برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1470 100 1

خوک

/xuk/

مترادف خوک: خنزیر، کاس، گراز

معنی خوک در لغت نامه دهخدا

خوک. (اِ) جانوری است معروف (برهان قاطع). خنزیر. ابودلف. کاس. بغراء. ابوالجهم. ابوزرعه. ابوعقبه. ابوعلبه. ابوقاوم. (یادداشت بخط مؤلف ). خوک ازنظر جانورشناسی پستاندار سم شکافته ای است از تیره ٔ سویدای دارای پوزه ای درازو متحرک و بدن سنگین و اندامهای نسبة کوتاه است و پوست کلفت پوشیده از موهای خشن. خوک نر را گراز خوانند. خوکهای اهلی را از اعقاب خوکهای وحشی می دانند که بومی اروپا و جنوب غربی آسیا و شمال افریقاست. خوک را در قرن 16 م. اسپانیائیها به امریکا بردند. این حیوان هر غذائی را میخورد و در سال یک یا دو بار بچه میزاید و هر بار 12 تا 15 بچه میگذارد و برای شش تا هفت سال زایش او ادامه دارد. خوک بجهت گوشت و پیه آن ارزش بسیار دارد و در کشورهای غیر مسلمان زیاد پرورش داده میشود. گوشت خوک تازه یا پخته بصورت کالباس و ژامبون و سوسیس مصرف میشود و بعلاوه از پوست این جانور دستکش و کیف و جامه دان و توپ فوتبال درست می کنند واز موی آن ماهوت پاک کن و مسواک میسازند. خوک از سایر حیوانات اهلی احتمال ابتلاء به امراضش بیشتر است وبسیاری از بیماریها را به انسان انتقال می دهد از آن جمله تب مالت و تریکینوز است از این جهت محصولات حاصل از خوک باید تحت شرایط طبی دقیق باشد. (از دایرة المعارف فارسی ). در فرهنگ نفیسی «ناظم الاطباء» آمده : یکی از حیوانات فقاری پستان دار ضخیم الجلد سم دار است که دارای چهار ناخن می باشد هر یک از دست و پا و بدن وی از موهای دراز پوشیده و دارای پنجاه و شش دندان می باشد 28 تا بالا و 28 تا پایین بدین تفصیل 12 دندان قطاع و 2 دندان کلبی و 14 دندان طاحونه ای و چشمهای وی کوچک و حدقه ٔ آن گرد و دارای دم کوچکی است و بتازی خنزیر گویند و در مذهب مطهر اسلام نجس و احتراز از آن واجب و خوردن گوشت و شیر وی حرام است :
بکشتند چندان ز خوکان که راه
بیکبارگی تنگ شد بر سپاه.
فردوسی.
سر خوک را بگسلانم ز تن
منم بیژن گیو لشکرشکن.
فردوسی.
خوک چون دید بدشت اندرتازه پی شیر
گرش جان باید از آن سو نکند هیچ نگاه.
فرخی.
شیر نر تنها بود هر جا و خوکان جفت جفت
ماهمه جفتیم و فرد است ایزد جان آفرین. ...

معنی خوک به فارسی

خوک
( اسم ) ۱ - پستانداری از راست. سم داران که تیر. خاصی بنام (( تیر. خوکان )) بوجود آورده . این جانور در هر دست و پا دارای ۴ انگشت است و همه چیز میخورد . بدنش دارای چربی بسیار و پوستش ضخیم و دارای موست . یا خوک دریایی . ( دلفین ) . یا خوک وحشی . گونه ای خوک که دارای جث. سنگین و بینی پهن است در جنگلهای باتلاقی میزید و شب بجستجوی شکار میرود . دندانهای نیش وی از طرفین دهان بیرون آمده و آلت دفاعی خطرناکی را تشکیل میدهد . این جانور بمحصولات زراعتی خسارت بسیار وارد میکند . یا خوک هندی . پستانداری کوچک از راست. جوندگان علفخوار دارای پشمهای ریز و پوز. پهن و پاهای کوتاه خوکچه . ۲ - شخص چاق بسیار فربه .
دهی است ازدهستان ساری بخش پلاست شهرستان ماکو واقع در جنوب باختری پلاست و جنوب شوسه پلاست به ماکو . با آب و هوای معتدل و ۴۲۵ تن سکنه .
دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام شهرستان مشهد واقع در شمال باختری تربت جام و باختر شوسه عمومی مشهد به تربت جام .
بچه خوک خنوص
بستن خوک یا کنایه از محکم بستن و سخت به بند کشیدن .
آنکه بینی چون خوک دارد افطس
آن خوک که زنده در طویله بخاک کنند بجهت زیادتی و حفظ ما فی الطویله .
چراننده خوک شبان خوک
خوک کوچک یا جانوری کوچک و بشکل خوک
جانوری کوچک که بشکل خوک است و در آزمایشگاههای پزشکی روی آن تجربیات طبی می کنند .
محل زندگی خوک جاییکه خوک را در آ ...

معنی خوک در فرهنگ معین

خوک
[ ع . ] (اِ.) پستانداری از راستة سم داران که در هر دست و پا دارای چهار انگشت است و همه چیز می خورد.
(ص مر. اِمر.) ۱ - محلی که خوکان در آن زندگی کنند. ۲ - (کن .) جایی کثیف و نامناسب برای زندگی و سکونت .

معنی خوک در فرهنگ فارسی عمید

خوک
۱. (زیست شناسی) پستانداری سم دار، با پوزۀ کشیده، بدن پُرچربی، پوست ضخیم، دست و پای کوتاه، و چشم های کوچک.
۲. (پزشکی) [قدیمی] = خنازیر
* خوک دریایی: (زیست شناسی) = دلفین
* خوک وحشی: (زیست شناسی) = گراز
۱. جایی که در آن خوک ها را نگه داری می کنند.
۲. [مجاز] جای کثیف.

خوک در دانشنامه اسلامی

خوک
خوک یا همان خنزیر حیوان معروفی است که از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، تجارت، رهن، وقف، وصیت، نکاح و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
خوکی که در خشکی زیست دارد از مسخ شدگان و نجس است؛ حتّی بنابر قول مشهور، مو و ناخن آن نیز که فاقد حیات است، نجس می باشد. چنان که نیم خورده خوک نیز نجس و خوردن آن حرام است. در اینکه استحاله (تبدیل شدن به مثل نمک) موجب طهارت آن می شود یا نه، اختلاف است.
پاک بودن خوک دریایی
خوک دریایی بنابر قول مشهور پاک، لیکن حرام گوشت است.
تماس با خوک بدون سرایت نجاست
در صورت تماس بدن یا لباس کسی با خوک به شرط خشک بودن هر دو، مشهور متأخران قائل به استحباب آب پاشیدن بر محل تماس شده اند. از برخی قدما وجوب آن نقل شده است.
ظرفی که خوک از آن نوشیده
...
خوک حیوانی حرام گوشت است و در قرآن با لفظ خنزیر از آن یاد شده است.
خنزیر به معنای خوک، جمع آن خنازیر است. (و جعل منهم القردة و الخنازیر...) این حیوان نیز جزء حیوانات حرام گوشت و غیر قابل تذکیه است.«حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر... ؛ بر شما حرام شد (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک...»
خوک حیوانی حرام گوشت است و در قرآن با لفظ خنزیر از آن یاد شده است.
خنزیر به معنای خوک، جمع آن خنازیر است. (و جعل منهم القردة و الخنازیر...) این حیوان نیز جزء حیوانات حرام گوشت و غیر قابل تذکیه است.«حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر... ؛ بر شما حرام شد (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک...»

خوک در دانشنامه ویکی پدیا

خوک
خوک پستانداری از خانوادهٔ گرازسانان (Suidae) و راستهٔ جفت سم سانان است. خوک ها شامل خوک های اهلی می شوند، که نیای آن ها به گونه ای از گراز وحشی می رسد. خوک ها حیواناتی همه چیزخوار، به شدت اجتماعی و باهوش هستند.
خوک اهلی
بیکن
یک خوک معمولی دارای یک سر بزرگ با پوزه دراز است که با استخوان های ویژه پیش دماغی و یک دیسک غضروفی در نوک تقویت شده است. پوزه برای جستجوی خاک به منظور یافتن غذا مورد استفاده قرار می گیرد و عضو بسیار حساسی است. در هر پا چهار انگشت سُم دار وجود دارد. بیشتر وزن حیوان روی دو انگشت بزرگتر میانی تحمل می شود؛ اما دو انگشت بیرونی نیز در زمین های نرم مورد استفاده قرار می گیرند.
فرمول دندان خوک های بالغ ۳٬۴٬۱٬۳ در هر فک است، که در مجموع ۴۴ دندان می شوند. دندان های عقب برای خرد کردن سازگاری یافته اند. در نرها دندان ها به شکل عاج بوده و به طور مداوم رشد می کنند و در اثر اصطکاک با زمین دائماً تیز می شوند.
در مواردی در کتب غیرعلمی در مورد کثیف بودن خوک مسائل مختلفی مانند خوابیدن در گِل یا مدفوع خواری مطرح می شود. خوک ها در طبیعت به طور طبیعی مدفوع خواری نمی کنند و بیش از ۹۰٪ از گیاهان تغذیه می کنند. برخلاف باورهای رایج گروهی از خوک ها حتی میوه ها را قبل از خوردن در آب می شویند. این حیوانات به دلیل اینکه سیستم تعریق ندارند، از آب گل آلود برای خنک کردن بدن خود استفاده می کنند؛ زیرا آب گل آلود دیرتر از آب صاف بخار می شود.
عکس خوک
خوک یک پستاندار است؛ همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خوک (فیلم ۱۳۹۶)
خوک (فیلم ۱۹۹۸)
خوک (فیلم ۲۰۱۰)
خوک (فیلم ۲۰۱۱)
خوک یک روستا در ایران است که در دهستان یولاگلدی واقع شده است. خوک ۳۰۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خوک در دانشنامه آزاد پارسی

خوک (pig)
پستاندار سُم صاف از خانوادۀ سویدائه. خوک همه چیزخوار است و معدۀ ساده و غیرنشخوارکننده و پوست کلفت دارد. گراز وحشی خاورمیانه، به نام سوس اسکروفا اصل این نژادهای اهلی شده است؛ این نوع گراز۱.۵ متر طول، یک متر قد، و دندان های نیش ترسناک دارد اما طبیعت مهاجم ندارد. کوچک ترین عضو خانواده خوک، خوک کوتولهنام دارد. طول نر آن ۶۵ سانتی متر (تا شانه ۲۵ سانتی متر) و وزن آن ۸ تا ۹ کیلوگرم است. ازجمله خوک های وحشی باید از بابیروزا و گراز افریقایی نام برد. پرورش خوک اهلی از عصر نوسنگی در خاورمیانه و چین، دست کم ۱۱هزار سال پیش آغاز شد و خوکداری در یونان و روم قدیم نیز رواج داشت. طی قرون، بیش از ۴۰۰ نژاد تکامل یافتند که بسیاری از آن ها در قرن های بعد با توسعه سازوکارهای پرورش خوک از بین رفتند، اما اوضاع مختلف زیست محیطی و مقتضیات زمان سبب ادامه حیات گونه های مختلف شده است. نژادهای اصلی باقی مانده عبارت اند از برکشر، چستروایت، لهستانی، چینی، زین دار، یورکشر، دوروک، و پُشت تیز. شیوه های جدید پرورش خوک نژادهای بزرگ سفید را بر گونه های رنگی ترجیح می دهد. نژادهای برکشر و تَموُرت به ندرت در بریتانیا دیده می شوند، اما در استرالیا و نیوزیلند فراوان اند. تنها یک چهارم خوک های بریتانیا در فضای باز (۱۹۹۸) و بیشتر در خوکداری ها نگهداری می شوند. حدود ۳۰درصد از گوشت خوک مصرفی بریتانیا از هلند و دانمارک وارد می شود.

ارتباط محتوایی با خوک

خوک در جدول کلمات

خوک
ساد, تراب
خوک ابی
فک
خوک مالزی
بابیروسا
خوک وحشی
گراز

معنی خوک به انگلیسی

pig (اسم)
خنازیر ، گراز ، خوک ، ادم حریص و کثیف ، قالب ریختهگری
swine (اسم)
خنازیر ، خوک ، گراز ادم پرخور یا حریص
hog (اسم)
گراز ، خوک
pork (اسم)
گراز ، خوک ، گوشت خوک

معنی کلمه خوک به عربی

خوک
خنزير , لحم الخنزير
ختم
خنزير
خنزير
خنزير صغير
شحم الخنزير
حصبة
عرقوب
نخير
زريبت الخنازير
شحم الخنزير , لحم الخنزير
لحم الخنزير

خوک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
در زبان پارتی هوک(huk) نیز نامیده میشود.
علی باقری
خوک تغییر یافته ی پگ ( pig ) در زبان کردی هست . این واژه در زبان انگلیسی به شکل pig و hog امروزه کاربرد دارد .در زبان پارتی هوک(huk) نامیده شده . در زبان تاجیکی لفظ Xuk به کار برده می شود .واژه ی pig در زبان های ساموآیی ، فریزی غربی هم به همین شکل استفاده می شود . تغیر یافته آن به شکل Piga در زبان گجراتی و به شکل Poaka در زبان مائوریایی دیده می شود .در زبان اردو (پگ)
در زبان اویغوری به خوک چوشقا گفته می شود . واژه ی چوشقا یا سوشقا با تغییراتی در زبان های زیر دیده می شود که اصل آن هندی است که در زبان هندی به شکل suar ka maans (سوراکا مانس) آمده است .
بلغاری svinsko meso قزاقی Şoşqa (چووشقا ) لاتینsuilla نپالی Sumgura پنجابی Sura ایسلندی Svin نروژی svin دانمارکی svinekod روسی svinina بوسنیایی Svinja صربی Svinja مقدونی Svinja کروات svinjetina بلاروسی Svinnia اوکراینی Svynya
در زبان های پشتو( سور ) ، سندی (سور) با واژه ی suar هندی همریشه هستند واژه ی تورکی سؤرؤ به معنی گله از این واژه گرفته شده چون در زبان ترکی به خوک ها یی که دسته جمعی حرکت می کنند گال یا سؤرؤ (به معنی دسته یا گروهی حیوان قابل راندن )که تغییر یافته گله ی فارسی است گفته می شود .
فرانسوی ها به خوک Cochon (گوچون ) می گویند که هم ریشه با واژه گوچ می باشد . از این رو
قیرقیزی ها cockonun etiمی گویند یعنی گوشت گوچ در لتونیایی Cuka (کوچا) از همین ریشه است .
در زبان های لوگزامبورگی Schwain و آلمانی Schwein که با واژه سیچان به معنی موش ( حیوان ترسو و فضله انداز ) هم ریشه می تواند باشد . در زبان مغولی به شکل Gakhai یعنی ترسو یه ترکی آن قورخاخ (ترسو)
در زبان آذری به خوک دؤنقوز گفته می شود . این واژه با کمی تغییرات در زبان ترکی استانبولی domuz
ترکمنی Donuz ترکی آذربایجانی Donuz دیده می شود با تغییری در زبان ارمنی Khoz (خؤز )
در زبان ژاپنی به خوک Buta در زبان مائوریایی Poaka گفنه می شود . در زبان ترکی به بچه ی خوک بوتا یا پوتا گفته می شود .
در زبان عربی به خوک خنزیر( khinzir ) گفته می شود . این واژه با تغییراتی در زبان یدی khzir دیده می شود.در زبان مالتی khanżir
در زبان گرجی به خوک ghori گفته می شود که تغییر یافته گراز می باشد . قوری ِ چای که به شکل خوک ساخته می شده خواستگاهش از این سرزمین هست به این خاطر به این نام نامیده شده .
در زبان فارسی به خوک نر گراز گفته می شود واژه ی گراز به شکل تغییر یافته برای خوک در زبان سوئدی gris یونانی Gourouni دیده می شود در زبان چکی Prase تغییر یافته ی گراز می باشد
در زبان کره ای dwaeji (دیوجه ) که به معنی حیوان شبیه به دیو یا اندازه ی دیو ( کره ای ها به دلیل نزدیک بودن با ترک های مغولستان بیشتر کلمات ترکی را در زبان خود دارند .
در زبان ایگبویی به خوک Ezi و به گاو نر Ehi گفته می شود .
در زبان های اندونزیایی ، جاوه‌ای ، سوندایی ، مالایی Babi، سبوانو Baboy فیلیپینی Baboy
در زبان های مالایالامی panni ، تامیلی Paṉṟi، پانریکاتالان Porc ، پرتغالی Porco ،گالیسیایی Porco ،
کورسی Porcu ، تلوگویی Pork ، مالاگاسیایی Pork ، اسلوونیایی (پیراشکی)
نسیم حبیبی
در بالا نوشته اید که "خوک نر را گراز خوانند" و این اشتباه است. گراز، حیوان و حشی ، پر مو و دارای دو دندان نیش بزرگ بیرون دهان است.در حالیکه خوک حیوان اهلی و آرام و بدون مو است.
علی باقری
به ماده ی خوک وحشی همان خوک گفته می شود گراز به جنس نر آن گفته میشود . در زبان ترکی به خوک ماده مَکَرچین هم گفته می شود. خوک بی مو یا کم موی اهلی دستکاری ژنیتیکی شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فواید گوشت خوک   • نام دیگر خوک   • خوک در جدول   • خوک اهلی   • تفاوت خوک و گراز   • معنی خوک   • تولید مثل خوک   • گوشت خوک از نظر پزشکی   • مفهوم خوک   • تعریف خوک   • معرفی خوک   • خوک چیست   • خوک یعنی چی   • خوک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خوک
کلمه : خوک
اشتباه تایپی : o,;
آوا : xuk
نقش : اسم
عکس خوک : در گوگل

آیا معنی خوک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران