شیک پوش، خوش تیپ، فوکولی، خود ساز
خوش تیپ
/xoStip/
مترادف خوش تیپ: خوش حالت، خوش اندام، خوش هیکل، خوش سرووضع، خوش ظاهر
برابر پارسی: خوش چهره، خوش چهرمان، منوچهر
معنی انگلیسی:
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
( اصطلاح عامیانه / کنایه آمیز ) کلمه ای برای خطاب قرار دادنِ کسی که متوجه موضوعی نمی شود، اشتباهی مرتکب شده، یا حواس پرت است. نوعی اعتراض، توبیخ ملایم یا سرزنشِ مؤدبانه به جای استفاده از کلمات توهین آمیز ( مانند خنگ، گیج یا بی حواس ) . در این حالت، گوینده معمولاً می خواهد برتریِ اطلاعاتیِ خود را نشان دهد یا طرف مقابل را به خاطر بی توجهی اش محکوم کند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
۱. خوش تیپ! حواست کجاست؟ چراغ قرمزه! ( به جای گفتن: حواست کجاست گیج؟
۲. خوش تیپ، مگه من قبلاً بهت نگفته بودم این فیلترها باید مرتب عوض بشن؟
۳. این فایلی که فرستادی اصلاً باز نمی شه خوش تیپ، یه نگاه بهش بنداز.
۴. کجا داری می ری خوش تیپ؟ کلیدهات رو روی میز جا گذاشتی!
نکته:این گاهی می تواند برای مخاطب حالت تحقیرآمیز یا از بالا به پایین ( Condescending ) داشته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
۱. خوش تیپ! حواست کجاست؟ چراغ قرمزه! ( به جای گفتن: حواست کجاست گیج؟
۲. خوش تیپ، مگه من قبلاً بهت نگفته بودم این فیلترها باید مرتب عوض بشن؟
۳. این فایلی که فرستادی اصلاً باز نمی شه خوش تیپ، یه نگاه بهش بنداز.
۴. کجا داری می ری خوش تیپ؟ کلیدهات رو روی میز جا گذاشتی!
نکته:این گاهی می تواند برای مخاطب حالت تحقیرآمیز یا از بالا به پایین ( Condescending ) داشته باشد.
هوتن
بَرتن
بَرتن
پسر خوش قلب
خوش لباس. خوش سر ووضع .
جنتلمن
/ˈdriːmbəʊt/
خوش تیپ ، خوش رنگ، خوش مزه خوش قیافه، خوش هیکل، خوش بو ، خوش سلیقه، خوش اخلاق
خوش سر و وضع
خوشتیپ در مورد اقایون کلمه ایست دارای ایهام، به طور مثال برای خانوما دو کاربرد دارد، خوش چهره و خوش تیپ اما برای اقایون اگر منظور فقط برای اندامش بکار برود یعنی خوش فرم بودن بدن اون اقا که جا از فیسش میباشد
من که با cute and dandy موافق ترم. . چون handsome خیلی معانی مختلفی داره
زیبا یا خوشتیپ که برای آقایون استفاده میشود ولی برای خانم ها هم از کلمه pretty باید استفاده کنیم.
شیک پوش
چون این واژه فارسی، انگلیسی است، می توانیم از واژه ی فارسی، ترکی آن استفاده کنیم:
خوشمَل!
خوشمَل!
خوش چهره
خوش تراش - خوش استایل -
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)