برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

داده

/dAde/

معنی داده در لغت نامه دهخدا

داده. [ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از دادن. مبذول. بخشیده. عطا کرده :
دل بمهر امیر دادستم
کس نگوید که داده باز ستان.
فرخی.
چون کریمان کز عطای داده نسیانشان بود
عفو حق را از خطای خلق نسیان دیده اند.
خاقانی.
آخر آن بوسه که روزی دادی
داده را روز دگر باز مگیر.
خاقانی.
بدارا نداد آنچه داد از نخست
همان داده را نیز ازو باز جست.
نظامی.
|| عطا. عطیه. بخشش :
ببایدش دادن بسی خواسته
که نیکو بود داده ناخواسته.
دقیقی.
خواسته ننهد و ناخواسته بسیار دهد
از نهاده ٔ پدر و داده ٔ دارنده اله.
فرخی.
داده ٔ خود سپهر بستاند
نقش اﷲ جاودان ماند.
سنائی.
داده ٔ تو نه زان نهادم پیش
تا رجوع افتدت به داده ٔ خویش.
نظامی.
قسمت حق است مه را روی نغز
داده ٔ بخت است گل را بوی نغز.
مولوی.
کلمه ٔ داده را در این معانی ترکیباتی است چون : آب داده ؛ گوهردار؛ تیزکرده.
- تاب داده ؛ با تاب ، پیچان :
لعلش چو عقیق گوهرآگین
زلفش چو کمند تاب داده.
سعدی.
- خداداده ؛ عطیه ٔ الهی. بخشش الهی :
بملک خداداده خرسند باش.
نظامی.
خداداده را چون توان بست راه.
نظامی.
خدادادت این چیره دستی که هست
مشو بر خدادادگان چیره دست.
نظامی.
چو شه دید گنج فرستاده را
چهار آرزوی خداداده را...
نظامی.
- دل داده ؛ عاشق. دلباخته :
دلداده را ملامت کردن چه سود دارد
میباید این نصیحت کردن بدلستانان.
سعدی.
- رنگ داده ؛ بارنگ. رنگین :
بیا ساقی آن رنگ داده عبیر...
نظامی.
- زهرآب داده ؛ آغشته به آب زهر.
زنهارداده ؛ در پناه گرفته شده.
- ناداده ؛ عطا نکرده. نبخشیده.
|| کنایه از نصیب و قسمت است :
تو مخروش وز ...

معنی داده به فارسی

داده
اطلاع، اطلاعات پردازش نشده
( اسم ) ۱ - آنچه به دیگری داده . ۲ - بخشیده عطا شده . ۳ - نصیب و قسمت . ۴ - پول یا سندی که به بانکی داده شود تا به حساب پرداختی برند .
[data] [باستان شناسی] اطلاعات کمّی حاصل از مشاهدۀ یافته ها که مبنای استدلال و بحث و محاسبه قرار می گیرد متـ . داده ها
داده شدن
[data warehouse] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از نرم افزارها که برای گردآوری و پیرایش و تبدیل و ذخیره سازی داده ها با هدف تحلیل اطلاعات سازمان دهی شده باشد
[data warehousing] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] سازمان دهی و استفاده از مجموعه ای از نرم افزارها برای گردآوری، پیرایش، تبدیل و ذخیره سازی داده ها با هدف تحلیل اطلاعات
[data custodian] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مسئول گردآوری و نگهداری داده ها
[data custodianship] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مسئولیت گردآوری و نگهداری داده ها
[continuous data protection] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی سامانۀ پشتیبان گیری که از داده های جاری کاربر یک نسخۀ بدل ایجاد می کند اختـ . داپ CD متـ . پشتیبان گیری آینه ای mirroring
[data acquisition] [باستان شناسی] مرحله ای در پژوهش های باستان شناختی، همانند واحد نمونه در محوطۀ باستان شناختی، که در آن داده ها به سه صورت اصلی گردآوری می شوند: 1) شناسایی؛ 2) بررسی سطحی؛ 3) کاوش
[lateral profiling] [ژئوفیزیک] نوعی داده برداری الکتریکی ک ...

معنی داده در فرهنگ معین

داده
(دِ) (ص فا.) ۱ - آن که اجرای عدالت کند، عادل . ۲ - خدای تعالی . ۳ - روز چهاردهم از ماه های ملکی .
(دِ) ۱ - (ص مف .) بخشیده ، عطا شده . ۲ - (اِ.) اطلاع ، خبر. ۳ - قسمت ، سرنوشت . ۴ - پول یا سندی که به بانکی داده می شود تا به حساب پرداختی برند.
(دِ) (ص مف .) ۱ - آب پاشیده ، مشروب . ۲ - تیز، تیز کرده (صفت برای شمشیر یا خنجر).
( ~.) (ص مف .) پیچیده ، به هم بافته .

معنی داده در فرهنگ فارسی عمید

داده
۱. ویژگی آنچه کسی به دیگری بدهد.
۲. بخشیده شده.
۳. سپرده شده.
۴. (اسم) (بانکداری) پول یا سندی که کسی به بانک بدهد که به حساب دادگی او بنویسند.
۵. (اسم) اطلاعاتی که برای یک کار آماری گردآوری می شود.
تیزکرده: شمشیر آب داده، خنجر آب داده.
۱. پیچیده شده.
۲. بافته شده.
ویژگی چیزی که بر اثر حرارت داغ شده است.
مطیع، منقاد: گه از گردنکشان کشور ستانی / به گردن دادگان کشور سپاری (عنصری: ۲۸۵).

داده در دانشنامه ویکی پدیا

داده
به طور کلی، می توان همهٔ دانسته ها، آگاهی ها، داشته ها، آمارها، شناسه ها، پیشینه ها و پنداشته ها را داده نامید. انسان برای ثبت و درک مشترک هر واقعیت و پدیده از نشانه های ویژهٔ آن بهره گرفته است.
مفاهیم مربوط به سامانه های مدیریت پایگاه داده ها (انگلیسی)
انسان برای نمایاندن داده ها نخست از نگاره و در ادامهٔ سیر تکاملی آن از حروف، شماره ها و نشانه ها کمک گرفت. برای بازنمودن داده ها از این موارد کمکی یا ترکیبی از آن ها استفاده می شود برای نمونه:
به اعداد، حروف و علائم که جهت درک و فهم مشترک از انسان ها یا رایانه سرچشمه می گیرند داده می گویند. داده ها معمولاً از سوی انسان ها به صورت حروف، اعداد، علائم و در رایانه به صورت نمادهایی (همان رمزهای صفر و یک) قراردادی ارائه می شوند. اصطلاح داده یک عبارت نسبی است یعنی اگر موجب درک و فهم لازم و کامل در این مرحله شده است به عنوان آگاهی یا اطلاعات از آن نام می برند و چنانچه موجب درک و فهم کامل نگردد به عنوان همان داده به شمار می آیند و چون هدف نهایی آگاهی و اطلاعات است باید از سوی دست اندرکاران (انسان یا رایانه) دستکاری یا پردازش شوند. منظور از دستکاری یا پردازش داده ها انجام عملیاتی از قبیل جمع، تفریق، ضرب، تقسیم، مقایسه وغیره است.
داده ها مجموعه ای از نمادها (برای انسان حروف، اعداد، علائم و برای رایانه رمزهای صفر و یک) هستند که حقایق را نشان می دهند و برای انسان از طریق رسانه های وی (بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، بساوایی) و برای رایانه از طریق لوازم ویژه (صفحه کلید موس و غیره) به دست می آیند.
داده در علوم رایانه، به اطلاعاتی گفته می شود که به شکل مناسب برای استفاده توسط رایانه بکار میرود. داده اغلب با برنامه ها تمیز داده می شود.برنامه دنباله ای از دستورالعمل ها است که وظایفی که رایانه باید انجام دهد، شرح می دهد.به این معنا، داده هر جیزی است که کد برنامه نیست. در کاربرد جایگزین، فایل های باینری (که توسط انسان خواندنی نیست)گاهی"داده"خوانده می شوند تا از متون خواندنی توسط انسان تمایز یابند. میزان کلی داده های دیجیتالی در۲۰۰۷ در حدود ۲۸۱ میل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

داده در دانشنامه آزاد پارسی

داده (datum)
شاهد یا گواه مفروض برای مقصودی معیّن. چیزی که داده شمرده می شود ممکن است در اثر تغییر نظریه یا شواهد تغییر کند. دادۀ مطلق چیزی است که مطلقاً اصلا ح ناپذیر و غیر قابل تغییر باشد، اما بسیاری از نظریه پردازان معرفت هیچ دادۀ مطلقی را نمی پذیرند، زیرا گرچه بعضی چیزها ممکن است به منزلۀ شالوده ای برای پژوهش های خاص به خدمت گرفته شوند، اما این امر مانع نمی شود که داده بودن آن ها از جهات دیگر محل تردید قرار گیرد.

داده در جدول کلمات

داده های کامپیوتری
دیتا
اقتصاددان فرانسوی متولد 1834 که فعالیت های زیادی در ارتباط با سود اضافی و موازنه عمومی انجام داده است | او در سوئیس در گذشت
والرا
اقتصاددان فرانسوی که فعالیت های بسیاری در ارتباط با سود اضافی و موازنه عمومی انجام داده است
والرا
اقتصاددانی که در رابطه با صنعتی شدن آلمان | ژاپن | سوئد و آمریکا بررسی های زیاد انجام داده است
ارمسترانگ
او را به سبب زیبایی چهره اش | قمر بنی هاشم لقب داده بودند ایشان در 9محرم در کربلا به شهادت رسیدند•
عباس بن علی
این کشور بیشترین باخت 22 باخت)را در تمامی ادوار جام جهانی به خود اختصاص داده لست
مکزیک
بخشی از خمس که باید به امام داده شود
سهم امام
به انواعی از گونه های یک گیاه که با شرایط محیطی منطبق شده و یا بازده آن را نسبت به دیگر گونه هایشان افزایش داده اند
رقم
به حقوقی گویند که فقط به اتباع داخله کشوری تخصیص داده شده و برای بهره مند شدن از آن باید تابعیت آن کشور را داشت
حقوق سیاسی
به کمک آن برقدار بودن مدار الکتریکی تشخیص داده می شود
فازمتر

معنی داده به انگلیسی

datum (اسم)
اطلاع ، ماخذ ، داده
data (اسم)
سوابق ، داده ، اطلاعات ، داده ها ، مفروضات ، دانستهها ، سراغ
given (صفت)
معلوم ، معین ، مبتلا ، داده

معنی کلمه داده به عربی

نعمة من الله
ذرة صفراء
مطلي بالکهرباء
مبارکة , موهبة , موهوب

داده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد
در زبان کردی معمولا به خواهر بزرگتر داده گفته می شود و علاوه بر آن به نشانه احترام قبل از اسم خانم ها بکار می رود بنوعی داده همان کلمه فارسی خانم است
سلیمان عباسی
اطلاعات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف داده   • داده های کامپیوتری چیست   • داده چیست   • داده کامپیوتری در حل جدول   • داده های کامپیوتری در جدول   • معنی داده کامپیوتری   • مفهوم داده   • فرق بین داده و اطلاعات   • معرفی داده   • داده یعنی چی   • داده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی داده

کلمه : داده
اشتباه تایپی : nhni
آوا : dAde
نقش : اسم
عکس داده : در گوگل

آیا معنی داده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )