برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

خلفه

معنی خلفه در لغت نامه دهخدا

خلفة. [ خ َ ف َ ] (ع مص ) بیرون کردن کهنه را از میانه ٔ پیراهن و دوختن آنرا. منه : خلف القمیص خلفة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || (اِ) سقوط اشتهای طعام از بیماری. ج ، خلف. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || آخرین مزه طعام. (منتهی الارب ). خُلفَه.

خلفة. [ خ ِ ف َ ] (ع اِمص ) آب برکشی. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، اخلاف. خِلفة: من این خلفتکم ؛ از کجا آب می کشید. (منتهی الارب ). || اختلاف و آمد و شد شب و روز. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ): هو الذی جعل اللیل و النهار خلفة لمن اراد ان یذکر او اراد شکورا . (قرآن 62/25). اخذته خلفة؛ بسیار شد آمد و رفت او به آبشگاه. || بوی گرفتگی دهان روزه دار. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || (اِ) پیوند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || علف که بتابستان روید. || علفی که بعد از علف خورده شده ، روید. || کشت بگاه کاشته. || اختلاف روی و پشت وحشیان. || آنچه پس سوار آویخته شود. || آنچه برآید از درخت در اول سرما. || میوه ٔ دوباره. || برگی که گیاه بعد برگ اول برآرد. || انگوری که بعد سیاه شدن انگور اول و چیده شدن آن پخته گردد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). کذلک سایر الاثمار. (منتهی الارب ). || ستوران مختلف. || طعام باقی مانده ٔ میان دندانها. || هیضه و شکم روشن. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || گیاهی که بعد گیاه روید. || گیاهی که غیر از باران ، بلکه بشبنم آخر شب روید. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || دو رنگ با هم مجتمع و مختلف.(از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || مختلف. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
- القوم خلفه ؛ مختلفون.
- بنوفلان خلفة ؛ نصف ذکورو نصف اناث.

خلفة. [ خ ِ ف َ ](ع مص ) بوی گرفتن دهان روزه دار. یقال : خلف فم الصائم خلفة. || متغیر شدن مزه و بوی شیر. یقال : خلف اللبن. || متغیر شدن طعام. یقال : خلف الطعام. || تباه شدن. یقال : خلف فلان. || برآمدن برکوه. || کسی را از پس وی گرفتن. یقال : خلف فلاناً. || جای گمشده کسی قرار گرفتن. یقال : خلف اﷲ علیک ؛ بجای گمشد ...

معنی خلفه به فارسی

خلفه
خرفه نوعی گیاه دارویی است
دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل واقع در بیست هزار گزی خاور اردبیل و ۱۵ هزار گزی شوسه اردبیل به آستارا .

خلفه در دانشنامه اسلامی

خلفه
خَلِفَه به فتح خاء و فاء و کسر لام شتر آبستن است. عنوان یاد شده به مناسبت در باب دیات به کار رفته است.
معنای مشهور خلفه شتر آبستن است.برخی، آن را به شتر تازه زاییده که بچه اش به دنبالش حرکت می کند معنا کرده اند.
احکام خلفه
طبق نظر برخی، در صورت اختیار شتر جهت پرداخت دیه در قتل شبه عمد باید سی نفر آنها حقه، سی نفر بنت لبون و چهل نفر دیگر خلفه با میانگین سنّی بین پنج تا هشت سال باشد.
خلفه
معنی خِلْفَةً: هر چيزي است که در جاي چيزي ديگر نشسته باشد و به عکس ، و گويا مانند کلمه جلسة - که نوعي نشستن را ميرساند - نوعي از جانشيني را افاده ميکند
معنی خَلْفِهِ: پشت سرش
معنی مُعَقِّبَاتٌ: مأموران (در اصل به معنی بازدارنده ها و عقب اندازنده ها ست ولی اصطلاحی است برای مأمورانی که از طرف حاکمی مسئول اجرای حکم حاکمند و از هرچه که در حکم حاکم اخلال کند جلوگیری می کنند و منظور از "ما بين يديه و من خلفه" در عبارت "لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْ...
ریشه کلمه:
خلف‌ (۱۲۷ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)

معنی خلفه به انگلیسی

vice (اسم)
گناه ، عیب ، فساد ، بدی ، فسق ، منگنه ، فسق و فجور ، خلفه ، خبث

خلفه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات خرفه   • خواص عرق خرفه   • ترشی خرفه   • آش خرفه   • خواص خرفه در بارداری   • کوکوی خرفه   • غذا با خرفه   • بذر خرفه   • معنی خلفه   • مفهوم خلفه   • تعریف خلفه   • معرفی خلفه   • خلفه چیست   • خلفه یعنی چی   • خلفه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلفه

کلمه : خلفه
اشتباه تایپی : ogti
عکس خلفه : در گوگل

آیا معنی خلفه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )