برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1402 100 1

خونابه

/xunAbe/

معنی خونابه در لغت نامه دهخدا

خونابه. [ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) آب با خون آمیخته. (یادداشت بخط مؤلف ). || آب مانندی که محتوی از خون و شیرباشد و به اصطلاح علمی فرنگ سرم گویند. || اشک خونین. خوناب. (ناظم الاطباء). اشک :
چو نزدیک آنجای برزو رسید
ببارید خونابه بر شنبلید.
(ملحقات شاهنامه ).
دل عاشق بسان چوب تر بی
سری سوجه سری خونابه ریجه.
باباطاهر.
خونابه ز دیدگان گشادند
در پای فتاده درفتادند.
نظامی.
وین طرفه که درد چشم او را
خونابه ز چشم ما روان است.
سعدی (صاحبیه ).
گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست
من رخ زرد بخونابه منقش دارم.
حافظ.
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که بخونابه منقش باشد.
حافظ.
|| خون. خوناب :
می لعل گون خوشتر است ای سلیم
ز خونابه ٔ اندرون یتیم.
فردوسی.
بخونابه شویی همی کار خویش
سزای تو جاهل بد آن مغتسل.
ناصرخسرو.
دل شه چون ز عجز خونابه است
او نه شاه است نقش گرمابه است.
سنائی.
در کیسه های کان و گهرهای کوهسار
خونابه ماندلعل و گهر کز تو بازماند.
خاقانی.
خاکی رخ چو کاه بخونابه گل کنید
دیوار دخمه را بگل و که برآورید.
خاقانی.
پس مرا خون دوباره می ریزی
من بخونابه باز می غلطم.
خاقانی.
چون دهن از سنگ بخونابه شست
نام کرم کرد بخود بر درست.
نظامی.
شرطست که وقت برگ ریزان
خونابه شود ز برگ ، ریزان.
نظامی.
گرت خونابه گیرد دل ز دست دوستان سعدی
نه شرط دوستی باشد که از دل تا زبان آید.
سعدی.
با دوست چنانکه اوست می باید داشت
خونابه درون پوست می باید داشت.
سعدی (رباعیات ).
کاغذین جامه بخونابه بشویم که فلک
رهنمائیم بسوی علم داد نکرد.
حافظ.
- خونابه ٔ جگر ؛ خون جگر :
دل ضعیفم از آن کرد آ ...

معنی خونابه به فارسی

خونابه
( اسم ) ۱ - خون آمیخته به آب . ۲ - اشک خونین . ۳ - مایعی که پس از انعقاد خون دروی لخت. انعقادی وجود دارد سرم .
[drip] [علوم و فنّاوری غذا] مایعی که در هنگام باز شدنِ یخ فراورده های گوشتی منجمد از آنها خارج میشود
[ گویش مازنی ] /Khownabe/ خون و چرک – خونابه - زخم
کنایه از ظلم دل آزار
خونابه به ریز پر اشک
اشک ریز خونابه بار

معنی خونابه در فرهنگ معین

خونابه
(بِ) (اِمر.) ۱ - خون آمیخته به آب . ۲ - اشک خونین . ۳ - مایعی که پس از انعقاد خون روی آن می ماند.

معنی خونابه در فرهنگ فارسی عمید

خونابه
۱. (پزشکی) خون آمیخته با آب.
۲. [قدیمی، مجاز] اشک خونین.
۳. [قدیمی، مجاز] خون.

خونابه در دانشنامه اسلامی

خونابه
خونابه‏ خون مخلوط با آب که در محل زخم جمع می‎ شود. عنوان یاد شده در باب طهارت به کار رفته است.
خونابه خون آمیخته با آب که از محلّ زخم بیرون می‏آید.
حکم خونابه
خونابه نجس است.


خونابه در دانشنامه ویکی پدیا

خونابه
در فیزیولوژی، خونابه (انگلیسی: Serous fluid) یکی از مایعات بدن است که به رنگ زرد و شفاف بوده و طبیعت خوش خیمی دارد. علل زیادی میتوانند باعث به وجود آمدن خونابه شوند که از آن جمله می توان به بیماری سرطان اشاره نمود. در بیماری سیفلیس با مشاهده میکروسکوپی خونابه یک شانکر (زخم سیفلیس) در منطقهٔ آسیب دیده، نظیر دهانه رحم، آلت تناسلی مرد، مقعد یا گلو می توان این بیماری را به سرعت تشخیص داد.
پلاسما
پرده جنب


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خونابه

خونابه در جدول کلمات

خونابه
پلاسما
خونابه تزریقی
سرم

معنی خونابه به انگلیسی

sanies (اسم)
زردآب ، خونابه ، چرک و خون
ichor (اسم)
خونابه ، خون خدایان ، اب جراحت
plasma (اسم)
خونابه ، پلاسما ، قسمت ابکی خون
plasm (اسم)
خونابه ، پلاسما ، قسمت ابکی خون
serum (اسم)
خونابه ، سرم ، اب خون ، اب پنیر

معنی کلمه خونابه به عربی

خونابه
مثل

خونابه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضاآپادانا
پلاسما
ناشناس
اشک خونین
مهدی پنجه کوبی
خونابه خوردن ،دلات برغمی که انسان رادرگیرکرده .غم سنگین .غم ازدست دادن عزیز
هادی
خونابه خوردن
رنج بسیار کشیدن
حسین.ت
آب جگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خونابه در جدول   • متن اهنگ خونابه مهراب   • نام دیگر خونابه   • دانلود اهنگ ایمان نولاو تورگی   • متن خونابه مهراب   • معنی خونابه در جدول   • خونابه حل جدول   • مفهوم خونابه   • تعریف خونابه   • معرفی خونابه   • خونابه چیست   • خونابه یعنی چی   • خونابه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خونابه
کلمه : خونابه
اشتباه تایپی : o,khfi
آوا : xunAbe
نقش : اسم
عکس خونابه : در گوگل

آیا معنی خونابه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )