برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1468 100 1

خزینه

/xazine/

مترادف خزینه: انبار، گنجینه، خزانه، گل خانه، نهال دان

برابر پارسی: گزینه، پالاب، گرمابه، گنجه

معنی خزینه در لغت نامه دهخدا

خزینه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) مخزن. (از ناظم الاطباء). انبار.آنجا که اشیاء را نگاه دارند. خزانه. (یادداشت بخط مؤلف ). در این معنی مقصود از خزینه محلی است که اشیاء اعم از قیمتی یا غیرقیمتی در آن نهند ولی معمولاً به محلی اطلاق میشود که در آنجا اشیاء قیمتی می نهند یعنی گنج خانه :
جز که قرآن نیست خزینه علوم
مجمع علم آنکه بر او خازن است.
ناصرخسرو.
دل خزینه ْ علم دین آمدترا
نیست برتر گوهری از علم دین.
ناصرخسرو.
بخوی نیک و دانش فخر باید
بدین پرکن بسینه در خزینه.
ناصرخسرو.
به بتکده در بت را خزینه ای کردند
در آن خزینه بصندوقهای پیل گهر.
فرخی.
|| گنجینه. (مجمل اللغة). خزانه. (ناظم الاطباء). دفینه. مال برنهاده. خواسته ٔ برنهاده. (یادداشت بخط مؤلف ) :
موش و مار اندر خزینه خویش مفکن خیر خیر
گر نداری در و گوهر کاندرو مخزن کنی.
ناصرخسرو.
مکر دیوان و هوسها را منه
در خزینه علم رب العالمین.
ناصرخسرو.
هر که دلی دارد از خیانت خالی
باد در آن دل ز بهر خواجه خزینه.
سوزنی.
فراوان خزینه فراوان غم است
کم است انده آن را که دنیا کم است.
نظامی.
|| مغازه. || باج و خراج. || بیت المال. (ناظم الاطباء). خواسته ها و مالهای برنهاده ٔ یک کشور که خرج و دخل آن کشور بدان وابسته است یعنی مداخل بدانجا میرود و مخارج از آنجا میشود و بنابر اطلاق حال بر محل جایی که این خواسته ها بدانجاست خزینه نیز نام دارد : همه خزینه های این ملک و خواسته های وی آنجاست. (حدود العالم ). و گویند که ملک چین سیصد و شصت ناحیت دارد که هر روزی از سال مال یک ناحیت بخزینه آرند. (حدود العالم ). قلعه ٔ عظیم است بر دست راست و بر سر کوهی بلند نهاده است و خزینه های تبت خاقان آنجا باشد. (حدود العالم ). و سباشی حاجب را بسرایچه ٔ دیگر خزینه. (تاریخ بیهقی ). خلعتهای خلیفه را بر استران در صندوقها بارکردند و شاگردان خزینه بر سر. (تاریخ بیهقی ). وی را بسوی سرایچه بردند که در آن دهلیزبرای امارت است و ...

معنی خزینه به فارسی

خزینه
( اسم ) خزانه گنجینه
دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ۲۸ هزار گزی جنوب خاوری اهواز کنار راه فرعی اهواز نجف آباد دشت گرمسیر آب آن از چاه محصول : غلات و شغل اهالی : زراعت و حشم داری راه در تابستان اتومبیل رو ساکنان از طایفه شریفانند .
[ گویش مازنی ] /Khazine/ خزانه ی حمام - خزانه شالی
دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندو آب شهرستان مراغه واقع در هفده هزار و پانصد گزی شمال باختری میاندو آب و نه هزار و پانصد گزی باختر ارابه رو بناب میاندو آب .
آن آبگیر از حمام که در وی آب گرم باشد و گاه بر آبگیر آب سرد هم اطلاق کنند.
محل خزینه گنج خانه
( صفت ) ۱ - نگهبان خزانه گنجور . ۲ - صندوقدار رئیس صندوق تحویلدار . ۳ - توپ یا تفنگی که دارای مخزن باشد .
۱ - عمل و شغل خزانه دار گنجوری . ۲ - ( اسم ) یکی از ادارات وزارت دارایی که عایدات دولت در آن متمرکز و دستور پرداخت حقوق و هزینه ها از آنجا صادر شود.
( صفت ) آنکه گنج و خزینه بسیار دارد .
(اسم ) ۱- هفت عضوباطن انسان (معده جگر شش دل زهره سپرز گرده ) ۲- (اسم ) هفت آسمان .

معنی خزینه در فرهنگ معین

خزینه
(خَ نِ) [ ع . ] (اِ.) مال اندوخته شده ، گنجینه ، خزانه .

معنی خزینه در فرهنگ فارسی عمید

خزینه
۱. حوض آب گرم بزرگی در حمام های قدیمی برای شستشو و غسل.
۲. = خزانه
هفت عضو مهم بدن شامل مغز، قلب، معده، ریه، کبد، کلیه، و طحال.

خزینه در دانشنامه اسلامی

خزینة الاصفیاء، تذکره فارسی درباره احوال بزرگان اولیا و مشایخ صوفیه ، نوشته غلام سرور لاهوری (۱۲۴۴ـ۱۳۰۷) می باشد.
تألیف آن در ۱۲۸۰ آغاز شد و در شوال ۱۲۸۱ به پایان رسید. مؤلف مادّه تاریخ های « مقدس خزینه ابرار » و « مخزن اسرار گنج اولیا » و « خزینه خوب » را برای آغاز کتاب و « خزانه خوبی » را برای پایان تألیف سرورده است. عنوان کتاب نیز حاکی از تاریخ آغاز تألیف آن است. با این حال، لاهوری در خاتمه کتاب گفته که شرح احوال بعضی از مشایخ را، که در ۱۲۸۲ و ۱۲۸۳ وفات یافته اند، بعداً به کتاب افزوده است.
محتوا
او در مقدمه کتاب تصریح دارد که بعد از تألیف گلدسته کرامات ، در مناقب عبدالقادر گیلانی ، از او خواسته شد که کتابی درباره احوال بزرگان دین و مشایخ صوفیه ، احوال و خوارق و کرامات آنان، به تفکیک سلسله های عرفانی ، جدا جدا بنویسد.بدین ترتیب غلام سرور خزینه را در هفت «مخزن» تنظیم کرد:۱) شرح حال حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم و خلفای راشدین و امامان معصوم علیهم السلام و ائمه اهل سنّت ؛۲) مشایخ قادریه ؛۳) مشایخ چشتیه ؛۴) مشایخ نقشبندیه و مجددیه ؛۵) مشایخ سهروردیه ؛۶) مشایخ سلاسل متفرقه؛۷) شامل چهار فصل یا «حِصّه» : درباره همسران پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم، دختران آن حضرت ، زنان صالح و اهل کرامت، مجانین و مجاذیب گذشته و حال.سپس خاتمه کتاب آمده است.
جایگاه
گفته شده که تذکره ای جامع تر از خزینة شامل تراجم برحسب سلسله های عرفانی از آغاز تا قرن سیزدهم، تألیف نشده است. اگر چه این کتاب تذکره عمومی مشایخ صوفیه جهان اسلام است، مؤلف در آن به ضبط تراجم مشایخ شبه قاره و پنجاب اهتمامی خاص داشته و شرح حال مشایخ معاصر یا آنانی را که تازه درگذشته بودند را نیز آورده است. همچنین مؤلف مادّه تاریخ وفات هر یک از مشایخ را نیز در پایان احوال آنان ذکر کرده است.او در مقدمه کتاب منابع خود را کتاب های معتبر متقدمان و متأخران معرفی کرده و در ضمن هر مدخل منابع آن را درج نموده است. بسیاری از این منابع، از جمله تذکره آدم بنوری (احتمالا مناقب الحضرات )، تذکره حضرات حجره ، تذکره نوشاهی ، روضة الاسلام ، معراج الولایة ، مناقب الاولیاء و مناقب الاصفیاء ، تاکنون به چاپ نرسیده و نایاب است. زبان کتاب بسیار ...

خزینه در دانشنامه ویکی پدیا

خزینه
خزینه مکانی است حوض مانند که در بالای آتشخانه حمام های عمومی قرار داشته و آب آن توسط آتش آتشخانه گرم می شده است تا برای شستشوی افراد آماده گردد. آب خزینه معمولاً هر پنج روز تا یک هفته یک بار عوض می شد و هر روز قبل از باز شدن حمام، چرک و کثیفیِ روی آب به وسیله لنگ پاک می شد.
حمام عمومی
برای تخلیه لجنِ کفِ خزینه از لجن کش استفاده می کردند. لجن کش به شکل کوزه ای وارونه با لوله ای بلند و دارای حفره ای بود که کارگر حمام با انگشت شست خود، حفره بالای لجن کش، و با کف دست، حفره انتهایی آن را می بسته و آن را درون خزینه فرو می برد. سپس با برداشتن انگشت و دست و چرخاندن لجن کش درکف خزینه، لجنها درون آن جمع می شد.
افراد با دلو یا مشربه ، آب گرم را از خزینه برداشته و تن خود را می شستند. در انتها، برای آبکشی، وارد خزینه می شدند. آب حمام معمولاً از طریق قنات تأمین می شد. آب پس از ذخیره شدن در منبعی روی بام حمام، از طریق لوله های سفالین که به آن تنبوشه می گفتند، وارد خزینه می شد.
خزینه انبارجدید، روستایی از توابع بخش مرحمت آباد شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان مرحمت آباد شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۱۵ نفر (۲۲۶خانوار) بوده است.
خزینه انبارقدیم، روستایی از توابع بخش مرحمت آباد شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان مرحمت آباد شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲۷ نفر (۹۱خانوار) بوده است.
روستای سلامات در کیلومتر ۶۰ جاده اهواز - مسجد سلیمان واقع شده است و از توابع شهرستان شوشتر می باشد. مردم آن عرب هستند و شغل بیشتر آنها در روستا؛ کشاورزی، دامداری و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خزینه در دانشنامه آزاد پارسی

خَزینه
حمام علی قلی آقا در اصفهان
محلی عمومی برای نظافت و شست وشو. خزینه در حمام از سه بخش تشکیل می شد: ۱. راهروی ورودی؛ ۲. سربینه که بخشی بود با سقفی گنبدی در وسط و حوضی به زیر آن و سکویی گرداگرد محوطه. مشتریان بر روی این سکو لباس از تن به در می کردند و پس از استحمام، لباس می پوشیدند؛ ۳. گرمخانه که آن هم سقفی گنبدی در وسط داشت با سکویی کوچک گرداگرد آن. گرمخانه دو خزینۀ آب گرم و ولرم و چالۀ حوضی عمیق در بخشی دیگر داشت. مشتری پس از فرورفتن در یکی از خزینه ها، بیرون می آمد و خود را می شست. در همین مکان بود که دلّاکان به مشت مال مشتری مشغول می شدند و کارگرانِ صابون زن، تنِ او را خوب می شستند. مشتری پس از شست وشو برای پوشیدن لباس به سربینه بازمی گشت. اگر تمایل داشت، پای حوض می نشست تا با چای یا قندداغی از او پذیرایی شود و به هنگام خروج، هزینۀ حمام را، در محلی که دخل خوانده می شد، می پرداخت. حمام زنان نیز به همین صورت ساخته شده بود؛ البته برخی حمام ها، یک روزدرمیان، به مردان و زنان اختصاص داشت. به صاحبِ حمام، استاد حمامی، و به زن او در روزهای مخصوص زنان، زنِ استاد حمامی می گفتند. در گذشته، برای آن که مردم از نظافت های شرعی بازنمانند، پیش از اذان، در محل حمام بوقی به صدا درمی آوردند. بوقِ حمام شاخِ بلند ضخیمی بود که از شاخ گوزن، یا جلد حلزون دریایی تهیه می شد. در گذشته، مراسمِ حنابندان با آدابِ خاص در حمام های خزینه صورت می گرفت. دلاکان جز مشت مال، گاه به حجامت و سرتراشی نیز می پرداختند. نیز ← حمّام

ارتباط محتوایی با خزینه

خزینه در جدول کلمات

خزینه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جنبش خزینه عصر ایران   • ارابه جن   • تاریخچه خزینه   • جنبش خزینه ویکی پدیا   • خزینه کاری   • تاریخچه غسل ترتیبی   • خزینه پیچ   • دوچرخه ارابه جن   • معنی خزینه   • مفهوم خزینه   • تعریف خزینه   • معرفی خزینه   • خزینه چیست   • خزینه یعنی چی   • خزینه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خزینه
کلمه : خزینه
اشتباه تایپی : ocdki
آوا : xazine
نقش : اسم
عکس خزینه : در گوگل

آیا معنی خزینه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران