برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

خواندن


مترادف خواندن: تلاوت، قرائت، تلاوت کردن، قرائت کردن، مطالعه کردن ، فرا خواندن، نامیدن، نامگذاری کردن، آواز خواندن، نغمه سرایی کردن، نغمه گری کردن، زمزمه کردن، درس خواندن، تحصیل کردن، آموختن، یاد گرفتن، طلبیدن، درخواست کردن

متضاد خواندن: نوشتن، کتابت

معنی خواندن در لغت نامه دهخدا

خواندن. [ خوا / خا دَ ] (مص ) قرائت کردن. تلاوت کردن. (یادداشت بخط مؤلف ) :
ای مج کنون تو شعر من از بر کن وبخوان
از من دل و سگالش واز تو تن و زبان.
رودکی.
ببینم آخر روزی بکام دل خود را
گهی ایارده خوانم شها گهی خرده.
دقیقی.
ای آن که جز از شعر و غزل هیچ نخوانی
هرگز نکنی سیر دل از تنبل و ترفند.
کسائی.
اگر آنکه باشد دبیری کهن
که بر شاه خواند گذشته سخن.
فردوسی.
چو آن نامه ٔ شهریاران بخواند.
فردوسی.
ثنات گویم کز گفتن ثنای تو من
ثواب یابم همچون ز خواندن قرآن.
فرخی.
تا بهنگام خواندن نامه
خجلی نایدت بروز نشور.
ناصرخسرو.
چون آینه ز خواندن فرقان کنم.
ناصرخسرو.
مجمزی دررسید با نامه... بگتگین آنرا... بر بالا فرستاد امیر... چون نامه بخواند سجده کرد. (تاریخ بیهقی ). هر کسی که این مقایسه بخواند بچشم خرد و عبرت باید اندر این نگریست. (تاریخ بیهقی ). رقعه بنمودم... چون بخواند مرا پیش تخت روان خواندند. (تاریخ بیهقی ). قتلغ گشادنامه را بخواند و به امیر مسعود داد و گفت چه باید کرد. (تاریخ بیهقی ).
با دفتر اشعار بر خواجه شدم دی
من شعر همی خواندم و او ریش همی لاند.
طیان.
نشستم با جوانمردان اوباش
بشستم هرچه خواندم از ادیبان.
سعدی.
چنین خواندم که در دریای اعظم
بگردابی درافتادند با هم.
سعدی (گلستان ).
هرکه علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند. (گلستان ).
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هرچه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم.
سعدی (گلستان ).
فروخواندن ؛ خواندن. قرائت کردن :
لوح ازل و ابد فروخوان
بنگر که تو زین و آن چه باشی.
خاقانی.
خاقانیا فروخوان اسرار آفرینش
از نقش هر جمادی کو را روا نبینی.
خاقانی.
- ننوشته خواندن ؛ ناگفته دانستن.
|| بر زبان آوردن. (ناظم الاطباء). گفتن. بیان کردن. (یادداشت بخط مؤلف ) :
گفت هجده ...

معنی خواندن به فارسی

خواندن
(مصدر) ( خواند خواند خواهد خواند بخوان خواننده خوانا خوانده ) ۱ - قرائت کردن مطالعه کردن ( نوشته کتاب روز نامه و مجله ) . ۲ - آواز خواندن سرود گفتن . ۳ - دعوت کردن بمهمانی خواستن کسی را . ۴ - احضار کردن فرا خواندن .
[optical reading, optical character reading, lecture optique (fr.)] [مهندسی مخابرات - پست] تشخیص داده های چاپی مرسولات پُستی با استفاده از عملیات چشمی الکترونیکی
( مصدر ) کسی را نادان و گول و بی خرد دانستن تحمیق .
( مصدر ) شعر خواندن در معرکه و جنگ خودستایی کردن رجز خواندن .
افسانه سرودن افسانه گفتن
خواندن و یا نوشتن کلماتی چند که سبب ایمنی از چشم زخم و زهر حیوانات باشد .
قرائ ت کردن سوره الحمد
کنایه از امساک و بخل نمودن
باز گرداندن طلبیدن
( مصدر ) تقدیس کردن .
( مصدر ) پر خواندن حرکات را اشباع (منتهی الارب ).
( مصدر ) پرسش بخواند . سلام بر او باد . السلام علیه : ( خوارزمشاه ) بخط خود چند سطر نوشت که فرزند بوبکر پرسش بخواند و بداند که ما را بخوارزم مهمانست .) ( راحه الصدور ۳۸۸)
...

معنی خواندن در فرهنگ معین

خواندن
(خا دَ) [ په . ] (مص م .) ۱ - قرائت کردن . ۲ - آواز خواندن . ۳ - دعوت کردن . ۴ - آموختن ، یاد گرفتن . ۵ - فهمیدن ، تشخیص دادن .
( ~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) رجز خواندن درهنگام جنگ و خود را ستودن .
( ~. خا دَ) (مص ل .) یاوه گفتن ، بیهوده حرف زدن .
(خا دَ) (مص م .) احضار کردن .
( ~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) خارج شدن خواننده از آهنگ موسیقی .
( ~ . خا دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) سخن فریبنده گفتن .
( ~ . خا دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) خواندن سورة «الحمد» در مجلس سوگواری .
( ~ . خا دَ) (مص ل .) نک فریاد خواستن .
( ~ . خا دَ) (مص ل .) در اصطلاح قماربازان همة نقد خود را یکباره بر داو نهادن ، در این موقع کلمة «گل » را بر زبان رانند.
(کُ کُ. خا دَ) (مص ل .) (عا.) رجز خواندن .
(خا دَ) (مص .) (عا.) اشتباه کردن ، بد فهمیدن .

معنی خواندن در فرهنگ فارسی عمید

خواندن
۱. قرائت کردن، مطالعه کردن.
۲. دعوت کردن به مهمانی.
۳. (مصدر لازم) آواز خواندن.
۴. تحصیل کردن، درس خواندن.
۵. کسی را صدا زدن.
۶. احضار کردن.
۷. فرا گرفتن، آموختن.
۸. (مصدر لازم) مطابق و هماهنگ بودن: این امضا با امضای او نمی خواند.
۹. [مجاز] دریافتن: از چشم هایش خواندم که غم بزرگی در دل دارد.

خواندن در دانشنامه ویکی پدیا

خواندن
خواندن، فرایند شناختی از رمزگشایی نمادهایی نوشتاری فکر یا گفتار در استنتاج معانی از متن است. (همان طور که در خواندن یک کتاب یا خواندن موسیقی)
حصول توانایی در این زمینه مستلزم کسب مهارت های زیر است:
خواندن مهارتی است که به وسیلهٔ آن می توان از مطالب نوشتنی کسب اطلاع کرد. به شکل کامل ترمی توان گفت؛ خواندن فرایند فعالی است که خواننده، از طریق آن به پیامی که درون نوشته موجود است پی می برد و خواننده مرتباً بر اساس آنچه قبلاً یاد گرفته در پی کشف چیزهای تازه است. سوادِ خواندن یکی از مهم ترین تواناییهایی است که فراگیران در طول یادگیری های خود در سال های اولیهٔ دبستان کشف می کنند و در رشد هر کودک نقش حیاتی دارد. این توانایی اساس یادگیری را در موضوعات دیگر نیز فراهم می سازد. همچنین این توانایی می تواند برای خلاقیت و رشد فردی و اجتماعی به کار رود. خواندن از جمله وسایل مهم فهمیدن در دنیای کنونی است. فرد می تواند نتیجه تحقیقات و مطالعات دیگران را که مدت ها به درازا کشیده است از طریق خواندن در مدت کوتاهی فرابگیرد. خوب خواندن از عوامل مهم پیشرفت و سرگرمی و لذت بردن و رفع خستگی می باشد.
هدف اصلی نوشتن، ارسال پیام؛ و هدف اصلی خواندن، دریافت آن پیام است. حوزه ای پژوهشی به نام مطالعات خوانایی به بررسی احتمال موفقیت خواننده در خواندن و درک نوشته ها می پردازد و موضوع خوانایی را از ابعاد مختلف بررسی می کند.
خواندن نامه (فرانسوی: La Lecture de la lettre) یک نقاشی رنگ روغن از پابلو پیکاسو است. این اثر متعلق به سال ۱۹۲۱ میلادی است.
بیانیه آزادی خواندن اولین بار در ماه می ۱۹۵۳ در کنفرانس وستچستر توسط انجمن کتابخانه های آمریکا و شورای ناشران آمریکا منتشر شد. این بیانیه از ۷ بند تشکیل شده است ترجمه آن به شرح زیر است:
http://www.ala.org/advocacy/intfreedom/statementspols/freedomreadstatement


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خواندن در جدول کلمات

خواندن
اقرا
خواندن آیات قرآنی
تلاوت قران
خواندن شعر
انشاد
خواندن شعر دیگران
انشاد
خواندن شهادتین در نماز
تشهد
خواندن قرآن
قرایت
خواندن گذرا
مرور
خواندن گوسفند
هر
خواندن گوسفندن
هر
خواندن متنی ادبی با شور و حرارت
دکلمه

معنی خواندن به انگلیسی

learn (فعل)
فرا گرفتن ، دانستن ، خبر گرفتن ، خواندن ، اموختن ، یاد گرفتن ، اگاهی یافتن
study (فعل)
فرا گرفتن ، تحصیل کردن ، خواندن ، بررسی کردن ، اموختن ، مطالعه کردن ، درس خواندن
call (فعل)
احضار کردن ، خواستن ، ملقب کردن ، صدا زدن ، نامیدن ، فرا خواندن ، خواندن
invite (فعل)
احضار کردن ، خواستن ، طلبیدن ، دعوت کردن ، مهمان کردن ، خواندن ، وعده گرفتن ، وعده دادن
sing (فعل)
خواندن ، اواز خواندن ، سرودن ، سرود خواندن ، سراییدن
name (فعل)
نامیدن ، خواندن ، نام دادن ، بنام صدا کردن
weigh (فعل)
سنجیدن ، کشیدن ، خواندن ، له کردن ، وزن کردن ، توزین کردن ، وزن داشتن
read (فعل)
خواندن ، تعبیر کردن ، قرائت کردن ، باز خواندن
intone (فعل)
خواندن ، مناجات کردن ، سراییدن
declaim (فعل)
خواندن ، رجز خوانی کردن ، دکلمه کردن ، با حرارت علیه کسی صحبت کردن
orate (فعل)
خواندن ، سخنرانی کردن ، نطق کردن

خواندن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hossein
این مصدر در معنی" آواز خواندن" با مصدر لاتین canere (با ریشه can و پسوند مصدرساز ere) که به معنی to sing می باشد، یکسان است (خوان و can):

Can)ere = (Khan)dan)

ریشه این فعل در کلمات انگلیسی همچون accent و charm به کار رفته است:

Ac cen t
Cha(n) r m

وجه تسمه charm (جذبه) با خواندن (آواز) در این است که در گذشته آوازخواندن با کسانی شروع شده که ظاهری جذاب و مسحور کننده داشته اند.

مرجع: یوتیوب، کانال Originally Same
علی باقری
خواندن : خطاب کردن ،ندا کردن ، دانستن
هستی و نیست مثل و مانندت
عاقلان جز چنین نخوانند
هفت پیکر نظامی،تص دکتر ثروتیان،۱۳۸۷،ص۳۷۶.
خواندن: در پهلوی خونتن xwantan . و خواننده خوننتگ xwanantag بوده است.
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 215 .)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خواندن چیست   • خواندن کتاب   • خواندن افغانی تصویری   • خواندن عروس درعروسی   • همایش ملی خواندن   • خاندن   • خواندن مرتضی پاشایی   • مهارت خواندن   • معنی خواندن   • مفهوم خواندن   • تعریف خواندن   • معرفی خواندن   • خواندن یعنی چی   • خواندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خواندن

کلمه : خواندن
اشتباه تایپی : o,hknk
عکس خواندن : در گوگل

آیا معنی خواندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )