برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

داغونی

معنی داغونی در لغت نامه دهخدا

داغونی. (ص نسبی )(منسوب به داغون ) نسبتی مر اهل مرو را و آنان بدان کس که بیع مکاعب و مداسات کند نسبت داغونی دهند. بدین نسبت مشهورست از دانشیان ابومحمد عبداﷲبن محمدبن ابراهیم بن یزید الداغونی. شیخی فاضل و ثقه و مأنوس وآشنا بحدیث. وی از محمدبن ابراهیم بن سعید بوشنجی و ابوعلی صالح بن محمد بغدادی و از وی ابوالهیثم محمدبن مکی کشمیهنی ادیب و ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن محمدمزکی روایت کند. (سمعانی ) (لباب الانساب ج 1 ص 406).

معنی داغونی به فارسی

داغونی
نسبتی مراهل مرو را و آنان بدان کس که بیع مکاعب و مداسات کند نسبت داغونی دهند

داغونی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکسهای عاشقانه داغون   • عکس های داغون کننده   • متن داغون   • عکس نوشته های داغون   • پست های داغون   • اس ام اس داغون   • استاتوس داغون   • عکس نوشته داغونی   • معنی داغونی   • مفهوم داغونی   • تعریف داغونی   • معرفی داغونی   • داغونی چیست   • داغونی یعنی چی   • داغونی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی داغونی

کلمه : داغونی
اشتباه تایپی : nhy,kd
عکس داغونی : در گوگل

آیا معنی داغونی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )