برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1563 100 1
شبکه مترجمین ایران

خمیده گشتن

معنی خمیده گشتن در لغت نامه دهخدا

خمیده گشتن. [ خ َ دَ / دِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) خم شدن. خم گشتن. خم گردیدن. (یادداشت بخط مؤلف ) :
خمیده گشت و سست شد آن قامت چو سرو
بی نور ماند و زشت شد آن طلعت هژیر.
ناصرخسرو.

معنی خمیده گشتن به فارسی

خمیده گشتن
جانوریکه که گوشش افتاده باشد

خمیده گشتن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خمیده گشتن   • مفهوم خمیده گشتن   • تعریف خمیده گشتن   • معرفی خمیده گشتن   • خمیده گشتن چیست   • خمیده گشتن یعنی چی   • خمیده گشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خمیده گشتن

کلمه : خمیده گشتن
اشتباه تایپی : oldni 'ajk
عکس خمیده گشتن : در گوگل

آیا معنی خمیده گشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )