برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1529 100 1
شبکه مترجمین ایران

خشک اندام

معنی خشک اندام در لغت نامه دهخدا

خشک اندام.[ خ ُ اَ ] (ص مرکب ) لاغر. نحیف. کم گوشت. (ناظم الاطباء). آنکه گوشت و رطوبت در تن او نمانده است. نزار. پوست بر استخوان ترنجیده. پوست به استخوان چسبیده. (یادداشت بخط مؤلف ) : عضو که ضمور دارد و خشک اندام را فربه کند. (الابنیة عن حقایق الادویه ). کشتی گیران بکار دارند [ سندروس را ] تا عصبهاء ایشان قوی شود و خشک اندام و سبک شوند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی خشک اندام به فارسی

خشک اندام
لاغر نحیف کم گوشت

معنی خشک اندام در فرهنگ فارسی عمید

خشک اندام
لاغر، نحیف.

خشک اندام را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خشک اندام   • مفهوم خشک اندام   • تعریف خشک اندام   • معرفی خشک اندام   • خشک اندام چیست   • خشک اندام یعنی چی   • خشک اندام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خشک اندام

کلمه : خشک اندام
اشتباه تایپی : oa; hknhl
عکس خشک اندام : در گوگل

آیا معنی خشک اندام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )