برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

خیلی

/xeyli/

مترادف خیلی: بس، بسی، بسیار، جزیل، زیاد، کثیر، وافر، بی نهایت، بغایت، فراوان ، شماری، عده ای، گروهی

متضاد خیلی: اندک، کم، قلیلی

برابر پارسی: بسیار، فراوان، انبوه

معنی خیلی در لغت نامه دهخدا

خیلی. [ خ َ / خ ِ ] (ص نسبی ) مهتر اسبان (یادداشت مؤلف ) :
یکی کرباس خرجی داد کان را
نپوشد هیچ خیلی و بکیجی.
سوزنی.

خیلی. [ خ َ / خ ِ ] (ق ) بسیار. بس. فراوان. بغایت. بی نهایت. (ناظم الاطباء). بسیار مطلق. (یادداشت مؤلف ). این کلمه به این معنی مستعمل قدماء نبوده است و اصل آن از «خیل » بمعنی گروه اسبان و سواران و یاءوحدت است و عبارت «اندک اندک خیلی گردد و قطره قطره سیلی » در گلستان سعدی بهمین معنی است نه بمعنی بسیار که امروز مصطلح است. (یادداشت مؤلف ) :
ابرغم دیشب گذاری بر من بیمار کرد
بر سرم خیلی ستاد و گریه ٔ بسیار کرد.
حمیدی (از آنندراج ).
- امثال :
خیلی آب می بردتا این کار بشود ؛ یعنی چندین امر در این میان واقع میشود تا این کار انجام شود و این مثل در مقام تعذر و غرابت امری است.
چون یافتند مردم دیده سراغ تو
این خیلی آب برد که بردند پی در آب.
نعمت خان عالی (از آنندراج ).
- خیلی خوب ؛ بسیار خوب. بسیار عالی. بسیار نیکو.
- خیلی دست داشتن در جائی ؛ بسیار یار و رفیق داشتن. خیلی همراه و مرید داشتن.
- خیلی دست داشتن در کاری ؛ ماهربودن و متبحر بودن در آن.
- خیلی زود ؛ بسیار زود. مقابل خیلی دیر.
|| مدتی. (ناظم الاطباء).

معنی خیلی به فارسی

خیلی
گروهی، عدهای، عده بسیار، زیادوفراوان
۱ - گروهی از اسبان . ۲ - گروهی از سواران . ۳ - گروهی عده ای . ۴ - بسیار فراوان ( چیز و شخص ) . توضیح در تداول (( خیلی )) در مورد اشخاص به - ها جمع بسته شود : (( خیلیها آمدند ))
مهتر اسبان
[dead slow ahead] [حمل ونقل دریایی] فرمان حرکت به جلو با کمترین دورِ ممکن موتور
[dead slow astern] [حمل ونقل دریایی] فرمان حرکت به عقب با کمترین دورِ ممکن موتور
[ گویش مازنی ] /Kheyle temen/ زمان زیاد – مدت زیادی

معنی خیلی در فرهنگ معین

خیلی
(خَ یا خِ) [ ع - فا. ] (ق .) ۱ - گروهی ، عده ای . ۲ - بسیار، فراوان .

معنی خیلی در فرهنگ فارسی عمید

خیلی
۱. فراوان، بسیار.
۲. (قید) زیاد.
۳. (قید) زمانی زیاد.
۴. (قید) چندان.

خیلی در جدول کلمات

خیلی زود
انی
خیلی کم
نمه
خیلی کم و اتفاقی
به ندرت
از وسایل خیلی مؤثر در ماشین
ترمز
از وسایل خیلی موثر در ماشین
ترمز
دونآ ن غذا خوردن خیلی سختا ست
دندان

معنی خیلی به انگلیسی

a great deal (قید)
خیلی
very (قید)
خیلی ، بسیار ، بسی ، زیاد ، چندان
many (قید)
خیلی ، بسیار ، زیاد ، چندین ، بسا
much (قید)
خیلی ، تقریبا ، بسیار ، بسی ، زیاد ، بفراوانیدور
extremely (قید)
خیلی ، بشدت ، بافراط
far (قید)
خیلی ، دور از ، بسیار ، بعلاوه ، زیاد
extra (قید)
خیلی
lot (قید)
خیلی ، بسیار ، بسی
crazy (قید)
خیلی
ghastly (قید)
خیلی
appreciably (قید)
خیلی
jolly (قید)
خیلی
considerably (قید)
خیلی
damnably (قید)
خیلی
highly (قید)
خیلی
much more (قید)
خیلی

معنی کلمه خیلی به عربی

خیلی
اضافي , بعيدا , جدا , عشر , کثير , لذا , لعنة , مرح
مشجر
في اغلب الاحيان
کثير
هرم
سحيق
حسنا , مجيد
دقيق
نهاية
جذاب
خانق
نادرا
قطع

خیلی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farhood
awfully
بسیار
زیاد
خیلی
کاووس
پس می‌توان گفت واژه "خیلی" نادرست است و باید به جای آن از واژه "بسیار" به کار برد.
حسین
ببخشید گرینگ نیست گ.َلَک ...گَلَک است ...یعنی مهم این واژه برابر پارسی مهم است که ایرانی است و کردی که کردی و پارسی هر دو زبان ایرانی هستند که برابر مهم که ظاهرا عربی است واژه گَلَک را به کار ببریم که ایرانی است
امین آریا
واژگان (فره_گلک_پیر) در زبان کردی به مانک و معنای خیلی در زبان فارسی است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خیلی سبز دهم   • دانلود کتاب های خیلی سبز   • خیلی سبز نهم   • خیلی سبز هفتم   • آدرس انتشارات خیلی سبز   • خیلی سبز+دانلود   • دانلود رایگان کتابهای خیلی سبز   • خیلی سبز هشتم   • معنی خیلی   • مفهوم خیلی   • تعریف خیلی   • معرفی خیلی   • خیلی چیست   • خیلی یعنی چی   • خیلی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خیلی

کلمه : خیلی
اشتباه تایپی : odgd
آوا : xeyli
نقش : صفت
عکس خیلی : در گوگل

آیا معنی خیلی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )