برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1406 100 1

خدمه

/xadame/

مترادف خدمه: خادمان، خدام، خدمتکاران

معنی خدمه در لغت نامه دهخدا

خدمت. [ خ ِ م َ ] (ع اِمص ) پرستاری و تعهد و تیمار. انجام عملی از سر بندگی و دلسوزی برای کسی. تیمار و تعهد و دلسوزی و نیکو خدمتی در حق کسی : مرافقت ؛ انجام کاری نیک در حق کسی : امیر احمد را گفت : بشادی خرام و هشیار باش و قدر این نعمت بشناس و شخص ما را پیش چشم دار و خدمت پسندیده نمای.(تاریخ بیهقی ). امیر مسعود.... این زن را سخت نیکو داشتی بحرمت خدمتهای گذشته. (تاریخ بیهقی ). و هرکه از خدمتکاران خدمتی شایسته بواجب نکردی ، در حالت او را نواخت و انعام فرمودندی بر قدر خدمت او تا دیگران بر نیک خدمتی حریص گردند. (نوروزنامه ٔ خیام ). گمان توان داشت که... خدمت موجب عداوت. (کلیله و دمنه ).
حرمت بیست ساله خدمت من
تو نگهدار، کو نمیدارد.
خاقانی.
نیست بر مردم صاحبنظر
خدمتی از عهد پسندیده تر.
نظامی.
خدمتم آخر بوفائی کشد
هم سر این رشته بجایی کشد.
نظامی.
- امثال :
خدمت خانه با فضه است (امروز...)؛ تعبیری مستعمل در زبان زنانست و از آن این خواهند که چون پرستار و خادمه غایب است ،من بجای او کارهای خانه انجام کنم و مأخوذ از شبیه وفات حضرت فاطمه است سلام اﷲ علیها که در آن حضرت اوکارهای خانه را یک روز در میان با فضه ٔ خادمه بخش وقسمت می فرمود. (از امثال و حکم دهخدا).
|| چاکری. زاوری. بندگی. نوکری. فرمانبری :
چنان بخدمت او ازعوار پاک شوند
بدان مثال که سیم نبهره اندر گاه.
فرخی.
خدمت سلطان بیم است و خطر.
فرخی.
خدمت سلطان بر دست گرفت.
فرخی.
کسی کز خدمتت دوری کند هیچ
بر اودشمن شود گردون گردا.
عسجدی.
خدمت هر یک بشناس. (تاریخ بیهقی ).
تو پادشاه تن خویشی ای بهوش و ترا
تمیز و خاطر و اندیشه و سخن خدمت.
ناصرخسرو.
گر تو ز بهر خدمت رفتی به پیش میران
اندر غم قبائی تو از در قفائی.
ناصرخسرو.
اگر بیهنران خدمت اسلاف را وسیلت سعادت سازند، خلل به کارها راه یابد. (کلیله و دمنه ).
نکرده ست جمع کس هرگز
میان خدمت سلطان و اختیار.
عبدالواسع جبلی.
گفت : سلطان را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو دارد. (گلستان سعدی ). ...

معنی خدمه به فارسی

خدمه
پای برنجن، حلقه قوم، اجتماع مردم، خدمتکاران
( صفت اسم ) جمع خادم خدمتکاران چاکران .
دوال سطبر تافته شده مانند حلقه ای بر خردگاه شتر بسته پا افزار وی را بدان محکم کنند .
[dry lease] [حمل ونقل هوایی] اجارۀ هواگَرد غیرنظامی بدون خدمه و خدمات پشتیبانی
[barratry] [حمل ونقل دریایی] عملی که خدمه و فرمانده کشتی بدون اجازه یا اطلاع صاحب یا صاحبان کشتی انجام می دهند و موجب آسیب رسیدن به کشتی یا بار آن میشود
[crew red out] [علوم نظامی] حالتی که در آن خدمۀ هواگَرد دچار سرخ غش می شوند
[crew black out] [علوم نظامی] سیاهی رفتن چشم و حالت غش در خدمه به علت اختلال در میزان خون رسانی به مغز در حرکت های شتاب دار و روبه بالای هواپیما
[crew list] [حمل ونقل دریایی] فهرستی شامل نام کامل و ملیت و شمارۀ گذرنامه و شناسنامۀ دریانوردی و سِمَت و سن کارکنان شناور که فرماندهِ شناور تهیه می کند
[crew's effect] [حمل ونقل دریایی] لوازم شخصی مورد استفادۀ روزمرۀ خدمۀ کشتی
[crew ratio] [حمل ونقل هوایی] نسبت تعداد مجاز خدمۀ پرواز به تعداد هواگَردهای آماده

معنی خدمه در فرهنگ معین

خدمه
(خَ دَ مِ) [ ع . خدمة ] (اِ. ص .) جِ خادم ، خدمتکار.

معنی خدمه در فرهنگ فارسی عمید

خدمه
۱. = خادم
۲. مجموع کارکنان یک وسیله، مکان، یا ماشین: خدمهٴ مسجد، خدمهٴ هواپیما، خدمهٴ هتل.

خدمه در دانشنامه ویکی پدیا

خدمه
خدمه (به انگلیسی: Crew) به گروهی از افراد گفته می شود که برای یک کار مشترک گرد هم آمده اند و به طور کلی دارای سلسله مراتب هستند. این کلمه دارای رزونانس های دریایی است: وظایف مربوط به عملیات یک کشتی، ارائه تخصص های متعدد در خدمه کشتی، که اغلب با یک زنجیره سلسله مراتب فرماندهی سازماندهی شده است. استفاده از سنت دریایی به طور جدی افسران را از خدمه متمایز می کند، هرچند این دو گروه با هم ترکیب کارکنان کشتی را تشکیل می دهند.
خدمه زمینی
خدمه پرواز
به گروه گواهینامه دار اتاقک خلبان که مسئولیت اصلی عملیات پروازی هواگَرد را بر عهده دارند خدمه پرواز یا کادر پرواز (به انگلیسی: flight crew) می گویند.
خدمهٔ هوایی (به انگلیسی: aircrew) گروه پروازی هر هواگَرد شامل خلبان و مهندس پرواز و مهمانداران و سایر خدمه است.
هرکدام از خدمهٔ هوایی بر اساس وظایف از پیش تعیین شده، مسئول راه اندازی و بهره برداری از بخشی از تجهیزات (نظامی/غیرنظامی) هواپیما یا تأمین نیازهای مسافران پرواز یا سایر خدمه هستند.
خدمه پرواز (به انگلیسی: Flight Crew) فیلمی محصول سال ۲۰۱۶ و به کارگردانینیکیتا لبدف است. در این فیلم بازیگرانی همچون ولادیمیر ماشکوف، دانیلا کوزلوفسکی، آگنه گرودیته، کاترینا شپیتسا، سرگی کمپو، النا یاکوولوا، سرگی رومانوویچ، سرگی شاکوروف، ایرینا لاچینا، نینا یوساتووا ایفای نقش کرده اند.
۲۰ فوریه ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-02-۲۰)
خدمه خرابکاری ( به زبان انگلیسی؛ The Wrecking Crew ) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی آلبرت پین می باشد.
۲۱ مارس ۲۰۰۰ (۲۰۰۰-03-۲۱) (USA)
یک تیم تکاور در سطح بالا به منظور تکمیل مأموریت مرگبار به خیابان ها فرستاده می شود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خدمه

خدمه در جدول کلمات

خدمه هواپیما
مهماندار

معنی خدمه به انگلیسی

attendants (اسم)
خدمه ، خدمتگزاران
crew (اسم)
خدمه ، خدمه کشتی ، کارکنان هواپیما و امثال ان
auxiliaries (اسم)
خدمه

معنی کلمه خدمه به عربی

خدمه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینو
Orderly
خدمه بیمارستان
علی باقری
خدمه: [ اصطلاح نظامی ]به نظامي استفاده كننده از يك جنگ افزار ميگويند؛ مثل: خدمه تفنگ.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خدمه هواپیما در جدول   • حقوق مهندس پرواز   • معنی خدمه هواپیما   • مترادف خدمه هواپیما   • نام خدمه هواپیما   • اسم خدمه هواپیما   • مهندس پرواز چیست   • نام دیگر خدمه هواپیما   • مفهوم خدمه   • تعریف خدمه   • معرفی خدمه   • خدمه چیست   • خدمه یعنی چی   • خدمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خدمه
کلمه : خدمه
اشتباه تایپی : onli
آوا : xadame
نقش : اسم
عکس خدمه : در گوگل

آیا معنی خدمه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )