برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1631 100 1
شبکه مترجمین ایران

خوارزمشاه

/xArazmSAh/

معنی خوارزمشاه در لغت نامه دهخدا

خوارزمشاه. [ خوا / خا رَ ] (اِخ ) عنوان عمومی امراء و سلاطین مستقل ولایت خوارزم که بموجب روایات ابوریحان بیرونی و همچنین برحسب شهادات بعضی مآخذ چینی در ادوار قبل از اسلام غالباً مستقل بوده اند و ظاهراً این عنوان از قدیم بر آنها اطلاق میشده است. در حقیقت خوارزمشاه در قدیم عنوان امرای مستقل قسمت ساحل راست جیحون و کاث مرکز آن بود و فرمانروایان گرگانج یا جرجانیه یا اورگنج [ خیوه ٔ حالیه ] عنوان خوارزمشاه نداشته اند ولیکن بعدها ابوالعباس مأمون بن محمد حکمران گرگانج که قسمت مذکور را ضمیمه ٔ قلمرو خویش کرد عنوان امرای آن ولایت را که خوارزمشاه خوانده میشدند نیز اختیار کرد و از آن پس امرای مستقل جرجانیه عنوان خوارزمشاه یافتند و این ابوالعباس مأمون مؤسس دومین سلسله ٔ خوارزمشاهیان موسوم به مأمونیان بشمار است. بعدها عنوان خوارزمشاه به اعقاب نوشتکین غرچه اطلاق شد که به نام خوارزمشاهیان مشهور شدند. بعد از حمله ٔ مغول و انقراض خوارزمشاهیان ، ظاهراً دیگر امرای ازبک و فرمانروایان سلسله ٔ مشهور به صوفی عنوان خوارزمشاه نداشته اند. هرچند بعضی از امرای این ولایت باز در تواریخ به این عنوان مذکور شده اند چنانکه سلاطین ازبک خیوه نیز غالباً به این عنوان خوانده میشدند. (از دایرة المعارف فارسی ): لقب ملوک خوارزم و او از ملوک اطراف بوده است. (حدود العالم ). لقب عام ملوک خوارزم. (آثار الباقیه ) :
عالم جانها بر او هست مقرر چنانک
دولت خوارزمشاه داد جهان را قرار.
خاقانی.
یکی پرطمع پیش خوارزمشاه
شنیدم که شد بامدادی پگاه.
سعدی (بوستان ).

خوارزمشاه. [ خوا / خا رَ ] (اِخ ) آلتونتاش. حکمران خوارزم بزمان محمود و اوائل حکومت مسعود غزنوی : برابر خوارزمشاه آلتونتاش حاجب بزرگ زمین بوسه داد و بنشست. (تاریخ بیهقی ). و آلتونتاش خوارزمشاه را بنشاندند بر دست راست. (تاریخ بیهقی ). چون یک پاس از شب بماند التونتاش خوارزمشاه با خاصگان خویش برنشست. (تاریخ بیهقی ). سلطان گفت خوارزمشاه ما را برابر پدر است. (تاریخ بیهقی ). رجوع به آلتون تاش شود.

خوارزمشاه. [ خوا / خا رَ ] (اِخ ) علی بن مأمون بن محمد، فرزند مأمون بن محمد ...

معنی خوارزمشاه به فارسی

خوارزمشاه
( صفت اسم ) پادشاه خوارزم و آن عنوان امیران و سلاطین خوارزم بود .
مامون بن محمد
یکی از غلامان بلگاتگین غزنوی که در خدمت ملکشاه سلجوقی به رتبه طشتداری رسید از جانب آن پادشاه به حکومت خوارزم منصوب و به لقب خوارزمشاه مشهور گردید ٠

خوارزمشاه در دانشنامه ویکی پدیا

خوارزمشاه
خوارزمشاه عنوان عمومی اُمرا و سلطان های مستقل ولایت خوارزم بود که به موجب روایات ابوریحان بیرونی و همچنین برحسب شهادت های بعضی مآخذِ چینی در ادوار پیش از اسلام غالباً مستقل بوده اند و ظاهراً این عنوان از قدیم بر آنها اطلاق می شده است. در حقیقت، خوارزمشاه در قدیم عنوان امرای مستقل ساحل راست جیحون و کاث مرکز آن بود و فرمانروایان گرگانج یا جرجانیه یا اورگنج عنوان خوارزمشاه نداشته اند، ولی بعدها ابوالعباس مأمون بن محمد حکمران گرگانج که بخش مذکور را ضمیمۀ قلمرو خویش کرد عنوان امرای آن ولایت را که خوارزمشاه خوانده می شدند نیز اختیار کرد و از آن پس امرای مستقل جرجانیه عنوان خوارزمشاه یافتند و این ابوالعباس مأمون مؤسس دومین سلسله خوارزمشاهیان موسوم به مأمونیان به شمار می رود. سپس عنوان خوارزمشاه به اعقاب نوشتکین غرچه اطلاق شد که به خوارزمشاهیان مشهور شدند. بعد از حمله مغول و انقراض خوارزمشاهیان، ظاهراً دیگر امرای ازبک ها و فرمانروایان سلسله مشهور به صوفی عنوان خوارزمشاه نداشته اند. هرچند بعضی از امرای این ولایت باز در تواریخ به این عنوان مذکور شده اند چنانکه سلاطین ازبک خیوه نیز غالباً به این عنوان خوانده می شدند.
خوارزمشاه در لغت نامه دهخدا
جلال الدنیاء و الدین ابوالمظفر مِنکُبِرنی بن محمد (زاده: ۵۹۶ هجری قمری – درگذشت: ۶۲۸ هجری قمری) آخرین پادشاه سلسلهٔ خوارزمشاهیان است. لغت نامه دهخدا تلفظ منکبرنی را به کسر میم و ضم کاف و کسر ب آورده است اما همان جا هم تصریح شده است که تلفظ دقیق و معنی این کلمه هنوز معلوم نیست.
تاریخ ایران کمبریج (جلد پنجم)
سیرت جلال الدین مینکبرنی (نوشته شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی)
عمده دوران وی به جنگ با مغولان، خلیفه و ملکه گرجستان گذشت.
سلطان جلال الدین منکبرنی فرزند ارشد سلطان محمد خوارزمشاه بود اما به دلیل نفوذ بالایی که مادر بزرگش ترکان خاتون داشت اجازه نمی داد تا سلطان محمد خوارزم شاه او را به عنوان ولیعهد خود انتخاب کند، او هنگام فرار سلطان محمد از سپاهیان چنگیز، همراه پدر بود، محمد در جزیرهٔ آبسکون پسرش قطب الدین را خلع و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خوارزمشاه در دانشنامه آزاد پارسی

خوارَزْمشاه
لقب فرمانروایان ولایت خوارزم که قبل از اسلام در این ناحیه حکومت می کردند. در دوران اسلامی هم فرمانروایان ایرانی آل مأمون یا مأمونیان به همین نام خوانده می شده اند. پس از مأمونیان نیز اعقاب انوشتکین غرچۀ ترک تبار را هم خوارزمشاه و سلسله آن ها را خوارزمشاهیان نامیدند.

خوارزمشاه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جلال‌الدین خوارزمشاه   • عکس سلطان محمد خوارزمشاه   • پایتخت خوارزمشاهیان   • نام پادشاهان خوارزمشاهی   • اسم همسر محمد خوارزمشاه   • خوارزمشاهیان و مغولان   • قلمرو خوارزمشاهیان   • معنی خوارزمشاه   • مفهوم خوارزمشاه   • تعریف خوارزمشاه   • معرفی خوارزمشاه   • خوارزمشاه چیست   • خوارزمشاه یعنی چی   • خوارزمشاه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خوارزمشاه

کلمه : خوارزمشاه
اشتباه تایپی : o,hvclahi
آوا : xArazmSAh
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس خوارزمشاه : در گوگل

آیا معنی خوارزمشاه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )