه ).
سیماب دخترست عطارد را
کیوان چو مادرست و سرب دختر.
ناصرخسرو.
هر که را دخترست خاصه فلاد
بهتر از گور نبودش داماد.
سنائی.
آن سه دختر وان سه خواهر پنج وقت
در پرستاری بیک جا دیده ام.
خاقانی.
دختر چو بکف گرفت خامه
ارسال کندجواب نامه
آن نامه نشان روسیاهیست
نامش چو نوشته شد گواهیست.
نظامی.
اگر نباشد جز رابعه دوم دختر
چنان به است که سوی عدم برد برکات.
کمال اسماعیل.
جاریة؛ دختر خرد. (منتهی الارب ). جاریة لَعساء؛ دختر نهایت سرخ رنگ که اندکی بسیاهی زند. (منتهی الارب ). جاریة مُکَنّة؛ دختر پرده گین شده. (منتهی الارب ). جاریة مَمشوقَة؛ دختر نیک کشیده بالا. (از منتهی الارب ). جاریة مُهَفَهفة؛ دختر باریک شکم سبک روح لاغرمیان. جرباء؛ دختر بانمک. دودری ؛ دختر کوتاه بالا. رُه ...

معنی دختر به فارسی

دختر
فرزندمادینه، دوشیزه، دخت، دخ هم گویند
( اسم ) ۱ - فرزند مادینه انسان بنت ابنه . ۲ - زن مرد ندیده باکره . یا دختر آفتاب شراب لعلی یا دختر خم ۱ - شراب لعلی . ۲ - انگور دانه انگور . یا دختر روزگار حادثه .
[daughter] [فیزیک] هسته ای اتمی که براثر واپاشی یک هستۀ دیگر تولید می شود
دختر شوهر از زن دیگر و دختر زن از شوهر دیگر
دختر دوست
دختر کوچک
فرزند مادینه برادر
دوشیزه بودن
[ گویش مازنی ] /dooKhtere paak/ بقعه ای در حوزه ی گلیون ولیند آلاشت
[tomboy] [مطالعات زنان] دختری که رفتار پسرانه دارد
دختر خواهر مادر
بانوچه
خانه دختران
شراب انگور
[ گویش مازنی ] /doKhtar Khone/ دختر باکره
حالت و چگونگی دختر خوانده
دختری که از جانب مرد یا زنی بفرزندی پذیرفته شده باشد
...

معنی دختر در فرهنگ معین

دختر
(دُ تَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - فرزند مادینه ، بنت ، دخت . ۲ - دوشیزه ، زن مرد ندیده .
( ~ .دُ تَ) نک سه خواهران .

معنی دختر در فرهنگ فارسی عمید

دختر
۱. فرزند مادینه.
۲. دوشیزه، باکره.
* دختر آفتاب: [قدیمی، مجاز] شراب، شراب لعلی.
* دختر تاک: [قدیمی، مجاز] = * دختر رز
* دختر خم: [قدیمی، مجاز] شراب، شراب انگوری.
* دختر رز: [قدیمی، مجاز]
۱. شراب، شراب انگوری، دختر تاک.
۲. انگور، خوشۀ انگور: دختر رز که تو بر طارم تاکش دیدی / مدتی شد که بر آونگ سرش در کنب است (انوری: ۴۹).

دختر در دانشنامه اسلامی

دختر
دختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است
دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه و باکره.
موارد کاربرد واژه دختر در ابواب فقه
از دختر به معنای نخست در بابهای صلات، جهاد، نکاح و ارث سخن گفته اند.و از دختر به معنای دوم در باب طهارت، حجر و نکاح سخن گفته اند.
احکام
← دختر از محارم نسبی است
...
پُلْ دُخْتَر، شهرستان و شهری در جنوب استان لرستان و نیز پلی تاریخی در همان جا به همین نام می باشد.
این شهرستان با ۶۱۵‘۳ کم ۲ مساحت از دو بخش مرکزی و معمولان، ۷ دهستان و ۲۴۹ آبادی دارای سکنه تشکیل یافته است.
← موقعیت جغرافیایی
این شهر که مرکز شهرستان پل دختر است.
← موقعیت جغرافیایی
یافته های باستان شناختی در تپه واشیان و گورستان های گرزور، تنگ لیلم، چشمه کیوتنگ، کرفه و چال کره هلوش پیشینه این منطقه را به دوره پیش از تاریخ می رساند. در تپه تاریخی واشیان سفال های مختلفی که به تمدن های گوناگونی تعلق دارد، مشاهده می شود.
← دوره هخامنشیان
...



دختر در دانشنامه ویکی پدیا

دختر
دختر (در گذشته دخت) فرزند مونث انسان است. واژه دختر در مقابل واژه پسر قرار می گیرد و بیشتر به زنان خردسال و جوان گفته می شود. در فارسی به «انسان مؤنث» تا زمانی که ازدواج نکرده باشد دختر گفته می شود و بعد از ازدواج به او زن می گویند.
زن خردسال
زن جوان
دوشیزه (زن ازدواج نکرده)
زن باکره: زنی که تاکنون هیچ نوع ارتباط جنسی با شخص دیگری نداشته است.
دخت (فرزند مؤنث): دختر گاهی در اشاره به رابطه فرزندی یک موجود مؤنث با پدر و مادرش استفاده می شود. کلمه دختر در این معنا بدون توجه به سن و سال و وضعیت زناشویی او و در معنی "دخت" (مانند شهدخت) به کار می رود.
دختر ممکن است در یکی از این معانی به کار رود:
نگاره ای از دختری خیره شده به دریا در حالی که دمر رو به شکم دراز کشیده است
دختری در نپال
عکس دختر
«دختر» (به انگلیسی: Girl) آلبومی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا فارل ویلیامز است که در ۳ مارس ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-03-۰۳) منتشر شد.
این آلبوم در چارت های ایتالیا، اسکاتلند، فرانسه، نروژ، استرالیا، دانمارک، فلاندرز، سوئیس، در رتبه اول و در چارت های والونیا، ایرلند، اسپانیا، هلند، آمریکا، لهستان، فنلاند، سوئد، نیوزلند، ، اتریش، کانادا جزو ده آلبوم اول قرار گرفت.
دختر فرزند مادینهٔ انسان است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
دختر (فیلم ۱۹۸۷)، فیلم ارنه ماتسون
دختر (فیلم ۱۹۹۸)، فیلم جاناتان کان
دختر (فیلم ۲۰۰۰)، فیلم ساندی زایگ
دختر (فیلم ۱۳۹۴)، فیلم رضا میرکریمی
دختر (آلبوم فارل ویلیامز)
دختر فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی و نویسندگی مهران کاشان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های دختر

دختر به جوان مؤنث گفته می شود، به ویژه در سنِّ کودکی و نوجوانی.
• «دختر واقعاً با برکت است. پسر تا دو سالش می شود به پدرش می گوید بابا میای کشتی بگیریم. می خواهد ببیند کی می تواند دهن بابا رو بزند! اما دختر با برکت است. من هر چیزی که خریدم از خانه گرفته تا ماشین حول و حوش روز ۳۱ خرداد، روز تولد دخترم بوده است.» -> اکبر عبدی
• «دختران شاد، زیباترین دختران هستند.» -> آدری هپبورن
• «من هیچ وقت این احساس را نداشتم که نمی توانم کاری را بکنم، چون دختر هستم.» -> حیفا المنصور

ارتباط محتوایی با دختر

دختر در جدول کلمات

دختر
دت
دختر آتش
هرانوش
دختر آدم
اقلیما
دختر ابو سفیان
ام حبیبه
دختر امام حسین
رقیه
دختر امیرالمونین
زینب
دختر بردیا و نوه کوروش
پارمیس
دختر بی پدر
یتیمه
دختر پادشاه
پرنسس
دختر پدر از دست داده
یتیمه

معنی دختر به انگلیسی

maid (اسم)
مستخدمه ، خدمتکار ، خادمه ، دختر ، دوشیزه یا زن جوان ، پیشخدمت مونی
gill (اسم)
تمیز کردن ، یار ، ابجو ، دلارام ، دوشیزه ، دختر ، دلبر ، دختربچه ، گوشت ماهی ، پیمانهای برای شراب ، دختر جوان ، استطاله زیر گلوی مرغ ، نوعی نان شیرینی بشکل قلب
daughter (اسم)
فرزند ، دختر
girl (اسم)
کلفت ، معشوقه ، دوشیزه ، دختر ، دختربچه ، زن جوان
gal (اسم)
دختر
sissy (اسم)
دختر ، خواهر ، مردیا بچه زن صفت
wench (اسم)
فاحشه ، دختر ، دختر دهقان
sister (اسم)
دختر ، پرستار ، خواهر ، همشیره ، دختر تارک دنیا
lass (اسم)
دختر ، زن جوان
lassie (اسم)
دختر ، زن جوان
girlie (اسم)
دختر
periwinkle (اسم)
دختر ، گل تلفونی ، پراونش
quean (اسم)
فاحشه ، دختر ، بدکاره
sis (اسم)
دختر

معنی کلمه دختر به عربی

دختر
بنت , جارية , فتاة
عذراء
ابنة الاخت
حفيدة
فتاة مسترجلة
عانس
بنت وقحة
حمامة
عانس
بنت الزوجة
حفيدة
مهرة
بنت وقحة
يشم
حفيد
حفيدة

دختر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیوا
پاک همانند گل .فرشته
aysan
فرشته ای بی بال بروی زمین
مجتبی عیوض صحرا
دیدگاه های گوناگونی درباره (دُختَر) وجود دارد:
1. از واژه ی دوغدر: یعنی کسی که مسئول(مسوؤل) و نگهبان دوغ یا کسی که شیر می دوشید(واژه دوشیزه هم از اینجا آمده است: دوش و پسوند اسم ساز شباهت"یزه")
2. دوغ به ترکی یعنی زایش(دوغماق): یعنی زایشی برای (پسوند: در!) یا نگهبانی و...
3. دَخ: خالص،پاک،نیکو-خوب،پسندیده،شایسته-جور،هماهنگ،متناسب،هنجار و... و پسوند (در"تر"!)
که به مرور به دُخ تغییر شکل یافت!
daughter برگرفته شده از فارسی است!
پُشتیبان(پشتیوان) شایشته،مدافع گر چشم و دلپاک،هوادار و حامی یکرنگی و یکدستی خانواده
فاطی
فرشته ای زیبا خوش رو در زمین
بیلی ایلیش عشقه
کوه نمک دختر بلا کلک دختر یه فرشته
یگانه
دختر چهار حرفع ولی دختر بودن خیلی حرفع
علی باقری
به دختر جوان و بالغ در زبان ترکی " جوان اَزن " گفته می شود .
شبنم
فرشته ی روی زمین که بال نداره
....
فرشته روی زمین که پر و بال نداره بهش ♡☆دختر♡☆
میگن
شهاب
کلمه ی دوغ در فارسی قبلا به معنی سفید بوده که در ترکی هم به شکل آق موجود است و داغ ترکی هم به کوه اشاره دارد که به معنی پوشیده از برف و سفید میباشد. در قدیم به شیر و نیز آرد یا خمیر به خاطر سفیدی دوغ میگفته اند که همین کلمه در انگلیسی نیز به شکل دوغ یا daugh, dough به همین معانی موجود است ، تر هم پسوند اسم فاعل یا کننده کار است که در انگلیسی نیز با همین کاربرد هست.
پس دختر به معنی کسی که شیر میدوشد یا خمیر درست میکند میباشد چون در قدیم آریاییها دامپرور و کوچ نشین بوده اند و این دو وظیفه در خانه بر عهده ی دختران بوده است.
فربد
با شکوه و درخشان
علی باقری
دختر : در باره این واژه یک باور براین است که این کلمه به معنای دوشنده بوده و منظور فرزند مادینه ای بوده که بتواند شیر دام رابدوشد و کلمه دوشسپ فرانسوی به معنای دوشیزه را نیز با این کلمه و دوشیدن مرتبط می دانند و باور دیگر براین اساس است که
دختر را در جنوب ایران دخت تلفظ می کنند و دخت با کلمه اُخت عربی به معنای خواهر از یک ریشه بوده و از تحریف دااُخت به معنای همدم یا مونس مادر بوجود آمده است و همچنین کلمه هخا در واژه هخامنش نیز با کلمه اخی عربی به معنای برادر از یک ریشه می باشد
حمیدرضا دادگر_فریمان
دت،بنت،دخ، دخت، صبیه، باکره، دوشیزه، عذرا، سلیله
نیلو
نیلو به معنی یک گل است که فقط در رنگ آبی و قرار دارد
☘🍃🍂🍁
ب معنای فرشته ای ک کمک حال پدر و مادرش است
مبینا
نباید برای دختر از کلمه ای برای مترادف به نام کلفت بذاریم.
دختر کلفت یا برده نیست، دختر گله.😊😇🥰

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دختر فیلم   • دختر یعنی   • دختر دبیرستانی بی حجاب   • دختر کارتونی   • دختر خارجی   • دختر بچه   • متن دختر   • دختر کوچولو   • معنی دختر   • مفهوم دختر   • تعریف دختر   • معرفی دختر   • دختر چیست   • دختر یعنی چی   • دختر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دختر
کلمه : دختر
اشتباه تایپی : nojv
آوا : doxtar
نقش : اسم
عکس دختر : در گوگل

آیا معنی دختر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )