برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

خشک جان

معنی خشک جان در لغت نامه دهخدا

خشک جان. [ خ ُ ] (ص مرکب ) کنایه ازمردم بی فضل و بی هنر و ناقابل. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) :
این خشک جان نثار سرخاک هر دو باد
کاشعارشان چو آب روان آمد از تری.
مجد همگر (از انجمن آرای ناصری ).
|| شخصی را گویند که لذت عشق نچشیده و عاشقی نکرده و از یاد دوست محروم باشد. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ). || (اِ مرکب ) جان. جان خالص. جان بدون چیزی کمتر :
بوسه خرانت را همه زر تر است در دهن
وان ِ من است خشک جان بوسه بهای چون تویی.
خاقانی.

معنی خشک جان به فارسی

خشک جان
( اسم ) ۱ - بی هنر بی معرفت . ۲ - آنکه از عشق بیخبر است .

معنی خشک جان در فرهنگ معین

خشک جان
(خُ) (اِمر.) ۱ - بی هنر، بی فضل . ۲ - بی خبر از عشق .

معنی خشک جان در فرهنگ فارسی عمید

خشک جان
۱. بی ذوق، بی فضل وهنر.
۲. فاقد عشق.

خشک جان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خشک   • خشک در جدول   • معنی خشک جان   • مفهوم خشک جان   • تعریف خشک جان   • معرفی خشک جان   • خشک جان چیست   • خشک جان یعنی چی   • خشک جان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خشک جان

کلمه : خشک جان
اشتباه تایپی : oa; [hk
عکس خشک جان : در گوگل

آیا معنی خشک جان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )