برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1417 100 1

خویشتن داشتن

معنی خویشتن داشتن در لغت نامه دهخدا

خویشتن داشتن. [ خوی / خی ت َ ت َ ] (مص مرکب ) تماسک. (منتهی الارب ). تمالک نفس. حفظ نفس کردن ازسقوط در شهوات و آفات : یک روز خواسته ٔ یکی از اشکانیان سوی او [ اردشیر ] آوردند و زر و سیم و غلام و کنیز و در میان آن بردگان اندر دختری بود که هرگز از او نیکوتر کس ندیده بود اردشیر به او عاشق شد پنداشت که از بندگان اشکانیان است و بخویشتن نزدیک کرد او را پرسید که هرگز مرد بتو رسیده است گفت نه اردشیر دوشیزگی او بستد از آنکه خویشتن نتوانست داشتن و او از اردشیر بار گرفت. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
خویشتن دار ای جوان زین پیر دهر
تات نفریبد بغدر این پیرزن.
ناصرخسرو.
خویشتن دار تو کامروز جهان دیوانه ست
چندگه منبر و محراب بدیشان پرداز.
ناصرخسرو.

معنی خویشتن داشتن به فارسی

خویشتن داشتن
تماسک تمالک نفس

خویشتن داشتن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود کتاب هنردوست داشتن خود   • هنر دوست داشتن خود   • راههای دوست داشتن خود   • دوست داشتن خود یعنی چه   • راهکارهایی برای دوست داشتن خود   • دوست داشتن خود راز   • تمرین دوست داشتن خود   • کتاب در مورد دوست داشتن خود   • معنی خویشتن داشتن   • مفهوم خویشتن داشتن   • تعریف خویشتن داشتن   • معرفی خویشتن داشتن   • خویشتن داشتن چیست   • خویشتن داشتن یعنی چی   • خویشتن داشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خویشتن داشتن
کلمه : خویشتن داشتن
اشتباه تایپی : o,dajk nhajk
عکس خویشتن داشتن : در گوگل

آیا معنی خویشتن داشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )