برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1433 100 1

خراسان

/xorAsAn/

مترادف خراسان: مشرق، خاور

معنی خراسان در لغت نامه دهخدا

خراسان. [ خ ُ ] (اِ) مشرق است که در مقابل مغرب باشد. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ) (مفاتیح ) :
از خراسان برد مه طاووس وش
سوی خاور میخرامد شاد و خوش.
رودکی.
مهر دیدم بامدادان چون شتافت
از خراسان سوی خاور می شتافت.
رودکی.
|| خورشید. (از شرفنامه ٔ منیری ) :
اگر بر جنابت نه جامی گرفت
خور آسان خراسان کجا می گرفت.

خراسان. [ خ ُ ] (اِخ ) در اساطیر قدیم ما نام شهرها را غالباً نام شخص سازنده ٔ آن می شمردند و مستوفی آرد: خراسان پسر عالم و عالم پسر سام است و عراق پسر خراسان می باشد. (از تاریخ گزیده چ لیدن ص 27).

خراسان. [ خ ُ ] (اِخ ) خراسان در زبان قدیم فارسی بمعنی خاور زمین است. این اسم در اوائل قرون وسطی بطور کلی بر تمام ایالات اسلامی که در سمت خاور کویر لوت تا کوههای هند واقع بودند، اطلاق می گردید و به این ترتیب تمام بلاد ماوراءالنهر را در شمال خاوری به استثنای سیستان و قهستان در جنوب شامل می شد. حدود خارجی خراسان در آسیای وسطی بیابان چین و پامیر و از سمت هند جبال هندوکش بود. ولی بعدها این حدود هم دقیقتر و هم کوچکتر گردید تا آنجا می توان گفت خراسان که یکی از ایالات ایران در قرون وسطی بود از سمت شمال خاوری از رود جیحون به آنطرف را شامل نمی شد ولی همچنان تمام ارتفاعات ماورای هرات را که اکنون قسم شمال باختری افغانستان است ، در برداشت. معالوصف بلادی که در منطقه ٔ علیای رود جیحون ، یعنی در ناحیه ٔ پامیرواقع بودند؛ در نزد اعراب قرون وسطی جزء خراسان ، یعنی داخل در حدود آن ایالت محسوب می شدند. ایالت خراسان در دوره ٔ اعراب ، یعنی در قرون وسطی به چهار قسمت (چهار ربع) تقسیم می گردید و هر ربعی بنام یکی از چهارشهر بزرگی که در زمانهای مختلف کرسی آن ربع یا کرسی تمام ایالت واقع گردیدند و عبارت بودند از: نیشابور، مرو، هرات و بلخ. پس از فتوحات اول اسلامی ، کرسی ایالت خراسان مرو و بلخ بود، ولی بعدها امرای سلسله ٔ طاهریان مرکز فرمانروایی خود را بناحیه ٔ باختر برده ؛ نیشابور را که شهر مهمی در غربی ترین قسمتهای چهارگانه بود، مرکز امارت خویش قرار دادند. (از سرزمینهای خلافت شرق ...

معنی خراسان به فارسی

خراسان
۱ - خراسان قدیم شامل تمام خراسان امروزی و ناحیه شرقی و شمالی آن تا ماورا ئالنهر بوده است. ۲ - خراسان امروزی (استان نهم )از شمال محدود است به شوروی از مشرق به افغانستان از جنوب به کرمان و سیتان از مغرب به اصفهان و گرگان . وسعت آن قریب ۳۲٠٠٠٠ کیلومتر مربع و جمعیت آن در حدود ۳۲۶۴۳۹۸ تن است . مرکز آن شهر مشهد است .شهر ستانهای آن عبارتند از :گناباد بیرجند کاشمر قوچان سبزوار تربت حیدریه نیشابور دره گز فردوس و بجنورد .خراسان و سیعترین استانهای ایران و شمال آن تمام کوهستانی و مرکب از سه رشته کوه است که یکرشته از بلخان و دو رشته دیگر آن از البرز منشعب شده است . بطور کلی از شمال بجنوب مندرجا زمین های کوهستانی و دره های عمیق به کوههای منفرد و دشتهای وسیع تبدیل گردیده در مغرب به کویر منتهی میشود . از قوت اقتصادی و درجه تجمع نباتات و حیوانات و درجه اجتماع و آبادی نیز از شمال بجنوب کاسته میشود و در حوالی کویر بصفر میرسید بطوری که از همه وسعت خراسان نصف آن قابل زرع و سکونت نیست . خراسان چون ناحیه پهناوری است قسمتهای شمال آن دارای آب و هوای سرد و جنوب آن دارای آب و هوای گرم است . رودهای مهم آن سمباراترک گرگان کشف رود و هریرود است . معادن آن :مس نقره آهن فیروز سرب نفت لعل پنبه نسوز و طلاست . صنایع و کارخانه های آن : کارگاههای صنعتی بطور تقریب در خراسان بشرح زیر است : ۹ کارخانه پنبه پاک کنی ۵ کارخانه حلاجی پشم ۹۱ کارخانه سماور سازی و ورشو سازی یک کارخانه سیمان ۶ کارخانه چرم سازی ۲۱ کارخانه تهیه آرد ۳ کارخانه قند سازی و یک نوشابه سازی الکلی وده نوشابه سازی غیر الکلی وتعدادزیادی کارگاههای چوب بری وغیره .تعداد کارخانه ها مرتبا در حال ازدیاد است . صنعت قالی بافی در خراسان یکی از صنایع دستی مهم صادراتی است و قالیهای خراسان در بازارهای دنیا معروفیت بسزا دارد .
۱ - مشرق مقابل بابل مغرب . ۲ - نغمه ایست از موسیقی قدیم .
دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار واقع در ۱۲ هزار گزی جنوب خاوری نجف آباد کنار راه مالرو نجف آباد به شیرکش .
دهی است جزئ بلوک طارش دهستان اشکور پائین بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در ۴۸ هزار گزی جنوب رودسر و ۵ ...

معنی خراسان در فرهنگ معین

خراسان
(خُ) ۱ - مشرق . مق بابل ، مغرب . ۲ - نغمه ای است از موسیقی قدیم .

خراسان در دانشنامه اسلامی

خراسان
خراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند .
واژۀ خراسان در فارسی قدیم به معنای مشرق و خاور زمین به کار می رفت. این عنوان در اوائل قرون وسطی بر تمامی ایالات اسلامی، واقع در سمت خاور کویر لوت تا کوههای هند، اطلاق می شد و بدین ترتیب همه بلاد ماوراء النهر را در شمال شرقی- به استثنای سیستان و قُهَستان (ولایتی در جنوب خراسان، شامل قائن، گناباد، طبس و ترشیز) در جنوب- در برمی گرفت؛ لیکن در طول زمان قلمرو آن دستخوش تغییراتی شد.ایالت خراسان در دورۀ اعراب (سده های نخست قرون وسطی) به چهار بخش، نیشابور؛ مرو، هرات و بلخ تقسیم می شد.
کاربرد خراسان در فقه
عنوان یاد شده در باب صلات به کار رفته است.
استحباب تیاسر قبله برای اهل خراسان
برای اهالی خراسان همچون ساکنان عراق تیاسر در قبله مستحب است چنان که نشانه های ذکر شده برای تعیین قبله اهل خراسان همان نشانه های قبله اهل عراق است.
نشانه های تعیین قبله برای اهل خراسان
...
خراسان
از زمان ساسانیان به این طرف به نواحی شرقی ایران امروزی شامل بخش عمده از افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی نام کلی "خُراسان" اطلاق شده است. شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.
لفظ خراسان در لغت به معنای مشرق، یعنی جای برآمدن آفتاب است. در لغت نامه دهخدا آمده است که کلمه «خراسان » واژه ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته است و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاور زمین مورد استفاده قرار گرفته است.
حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند»؛ معنی نموده و نقل کرده است که: بعضی گفته اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور. و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را کلمه ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان » به معنی شرق دانسته اند.
در معنی واژه خراسان، فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و را ...


خراسان در دانشنامه ویکی پدیا

خراسان
خراسان بزرگ بخشی از ایران بزرگ و از دوران ساسانیان نامی سنتی و همگانی برای اشاره به نواحی شرقی ایران است و نام آن از دوران ساسانیان در ایران مرسوم شد. پیش از این، در زمان هخامنشیان و اشکانیان، این ایالت، پارساوا (پارتاوا، پهلَو، Parthava، یا پَرْثْوَ) نام داشت. ساسانیان گسترهٔ خود را به چهار بخش تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخش ها خراسان به معنای «سرزمین خورشید» بود. گسترهٔ تاریخی خراسان شامل استان خراسان در ایران کنونی و بخش های زیادی از افغانستان و ترکمنستان امروزی بوده است. در مفهوم گسترده تر ازبکستان و تاجیکستان و بخش هایی از قرقیزستان و قزاقستان را هم می توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ فارسی دانسته اند.
خراسان بزرگ تاریخی
خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می رسد.
خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده است و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می نامیده اند و دربردارنده رب های زیر بوده است:
در واژه نامه دهخدا آمده است که واژه «خراسان» واژه ای پهلوی است که در متون کهن به معنی مشرق (خاور) در روبروی مغرب (باختر) به کار رفته است. و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان کهن فارسی به معنی خاورزمین مورد استفاده قرار گرفته است.
عکس خراسان
خراسان تاریخی
استان خراسان
استان خراسان رضوی
استان خراسان شمالی
استان خراسان جنوبی
خراسان (روزنامه)
خراسان (بیجار)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خراسان در دانشنامه آزاد پارسی

سرزمین خراسان یا بخش غربی خراسان بزرگ که در شرق ایران جای دارد از شمال و شمال شرقی به جمهوری ترکمنستان، از شرق به افغانستان، از جنوب به استان های سیستان و بلوچستان و کرمان، و از غرب به استان های یزد، سمنان، و گلستان محدود است. این سرزمین ۲۴۷,۶۱۵ کیلومترمربع مساحت دارد و تا پیش از جداشدن شهرستان طبس و پیوستن آن به استان یزد، پهناورترین استان ایران به شمار می آمد. نیمی از سرزمین خراسان را کوه های مرتفع و نیم دیگر را دشت های پهناور تشکیل داده اند. نواحی شمالی را رشته کوه های بلندی که در دنبالۀ شرقی رشته کوه های البرز قرار دارند، فراگرفته و نواحی مرکزی شمالی و جنوبی را نیز کوه های پراکندۀ متعددی مانند کوه های میان جام، سلیمانی، چهل تن، باقران، و آهنگران تشکیل داده اند. جلگه ها و دشت هایی مانند جلگۀ سرخس در شمال شرقی، دشت کویر نمک، کویر لوت، دشت کویر، و دشت ناامید فضای میان کوه های مزبور را به خود اختصاص داده اند. کوه های شمال خراسان رشته ارتفاعاتی کمابیش موازی و تقریباً شرقی ـ غربی اند و کوه بینالود با ارتفاع ۳,۲۱۱ متر (بلندترین کوه خراسان) در همین ارتفاعات قرار دارد و کوه های دیگری همچون هزارمسجد، آلاداغ، الله اکبر، و جغتای نیز، که هر کدام به نوبۀ خود جزو کوه های مرتفع ایران محسوب می شوند، در همین ناحیه قرار دارند. بین رشته کوه های هزارمسجد و بینالود را درّه کشف رود فراگرفته و شهرستان های مشهد و چناران و بخش جنوبی شهرستان سرخس را در خود جای داده است و دنبالۀ غربی آن به درّۀ رود اترک و شهرستان های قوچان و شیروان و بجنورد اختصاص یافته است. در میان کوه های بینالود و جغتای در شمال و رشته ارتفاعات شصت دره و چهل تن در جنوب، کالِ شورِ سبزوار جریان دارد و شهرستان های نیشابور و سبزوار را در درّۀ پهناور خود جای داده است و راه اتومبیل رو سبزوار و نیشابور به مشهد و همچنین راه آهن تهران به مشهد از این درّه می گذرد. کوهستان جنوبی که در روزگار باستان کُهستان (قهستان معرّب آن است) نام داشت، از کوه های پراکنده ای تشکیل شده است و کوه های نسبتاً بلندی همچون کوه سیاه (۲,۸۵۷ متر)، کوه مرغوب، کوه آهنگران، و کوه شاه را از این دسته باید به شمار آورد. نواحی شمالی خراسان پر‎آب ترین بخش این سرزمین است و رودخانه هایی مانند کشف رود، اترک، قره سو، و کال جوین، که از مهم ترین رودهای ...

نقل قول های خراسان

خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می رسد.خُراسان از زمان ساسانیان به این طرف نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران امروزی و شامل بخش عمدهٔ از افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی بوده است.زبان های رایج در خراسان بزرگ:
• فارسی دری
• پشتو
• ازبکی
• ترکمنی
• نورستانی
• بلوچی
• پشه یی
• شغنانی
• کردی
• ترکیِ خراسانی
• کرمانجی
• عربی
• فارس
• تاجیک
• هزاره
• پشـتون
• ازبک
• ترکمن
• بلوچ
• نورسـتانی
• کرد و کرمانج
• ترک،ایماق
• عرب
• اسلام،مذهب شیعه جعفری
• اسلام،سنی حنفی
• اسلام،شیعه اسماعیلی
• ناصرخسرو
• سنایی غزنوی
• از خاقانی
• نقشه ی قلبم بسیار تغییر کرده است
• -> شریف سعیدی
• «همه خارجیان را در هندوستان خراسانی می خواندند».
• «ما در خراسان با مشکلِ روانی امنیّت روبرو هستم.»

ارتباط محتوایی با خراسان

خراسان در جدول کلمات

خراسان قدیم
مرو
از نقاط دیدنی استان خراسان جنوبی
بنددره
دلاوری از خراسان که در سال ۱۵۰ هجری علیه عباسیان قیام کرد
استادسیس
روستای در خراسان شمالی
ده سلم
شهر خراسان رضوی
سرخس, درگز
شهر خراسان قدیم
مرو
شهری در خراسان شمالی
شیروان
شهری در استان خراسان جنوبی
نهبندان
شهری در استان خراسان رضوی
تایباد, کاشمر, گناباد
شهری در استان خراسان شمالی
فاروج

خراسان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اعظمی
خور راسان خور : خورشید راسان ( هَلسان ) : بلند شدن و برخاستن هر دو لغت در زبان کردی امروزی است بنابر این به معنی ( محل برخاستن خورشید ) یا همان شرق و هم خانواده خاور
مبینا
خُراسان بخشی از ایران بزرگ و از دوران ساسانیان نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران است و نام آن از دوران ساسانیان در ایران مرسوم شد. ساسانیان قلمرو خود را به چهار بخش تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخشها خراسان به معنای «سرزمین خورشید» بود.[۱][۲] قلمرو تاریخی خراسان شامل استان خراسان در ایران کنونی و بخش های عمده ای از افغانستان و ترکمنستان امروزی بوده است. در مفهوم گسترده تر ازبکستان و تاجیکستان و بخش هایی از قرقیزستان و قزاقستان را هم می توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران[۳] و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ پارسی دانسته اند.[۴]
خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می رسد.
خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده است[۵] و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می نامیده اند و دربردارنده رب های زیر بوده است:
ربع ابرشهر با مرکزیت شهر نیشاپور
ربع مرو
ربع هرات (دربرگیرندهٔ بادغیس و غور)، بلخ (بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فاریاب و و بامیان). مرکز فرماندهی نواحی متذکره نیشابور و زمانی هم بلخ بود.
ربع بلخ که شامل کهندژ (قندوز)، سمنگان، بغلان (بغولانگو)، تخارستان و بدخشان می شده است.
نام
در لغت نامه دهخدا آمده است که کلمه «خراسان‏» واژه ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته است.[۶] و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاورزمین مورد استفاده قرار گرفته است.[۷]
فخرالدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین چنین می گوید:
زبان پهلوی هر کو شناسد//خراسان یعنی آنجا کو «خور آسد»
خراسان را بود معنی خور آیان//کجا از وى خور آید سوى ایران
یاقوت حموی جغرافیدان بزرگ ایرانی چنین نوشته است:
« خُر به فارسی دری، نام خورشید و آسان گویا اصل و جای شی‏ء است »
و سپس در شرح وجه تسمیه خراسان به نقل از دغفل النسابه چنین می نویسد:
« خراسان و هیطل دو پسر عالم بن سام بن نوح، هر یک در شهری که منسوب به آنها شد وارد شدند، هیطل در شهری معروف به هیاطله در بالای رود جیحون و خراسان در شهرهایی که در زیر رود جیحون بود فرود آمدند و هر قطعه ای به نام کسی که در آن فرود آمد نامگذاری شد...[۸] »
حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند» معنی نموده و نقل کرده است که:
« بعضی گفته اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور.[۹] »
و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را کلمه ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان‏» به معنی شرق دانسته اند.[۱۰]
از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می شود که صورت درست واژه «خراسان‏»، "خورستان (خور+ستان = سرزمین مطلع خورشید)" بوده است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده است.[۱۱]
حدود و مرز های خراسان
شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.
دهستان میامی.
به طور سنتی سرزمین های شرق کویر نمک را خراسان خوانده اند لیکن حدود شرقی آن در طول تاریخ دستخوش تغییر بوده است. معمولاً گفته می شود که خراسان از شرق به ترکستان و هندوستان محدود بوده است. خراسان را از شمال محدود به ماوراءالنهر می دانند لیکن گاه ماوراءالنهر هم بخشی از خراسان به حساب آمده است. خراسان در زمان ساسانیان یکی از چهار ناحیهٔ اصلی کشور بود و یک مرزبان داشت.
در مورد حدود و موقعیت‏ خراسان در عهد ساسانیان، کریستن سن بر طبق کاوشهای هرتسفلد چنین می نویسد:
« دروازه های کاسپین نزدیک ری، کوههای البرز، گوشه جنوب شرقی بحر خزر، دره اترک. خطی که از صحرای تجن گذشته و در زیر قرقی به جیحون می رسد موافق مسکوکات سکایی ساسانی که به دست آمده این خط سرحدی از قلل سلسله جبال حصار گذشته و به پامیر می رسد و از آنجا به سمت جنوب مایل گشته و به امتداد قطعه ای از جیحون که بدخشان را در میان گرفته سیر کرده به قطعه هندوکش می رسیده است از آن نقطه سرحدی به سمت مغرب برگشته و در امتداد سلسله هندوکش و ملحقات آن به جنوب هرات رسیده و در ناحیه جنوب ترشیز و خاف و قهستان (کوهستان) را قطع کرده، باز به دروازه های کاسپین می پیوسته است. »
یاقوت حموی جغرافیدان بزرگ ایرانی در کتاب مراصدلاطلاع بر پایه برخی از پژوهش های خویش می نویسد:
« خراسان سرزمین وسیع است که یک طرف آن از جوین و بیهق به عراق می رسد و طرف دیگرش از طغارستان (طخارستان) و غزنه و سبحستان (سیستان) به هند منتهی می گردد. از شهرهای آن نیشابور و هرات و مرو که قسمتی از بلخ است و طالقان و نساء و ابیورد و سرخس می باشد. جیحون و خوارزم را هم بعضی تابع آن شمرده اند و گفته شده خراسان دارای چهار کرسی بوده:
کرسی اول: ایرانشهر که عبارت باشد از نیشابور، قهستان و طبین و حوادث و پوشنج (از نواحی هرات) و بادغیس (از توابع هرات که در قدیم شهری بزرگ و با صفا بوده است) و طوس که به طابران تصریح شده
کرسی دوم: مرو شاه جهان و سرخس و نساء و ابیورد و مرو رود و طالقان و خوارزم
کرسی سوم: طرف غربی رود جیحون و جرجان و خوارزم و طخارستان علیا و اندرانه (شهری نزدیک هندوکش) و ساسان و بغلدن (شهری از نواحی بلخ) و والج (نام شهری در طخارستان)
کرسی چهارم: ماوراءالنهر، بخارا و شاش (چاچ) (که در آنجا کمان های خوب می ساختند) و سغد (نزدیک سمرقند که آن را به سبب خوشی آب و هوا از بهشت های چهارگانه به شمار آورده اند و بین جیحون و سمرقند).[۱ ...
هانیه
روزنامهٔ خراسان قدیمی تری روزنامه محلی ایران است که اکنون با 63 سال سابقه به صورت سراسری منتشر می شود.[۱]
تأسیس
نخستین شمارهٔ روزنامه خراسان در ۱ تیر ۱۳۲۸ و به صاحب امتیازی و مدیرمسیولی محمدصادق تهرانیان در چهار صفحه و در قطع کوچک منتشر شد. شعار رسمی روزنامه در آن زمان
برادر جان خراسان است این جا سخن گفتن نه آسان است این جا
بود. پیش از این تاریخ، دو روزنامهٔ دیگر نیز با عنوان مشابه خراسان چاپ می شدند که مدت انتشار آن ها چندان طولانی نبود.[۱]
خط مشی
خط مشی اصلی روزنامه «فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خبری» بوده و منتشر می شود. روزنامهٔ خراسان وابسته به هیچ جناح سیاسی نیست[۱] ولی به طور کل می توان گفت این روزنامه به جناح اصول گرا گرایش دارد.[نیازمند منبع]
مدیریت
صاحب امتیاز روزنامهٔ خراسان موسسهٔ فرهنگی و هنری خراسان می باشد. پس از انقلاب این روزنامه مدتی زیر نظر بنیاد شهید بود. [۱]
چاپ روزنامه
روزنامهٔ خراسان از تاریخ ۵ بهمن ۱۳۷۷ به طور هم زمان در مشهد و تهران چاپ می شود. روزنامه در ۱۶ صفحهٔ تمام رنگی و بصورت سراسری، ۴ صفحهٔ خراسان ورزشی با توزیع سراسری، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان رضوی، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان شمالی، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان جنوبی و ۴۸ صفحه نیازمندی ها در استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی منتشر می شود.
قیمت این روزنامه هم اکنون ۲۵۰ تومان می باشد و بیشتر نفوذ آن در استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی است.
ضمیمه ها
هفته نامه بایت هر چهارشنبه منتشر می شود و پیرامون فناوری اطلاعات است.
هفته نامه جیم از سال ۸۶ در ۱۶ صفحه هر پنجشنبه منتشر می شود. این هفته نامه هر سال به مناسبت روز جوان جشنی با شکوهی برگزار می کند.
ویژه نامه رصد از سال 89 در قطع ها و تعداد صفحات گوناگون و در فواصل زمانی نامعین با موضوع های خاص منتشر می شود.دفتر پژوهش های موسسه فرهنگی خراسان مدیریت این ویژه نامه ها را بر عهده دارد.
منبع [ویرایش]
↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «روزنامهٔ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خبری صبح ایران». روزنامه خراسان. بازبینی شده در ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱.
پیوند به بیرون [ویرایش]
وب گاه رسمی روزنامهٔ خراسان
هفته نامهٔ جیم
هفته نامهٔ بایت
رصد، پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش روزنامه خراسان
از ویکی پدیا
آریا بهداروند
خراسان::خور آسمان
خورشید آسمان.جایی که خورشید طلوع میکند
ف،ب
خراسان یک جمله ی کردی است به معنای محمل برخواستن خورشید
حامد
از آنجا که خراسان در شرق است
و شرق محل طلوع خورشید
خور از خورشید گرفته شده
برابره لاتینه خورشید، میشود سان
پس نام پارسی/لاتین آن میشود:
خور/سان
احتمالا پس از حمله اسکندر ( الکساندر مقدونی )
اسامی دو زبانه شده
حالا یا به همان شکل مانده یا فاتح بعدی از روی تابلو خوانده
فرض کنید متن تابلویی با قدمت دوهزار سال را
که در جاده مشهد به شکل زیر نوشته شده :

KHOR\SUN 300KM

احتمالا فاتح از کم سوادی این را خراسان خوانده
مشابه این نامگذاری در لواسان نیز مشهود است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نیازمندیهای روزنامه خراسان   • آگهی استخدام روزنامه خراسان   • روزنامه قدس خراسان   • روزنامه خراسان نیازمندیها خودرو   • آرشیو روزنامه خراسان   • خراسان رضوی   • آگهی روزنامه خراسان   • روزنامه خراسان شمالی   • معنی خراسان   • مفهوم خراسان   • تعریف خراسان   • معرفی خراسان   • خراسان چیست   • خراسان یعنی چی   • خراسان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خراسان
کلمه : خراسان
اشتباه تایپی : ovhshk
آوا : xorAsAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس خراسان : در گوگل

آیا معنی خراسان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )