برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1401 100 1

خرکمان

معنی خرکمان در لغت نامه دهخدا

خرکمان. [خ َ ک َ ] (اِ مرکب ) کمان بزرگ. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ). کمان. (از شرفنامه ٔ منیری ). || افزاری که کمان گران کمان حلقه را بدان چله کنند و آن دو پارچه چوب است که اندک خمی دارد. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). کمان بزرگ که کمانگران کمان حلقه را بدان چله کنند و آن دو پارچه چوب است که اندک خمیده است بدرازای خانه ٔ کمان ، چون خواهند کمان را چله کنند کمان را آتش کاری کرده آهسته آهسته بر زبر آن چوب پاره کشند تا درست نشیند، بعد از آن به تسمه ببندند و یک روز هم چنان بسته بگذارند. (انجمن آرای ناصری ) :
دو دستش چنان چون دو چوگان گلگون
دو پایش چو دو خرکمان کمانگر.
عمعق.
تنی چون خرکمان از گوژپشتی
بر او پشتی چو کیمخت از درشتی.
نظامی.
|| تله ای باشد مانند کمان که بجهت گرفتن شغال و جانوران دیگر بر سر راه ایشان در خاک پنهان کنندو همین که پای بر آن نهند تیری از آن بجهد و بر ایشان خورد و هلاک سازد. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). || کنایه از کار دشوار بی نفع. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از آنندراج ) (از انجمن آرای ناصری ). || گرفتاری مردم در تعب و آزار و تهلکه. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ). کاردشوار که از آن بدر نتوان آمد. (شرفنامه ٔ منیری ). || تعب عشق و شوق کدخدایی و جماع را گفته اند (لغت محلی شوشتر). || (اِخ ) برج قوس. (یادداشت بخط مؤلف ) :
زِامتحان طبع مریم زاد بر چرخ دوم
تیر عیسی نطق را در خرکمان آورده ام.
خاقانی.

معنی خرکمان در فرهنگ فارسی عمید

خرکمان
۱. کمان بزرگ.
۲. تله ای شبیه کمان که در مسیر جانوران و زیر خاک قرار می دادند.

خرکمان در دانشنامه ویکی پدیا

خرکمان
خَرکَمان (به انگلیسی: Ballista) دستگاهی شبیه به زوبین است که در زمان یونان و روم باستان نخست برای پرتاب سنگ و بعدها برای پرتاب تیرهای بزرگ مورد استفاده قرار می گرفته است. خرکمان یک دستگاه یونانی توسعه یافت است که می تواند ساختار مکانیکی متفاوتی داشته باشد و می تواند از انرژی ذخیره شده در پیچش اجسام برای پرتاپ استفاده کند.
نخستین بار در کتاب مقدس از دستگاهی که توسط صنعتگران اورشلیم برای نصب بر روی برج های شهر و پرتاب سنگ علیه دشمن به کار می رفت، نام برده شده است.
نظامی در شعری می گوید:
خرکمان دستی و خرکمان سواره از انواع خرکمان هستند.
عکس خرکمان
خَرکَمان دَستی (انگلیسی: Cheiroballistra) از دستگاه های حصارکوب رومی بود. این دستگاه را هرون اسکندرانی طراحی کرد و جنس آن بیشتر از فلز بود. خرکمان دستی گام بعدی پیشرفت این نوع سلاح پس از حصارکوبی به نام کژدم بود.
خَرکَمان سَواره (انگلیسی: Carroballista) نوعی خرکمان بود که رومی ها بر روی گاری ها و گردونه های خود سوار کرده و به محل نبرد می بردند. به گفته نویسنده رومی، وگتیوس، هر لژیون رومی ۵۵ خرکمان سواره همراه خود داشت که هر یک توسط یک خر حمل می شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خرکمان

خرکمان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خرکمان   • مفهوم خرکمان   • تعریف خرکمان   • معرفی خرکمان   • خرکمان چیست   • خرکمان یعنی چی   • خرکمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خرکمان
کلمه : خرکمان
اشتباه تایپی : ov;lhk
عکس خرکمان : در گوگل

آیا معنی خرکمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )