برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

خلط

/xalt/

مترادف خلط: آمیزش، اختلاط، معاشرت، همدمی، هم نشینی، یاری، آمیز، آمیزه، لنف، خلق، خو

برابر پارسی: درهم آمیخته، آمیزه، خِل، چرک، خل

معنی خلط در لغت نامه دهخدا

خلط. [ خ َ ] (ع مص ) آمیختن. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

خلط. [ خ َ ] (ع اِمص ) آمیزش. (یادداشت بخط مؤلف ) (ناظم الاطباء).
- خلط شدن ؛ آمیختن. (ناظم الاطباء).
- خلط کردن ؛ مخلوط کردن. درهم کردن. سرشتن. (ناظم الاطباء).
- خلط مبحث ؛ مقصدی را بمقصد دیگر آمیختن بقصد مشاغبه و مغالطه یا بی قصدی. (یادداشت بخط مؤلف ).
- خلط مبحث کردن ؛ مقصدی را بمقصدی دیگر آمیختن بقصد مشاغبه یا بی قصدی. (یادداشت بخط مؤلف ).
|| (ص ) متعجب. آشفته. حیران. (ناظم الاطباء).
- خلط شدن ؛ متعجب شدن. حیران گشتن. (ناظم الاطباء).
- خلط کردن ؛ شوریدن. آشفتن. (ناظم الاطباء).

خلط. [ خ َ ] (ع ص ) متملق و آمیزنده بمردم. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خَلِط و خُلُط در این لغت نامه شود. || کسی که زنان و متاع خود را میان مردم اندازد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خَلِط. خُلُط.

خلط. [ خ َ ل ِ] (ع ص ) متملق و آمیزنده بمردم. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خَلط. || کسی که زنان و متاع خود را میان مردم اندازد. خَلط. خُلُط. || گول. (منتهی الارب ). منه : رجل خلط.

خلط. [ خ ُ ل ُ ] (ع ص ) متملق آمیزنده بمردم.(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خَلط. خَلِط. || کسی که زنان و متاع خود را درمیان مردم اندازد. (منتهی الارب ). خَلط. خُلُط. || ج ِ خَلیط. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

خلط. [ خ ِ ل ِ ] (ع اِ) تیر و کمان که چوب آنها در اصل کژ بوده باشد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). خَلط.

خلط. [ خ َ ] (ع ص ) گول. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || آمیزنده با دیگری. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || (اِ) خرمای هر جنس بهم آمیخته. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || تیر و کمان که چوب آنها در اصل کژ بوده باشد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). خِلِط.

خلط. [ خ ِ ] (ع اِ) هر چهار مزاج از مردم. هریک از چهار گش. (ناظم الاطباء ...

معنی خلط به فارسی

خلط
( اسم ) ۱ - آنچه که با چیزی دیگر آمیخته شده باشد آمیز آمیزه . ۲ - هر یک از آمیزه های چهار گانه : خون بلغم سودا صفرا . جمع : اخلاط.
گول یا آمیزنده با دیگری
[sputum] [پزشکی] بزاق آمیخته به بلغم که با سرفه از راه تنفس خارج می شود
دهی است از دهستان جلگه زوزن بخش خواف شهرستان تربت حیدریه دارای ۲۲٠ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راه مالرو است .
[expectorant] [علوم دارویی] ویژگی عاملی که خروج ترشحات نای را تسهیل می کند
سودائ مره سود
بلغم
گلدانی که در آن خلط سینه اندازند .
کلامی را بقصد مشاغبه یا سفسطه با کلام دیگر همراه کردن و یکی را جای دیگری نشاندن .
آمیخته نسب
تخلیط کردن بهم آمیختن
مخلوط کردن در هم کردن
خون و بلغم و صفرا سودا . صفرا و سودا و بلغم و خون مطابق اصطلاح پزشکان قدیم .

معنی خلط در فرهنگ معین

خلط
(خِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - آنچه با چیز دیگر آمیخته شده باشد. ۲ - هر یک از سرشت های چهارگانه : خون ، بلغم ، سودا، صفرا. ج . اخلاط .
(خَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) آمیختن ، درهم آمیختن . ۲ - (اِمص .) آمیزش ، اختلاط .

معنی خلط در فرهنگ فارسی عمید

خلط
۱. (زیست شناسی) ماده ای که از مجرای تنفس با سرفه دفع می شود.
۲. (طب قدیم) هریک از عناصر چهارگانۀ بدن (سودا، صفرا، بلغم، و خون).
آمیختن و درهم کردن چیزی با چیز دیگر: خلط مبحث.

خلط در دانشنامه اسلامی

خلط
به ترشحات مخاطی خارج شده از راه دهان ، خلط می گویند.
به کسر خاء و سکون لام تلفظ می گردد .

کاربرد خلط در فقه
عنوان یاد شده در بابهای طهارت، صلات و صوم به کار رفته است.

عدم بطلان وضو با خلط
بیرون آمدن خلط موجب بطلان وضو نیست.

کراهت خلط انداختن
...
خلط
معنی خَلَتْ: گذشت
معنی خَلَتِ: گذشت(در عبارت "وَقَدْ خَلَتِ ﭐلْقُرُونُ "در اصل ت ساکن بوده که چون در کنار ساکن يا تشديد کلمه بعد قرار گرفته به آن کسره داده اند)
معنی خُلَّةٌ: دوستی بسیار نزدیک( اصل آن از خلت به معنی فقر وحاجت است وبه رابطه دوستی که چنان نزدیک باشد که انسان تنها حوائجش را به او بگوید نیز اطلاق می گردد )
معنی مُهْلِ: خلط و دُرد زيتون - مس مُذاب
معنی مُفَصَّلاًَ: به صورت روشن و واضح - جزء به جزء شده - فصل به فصل شده - به تفصیل بیان شده(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ببرد )
معنی مُّفَصَّلَاتٍ: به صورت روشن و واضحها - جزء به جزء شده ها - فصل به فصل شده ها- به تفصیل بیان شده ها(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ب...
معنی تَفْصِيلَ: شرح و توضيح - مفصّل بيان کردن (تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ببرد )
معنی رَّحِيقٍ: شراب صاف و بدون ناخالصي (و به همين مناسبت آن را به وصف مختوم توصيف کرده ، چون همواره چيزي را مهر و موم ميکنند که نفيس و خالص از غش و خلط باشد ، تا چيزي در آن نريزند و دچار ناخالصيش نکنند )
معنی نُفَصِّلُ: جزء به جزء بيان مي کنيم - مفصلاً بيان مي کنيم -در نهايت روشني بيان مي کنيم(و مراد از تفصيل آيات قرآن در عباراتي نظير "کِتَابٌ فُصِّلَتْ ءَايَاتُهُ "اين ا ...

خلط در دانشنامه آزاد پارسی

خِلْط (sputum)
بزاق همراه با مادۀ مخاطی. با سرفه از مجاری هوایی خارج می شود.

خلط در جدول کلمات

هریک از چهار خلط بدن
گش

معنی خلط به انگلیسی

humor (اسم)
شوخی ، خوش مزگی ، خلق ، مشرب ، خاطر ، خلط ، تنابه
humour (اسم)
خلط ، تنابه
phlegm (اسم)
سستی ، خیم ، خلط ، بی حالی ، بلغم
mixing (اسم)
خلط

معنی کلمه خلط به عربی

خلط
بلغم , مخاط , مرح

خلط را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الینا
(= اختلاط، غاتی کردن) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آسْل (سنسکریت: آسلِشَ)
نیباد (سنسکریت: نیبانْدهَ)
آوا
(= مایع غلیظ سر و سینه) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
دوژ (اوستایی)
زوئیژ (اوستایی: زوئیژدَ)
مَنیا (سنسکریت)
رضا فتحی پور
چرکابه
علی باقری
خلط :[ اصطلاح طب سنتی ]ماده آبکی که از تأثیر بدن بر غذا ساخته می‌شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• درمان خلط گلو در طب سنتی   • خلط سفید چسبناک   • خلط ریه   • علت خلط صبحگاهی   • خلط سفید نشانه چیست   • خلط سفید گلو   • علت خلط پشت حلق   • انواع خلط   • معنی خلط   • مفهوم خلط   • تعریف خلط   • معرفی خلط   • خلط چیست   • خلط یعنی چی   • خلط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلط

کلمه : خلط
اشتباه تایپی : ogx
آوا : xalt
نقش : اسم
عکس خلط : در گوگل

آیا معنی خلط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )