داریه

لغت نامه دهخدا

داریه. [دارْ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) مصحف دورویه. دائره. یهودیان طهران دُریِه گویند. حلقه واری است از چوب که بر یک روی یا دو روی آن پوستی کشیده باشند و رامشگران بهمراه دیگر سازها بنوازند. رجوع به دائره و دورویه شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) مونث دایر ( دائر ) دور زننده گردنده . ۲ - خطی گرد که دور چیزی را احاطه کرده باشد . ۳ - سطحی که خطی مدور گرد آنرا احاطه کرده باشد بطوری که فاصله هر یک از نقاط محیط آن نسبت به نقطه مرکزی مساوی بود
دائره

گویش مازنی

/daarye/ دف – دایره – داربه - دف کوچک که نوعی ساز کوبه ای است

پیشنهاد کاربران

دایره، در زمان کهن از "داریه یا دوردار" می آید!
مانند: دارکوب ( دارنَمَک، دارتَمَک، داربُر ) ، داربست، دارچین، داروَگ، دارو، دارمَک، داروَش ( دِرَفش: خود درخت یکی از معنی هاش درفش یا پرچم است و der در اینجا به معنی جُنبیدن هم هست! ) و. . .
...
[مشاهده متن کامل]

( ( گوشزد: گرچه یک واژه دیگر به نام "دِرَفشیدن" داریم >>> به معنی: درخشیدن، پرتو افکندن
و یک دِرَفش داریم >>> به معنی: لباس، جامه، پیراهن ) )
.
دایره: گردش کردن، چرخیدن
در رقص سَماع، در صوفیه و کهن تر از آن در آیین مانوی و مانستان های آن می بینیم که با داریه چرخش می کنند و می کوبند؛ و همچنین از درخت گِردو ( دوردار ) می ساختند برای همین این واژه را دایره می نامند!
پس از آن هونیاگران ( خُنیاگران ) دایره خود را وارونه می کردند و برای گلریزان و دست گیری از کسی، هر کس به اندازه توان خودش پولی در دایره می انداخت تا کَرَمَش ( نیرمان اش ) را بر دیگران نمایان کند!
.
امروزه: روی دایره ریختن >>> نماد آشکار کردن و پرده برداشتن از کاری
مانند: دایره زنگی، دوری ( سینیِ گرد )

داریهداریه
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/دایره_(ساز)
دایره همون دف هست ولی یکم کوچولو تر.
داریه: [عامیانه، اصطلاح] حلقه ای چوبی که روی آن پوست کشیده و رامشگران به همراه دیگر سازها می نوازند.