برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

دبور

/dabur/

معنی دبور در لغت نامه دهخدا

دبور. [ دُ ] (اِخ ) (آن ) صاحب منصب غیرنظامی در ادارات دادگستری و مشاور پارلمان پاریس متولد به سال 1521 متوفی بسال 1559 م.

دبور. [ دُ ](ع اِ) ج ِ دَبر. (منتهی الارب ). گروه زنبوران عسل.

دبور. [ دُ ] (ع مص ) پیر شدن. (منتهی الارب ). || درگذشتن تیر از نشانه. (منتهی الارب ). گذشتن تیر از نشانه و بیرون شدن. (تاج المصادر بیهقی ). بیرون آمدن تیر از هدف. || سپس شدن باد. باد با باد دبور گردیدن. (تاج المصادر بیهقی ): دبرت الریح ؛ باد دبور گردید هوا. (منتهی الارب ). به باد دبور زده شدن. (از آنندراج ): دبر (مجهولا)؛ باد دبور زده شده. (منتهی الارب ). || پشت بدادن شب وروز و روی فراکردن آن. (تاج المصادر بیهقی ). || جستن کاریز. (زوزنی ). دبر. || بردن : دبرالشی ٔ؛ برد آن چیز را. || روایت کردن از کسی بعد مردن : دبرالحدیث ؛ نقل کرد حدیث را از وی بعد مرگ او. || پس رفتن. (منتهی الارب ).

دبور. [ دَب ْ بو ] (ع اِ) جنس. (منتهی الارب ). || لباس. یقال : هو من شرح فلان و لا من دبوره ؛ ای من حزبه و زیه. (منتهی الارب ).

دبور. [ دَ ] (ع اِ) باد پس پشت ، خلاف صبا. (منتهی الارب ). باد مغرب. (بحر الجواهر). باد قبله. ج ، دُبُر. (مهذب الاسماء).باد فرودین. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). باد پس پشت یعنی بادی که از مغرب بطرف مشرق وزد. باد پس. مقابل باد برین. مقابل صبا. بادی که از سوی قبله آید. بادی که از جانب مغرب و قبله بطرف مشرق جهد. (مقدمه ٔ ترجمان القرآن جرجانی ). بادی که از جانب مغرب سوی مشرق وزد و صبا بعکس آن است. (کشاف اصطلاحات الفنون ). بادی که از مغرب وزد و این باد را اطبا بد شمارند. و یوسف بن مانع در شرح نصاب نوشته که دبور مأخوذ از دبر است که به معنی پشت باشد و چون این باد از جانب پشت کعبه میوزد این را دبور نام کردند.(غیاث اللغات ). بادیست مخالف باد شمال :
چرا گفت این باد را کاین دبور
چرا گفت آن باد را کان صباست.
ناصرخسرو.
هر بلندی که لنگ و لوک شدست
از پس و پیش آن قبول و دبور.
مسعودسعد.
باد قبول اقبال امیرنصر از جهت لطف الهی بوزید و به دبور ادبار لشکر منتصر را در خاک ریخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 184). ...

معنی دبور به فارسی

دبور
بادی که ازسمت مغرب بوزد، بادغربی مقابل بادصبا
( اسم ) ۱ - بادی که از مغرب وزد باد غربی مقابل صبا . ۲ - صولتی که منشا آن هوای نفس و استیلای آن بود و موجب صدور چیزی باشد که مخالف شرع است ( کشاف ۴۶۵ )
بادی که از میان مغرب و جنوب بوزد

معنی دبور در فرهنگ معین

دبور
(دَ) [ ع . ] (اِ.) بادی که از مغرب می وزد.
(دَ) (ص .) (عا.) لات ، بی سر و پا.

معنی دبور در فرهنگ فارسی عمید

دبور
بادی که از سمت مغرب بوزد، باد غربی.

دبور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دبوری
۱-دبور =بادی که از مغرب می وزد مقابل باد صبا. ۲- دبور= نام یکی از چهار دریای ابتداء خلقت. دریای شمال؛جنوب؛ مشرق ودبور ؛ از قصص الانبیاء ۳-نام کاندیدای دوره چهارم وپنجم درمجلس شورای ملی ؛احتمالا قزوینی چون هم دوره سید اشرف الین ... بوده که در کتاب نسیم شمال از او در یکی از اشعارش نام برده. ۴- دبور = کسی که از گذشته وآینده اش چیزی می داند. امیدوارم گوگل معانی زشت وبی ادبانه را که در بعضی ازکتابهای لغت آمده حذف نماید. با تشکر :
دبوری فریمانی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مقوی   • گاز مرداب   • معنی باخه   • دبر   • خدای هندوان   • معنی دبور   • مفهوم دبور   • تعریف دبور   • معرفی دبور   • دبور چیست   • دبور یعنی چی   • دبور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی دبور

کلمه : دبور
اشتباه تایپی : nf,v
آوا : dabur
نقش : اسم
عکس دبور : در گوگل

آیا معنی دبور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )