برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

خطا

/xatA/

مترادف خطا: اشتباه، سهو، غلط، خبط، لغزش، زلت، نادرست، ناصواب، سقیم ، جرم، تقصیر، قصور ، معصیت، خطیئه، ذنب، اثم، گناه، فول، خلاف

متضاد خطا: صحیح، درست، صواب

برابر پارسی: نادرستی

معنی خطا در لغت نامه دهخدا

خطا. [ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ خُطوَة و خَطوَة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

خطا. [ خ ِ / خ َ ] (از ع ، اِ) سهو و اشتباه. (ناظم الاطباء). نقیض صواب. (یادداشت بخط مؤلف ) :
گرت سوی نخجیر کردن هواست
گر از خانه نخجیر گیری خطاست.
فردوسی.
زین بیش شما را سوی من نیست خطایی.
ناصرخسرو.
او در خشم شده ، گفت : بر زبان من خطا کجا رود.(کلیله و دمنه ). این نوع ممارست بخطا راه برد. (کلیله و دمنه ).
یا اگر گویی اهل دل کس هست
گویدت دل خطاست این گفتار.
خاقانی.
او همی گوید که امر و نهی لاست
اختیاری نیست وین جمله خطاست.
مولوی.
چو دانی و پرسی سوءالت خطاست.
سعدی (بوستان ).
مرد فرزانه کز بلا ترسد
عجب ار فکر او خطا نبود.
ابن یمین.
- خطا رفتن ؛ اشتباه از کسی سر زدن :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد.
حافظ.
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت.
حافظ.
- خطا کردن ؛ اشتباه کردن : پس گفت خطا کردم. (تاریخ بیهقی ). سلطان ماضی ، مردی بود مستبد برأی خویش و آن خطا نکرد. (تاریخ بیهقی ).
دردت کند ای دوست خطا خواهی کرد.
احمد برمک (از فرهنگ اسدی ).
از رخ تو کس نداد هیچ نشانی تمام
وز مژه ٔ تو نکردهیچ خدنگی خطا.
خاقانی.
بوسیم عطا کردی زآن کرده پشیمانی
دانی که خطا کردی دیگر نکنی دانم.
خاقانی.
اصل بد در خطا خطا نکند.
نظامی.
اتفاقاً چهارصد مرد حکم انداز که در خدمت اوبودند، جمله خطا کردند. (گلستان سعدی ).
- خطا کردن راه ؛ گم کردن راه. (یادداشت بخط مؤلف ).
- خطا گفتن ؛ ناصواب گشتن. اشتباه گفتن. نادرست گفتن :
خطا گفته ست زی من هرکه گفته ست
که مردم بنده ٔ مالست و احسان.ناصرخسر ...

معنی خطا به فارسی

خطا
( اسم ) ۱ - گناهی غیر عمدی . ۲ - سهو اشتباه نادرست .
ناراست نقیض صواب
[error] [مهندسی نقشه برداری] اختـلاف میـان مقدار مشـاهده شده یا محـاسبه شدۀ یک کـمیت با مقدار واقـعی یا پذیرفته شدۀ آن
[foul] [ورزش] نقض قوانین که به اعطای فرصت هایی مانند ضربۀ آزاد مستقیم به تیم حریف منجر می شود
اشتباه در آمدن سهو کردن
گناه بخش بخشاینده
آمرزندگی بخشایندگی
اشتباه یافتن سهو یافتن
باشتباه رفتن بسهو رفتن
اشتباه شدن غلط در آمدن
پاک کننده خطا زائل کننده خطا
اشتباه گرفتن سهو گرفتن
اشتباه گفتن غلط گفتن
اشتباه گیر غلط گیر
اشتباه کردن سهو کردن
آهوی تاتار
دور از خطا و اشتباه ٠ بیگنه ٠ غیر مقصر ٠
[margin of error] [آمار] نصف طول بازۀ اطمینان
اشتباه خطا
...

معنی خطا در فرهنگ فارسی عمید

خطا
۱. سهو، اشتباه.
۲. (صفت) [مقابلِ صواب] نادرست.
۳. (اسم) گناه.
۴. (ورزش) در یک رشتۀ ورزشی، هر عمل خلاف مقررات.

خطا در دانشنامه اسلامی

خطا
خطا در دو معنا استعمال شده است. از احکام خطا در بابهای بسیاری نظیر اجتهاد و تقلید، طهارت، صلات، صوم، حج، صید و ذباحه، قضاء، شهادات و دیات سخن گفته‏اند.
۱-ارتکاب عملی بدون قصد
۲-گناه.

تفاوت خطا به معنای نخست با سهو، فراموشی و غفلت
تفاوت خطا به معنای نخست با سهو، فراموشی و غفلت در این است که متعلّق خطا فعل خارجی است؛ در حالی که سهو و مانند آن به نفس آدمی تعلّق می‏گیرد.
البته سهو، نسیان و غفلت از اسباب خطا به شمار می‏روند.

حکم تکلیفی خطا
کاری که از روی خطا انجام می‏گیرد بخشوده است و خطا کار بر آن مؤاخذه نمی‏شود؛ خواه در ارتباط با خود فرد باشد، مانند آنکه شراب را به گمان آب بودن بنوشد، یا در ارتباط با دیگری، مثل اینکه به اشتباه در مال کسی تصرّف کند.

خطا در اجتهاد
...
خطا
معنی خِطْئاً: خطا
معنی أَخْطَأْتُم: خطا کرديد
معنی أَخْطَأْنَا: خطا کرديم
معنی مَا غَوَیٰ: به خطا نرفته
معنی غَوِيٌّ: به خطا رفته - گمراه
معنی خَطَئاً: ازروی خطا و اشتباه
معنی غَوَيْنَا: به خطا رفتيم - گمراه شديم
معنی زَلَلْتُمْ: لغزيديد - اشتباه کرديد - خطا کرديد
معنی مُّرْشِداً: رهبر - رشد دهنده - هدایت کننده (از کلمه رشد به معناي اصابت به واقع که مخالف غیّ و گمراهی و خطا رفتن است )
معنی مَا طَغَیٰ: طغیان نکرد -از حد نگذشت (عبارت "مَا زَاغَ ﭐلْبَصَرُ وَمَا طَغَیٰ "یعنی :ديده [پيامبر آنچه را ديد] به خطا نديد و از مرز ديدن حقيقت هم درنگذشت(آنچه دیده بود حقیقت داشت))
معنی غَيِّ: به خطا رفتن - گمراهي - جهلي است که از اعتقادي باطل ناشي شده باشد - جهالتي که از اعتقادي فاسد نشأت گرفته ونه از بي اعتقادي - سرگشتگي - گمراهي - پيمودن راهي که منجر به دوري از مقصد مي شود ضدّ رشد
معنی غَيّاً: به خطا رفتن - گمراهي - جهلي است که از اعتقادي باطل ناشي شده باشد - جهالتي که از اعتقادي فاسد نشأت گرفته ونه از بي اعتقادي - سرگشتگي - گمراهي - پيمودن راهي که منجر به دوري از مقصد مي شود ضدّ رشد
معنی لُقْمَانُ: نام يكي ازبندگان ش ...

خطا در دانشنامه ویکی پدیا

خطا
خطا (به انگلیسی: error) در علم و زندگی روزمره می تواند معانی متفاوتی داشته باشد و بسته به موضوع مورد نظر بیان کنندهٔ پیامدهایی است که مدنظر فاعل آن فعل نبوده است.
خطاکردن راه: گم کردن راه
خطاگفتن: ناصواب گشتن، اشتباه گفتن، نادرست گفتن
خطای باصره: خطایی که در دیدن حاصل می شود
بی خطا: بی گناه
قتلِ خطا: قتلی که از روی عمد، قصد و اراده صورت نگرفته باشد.
خطا در ادبیات فارسی به معنای سهو و اشتباه، نقیضِ صواب است و در اشعار متعددی از این واژه استفاده شده است.
در طی تاریخ بشر در مقاطع مختلف خطاهای بسیاری داشته است.
مانند:
عکس خطا
Error دومین مینی آلبوم گروه ویکس می باشد که در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۴ زیرنظر کمپانی جلی فیش منتشر شد. این آهنگ همراه با موزیک ویدیویش در نسخهٔ ژاپنی تحت نظر کمپانی ویکتور منتشر شد که به منزلهٔ شروع کار آن ها در ژاپن بود. نهایتاً این آهنگ در چین و تایوان هم منتشر شد و وارد چارت های موسیقی این دو کشور شد.
KOR: 93,239
پروموشن این آهنگ از ۱۵ اکتبر شروع شد و طی مدت پروموشن، پنج جایزه را از موزیک شوها دریافت کرد.
این آهنگ توسط Kim Eana نوشته و توسط هوانگ سه جونگ و MELODESIGN آهنگسازی شده است. موزیک ویدیوی این آهنگ توسط Hong Won Ki از ZanyBros کارگردانی شده که او موزیک ویدیوهای زیادی از ویکس را در کارنامهٔ کاری خود دارد. این موزیک ویدیو با حضور هیو یونگجی از کارا به عنوان نقش دختر داستان فیلمبرداری شد.
※ آهنگ پررنگ شده، آهنگ اصلی آلبوم می باشد.
خطا (ابهام زدایی) ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خطا
خطا (فیلم)
تابع خطا
پیام خطا
محدودکننده جریان خطا
خطای برنامه نویسی
عدم قطعیت
باگ
خطا (فوتبا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خطا

خطا در جدول کلمات

خطا
اشتباه
خطا | اشتباه
داپ
خطا در رایانه
ارور
خطا وا شتباه
سهو
اموری که در آن به خطا و اشتباه افتند
کارهای خبت

معنی خطا به انگلیسی

slip (اسم)
گمراهی ، باریکه ، اشتباه ، روکش ، سهو ، خطا ، اولاد ، ستون ، نسل ، لغزش ، قلمه ، زیر پیراهنی ، خطا به خواندن ، نهال ، تکه کاغذ ، لیزی
error (اسم)
ضلالت ، غلط ، اشتباه ، سهو ، خطا ، خبط ، تقصیر ، لغزش ، عقیدهنادرست
mistake (اسم)
غلط ، اشتباه ، سهو ، خطا ، خبط ، بد شانسی
transgression (اسم)
تجاوز ، گناه ، خطا ، تخلف ، سر پیچی ، عصیان
lapse (اسم)
الحاد ، خطا ، زوال ، مرور ، انقضاء ، لغزش ، گذشت زمان ، استفاده از مرور زمان ، انحراف موقت ، ترک اولی ، خطا به خواندن
fault (اسم)
چینه ، گناه ، اشتباه ، عیب ، نقص ، خطا ، تقصیر ، نا درستی ، کاستی ، گسله ، شکست زمین ، حرج
miss (اسم)
خطا ، دوشیزه
sin (اسم)
گناه ، عیب ، خطا ، بزه ، حرج ، فسق ، عصیان ، معصیت
blunder (اسم)
اشتباه بزرگ ، اشتباه لپی ، سهو ، خطا ، خبط
miscue (اسم)
سهو ، خطا
misfeasance (اسم)
خطا ، سوء استفاده از اختیار قانونی
peccant (صفت)
غلط ، فاسد ، نا صحیح ، گناهکار ، خطا ، ناخوش ، اشتباه کار
wrong (صفت)
غلط ، بی مورد ، نا درست ، نا صحیح ، خطا ، غیر صحیح

معنی کلمه خطا به عربی

خطا
تجاوز , خاطي , خطا , ذنب , زلة , سوء التصرف , شرير , ظلم
ذنب , رمية خاطية , غرامة
معصوم

خطا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماهان
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
لژا lažã(سنسکریت: لَجّا)
ویرام virãm (سنسکریت: ویبهْرَمَ)
ویژون vižun (کردی: ویچوون)
فاطی
اشتباه
Elmira
بیراهه
v game
خطا (error در واژه های رایانه ای به کار می رود
هومن ددبیر
لغزش
جمشید احمدی
پادکنش
هانی شایگان
خارج شدن از حدود
پ ص ر parviz13371348@gmail.com
بدکنش (زبر "ب" ، پیش "ک" ، زیر "ن")
حمیدرضا دادگر_فریمان
اشتباه، سهو، غلط، خبط، لغزش، زلت، نادرست، ناصواب، سقیم، جرم، تقصیر، قصور، معصیت، خطیئه، ذنب، اثم، گناه، فول، خلاف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خطا در جدول   • اسایش و ارامش   • هم معنی خطا   • معنی ازروی خطا   • از روی خطا در جدول   • معنی از روی خطا   • بعضی ها بجای بخشیدن خطای دیگران می گیرند   • معنی بعضی ها بجای بخشیدن خطای دیگران میگیرند   • مفهوم خطا   • تعریف خطا   • معرفی خطا   • خطا چیست   • خطا یعنی چی   • خطا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خطا
کلمه : خطا
اشتباه تایپی : oxh
آوا : xatA
نقش : صفت
عکس خطا : در گوگل

آیا معنی خطا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )