برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

خجسته

/xojaste/

مترادف خجسته: باشگون، شگون دار ، سعد، فرخ، فرخنده، مبارک، متبرک، مسعود، میمون، همایون ، خوش، نیک ، خوشایند، مطلوب ، بختیار، کامروا، نیک بخت

متضاد خجسته: بداختر، شوم، نامبارک، نحس، گجسته، بد، نکوهیده، ناخوشایند، نامطلوب، بدبخت

معنی اسم خجسته

اسم: خجسته
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: xojaste) (اوستایی) مبارک، فرخنده، (در موسیقی ایرانی) گوشه ای در دستگاه نوا، (در قدیم) سعادتمند، کامروا، خوشبخت، (در گیاهی) همیشه بهار (گل) - مبارک، فرخنده، سعادتمند، خوشبخت

معنی خجسته در لغت نامه دهخدا

خجسته. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] (ص ) مبارک. میمون. (از برهان قاطع) (صحاح الفرس ) (فیروزآبادی ) (زمخشری ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ جهانگیری ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). با میمنت. با سعادت. فرخ. بختیار. سعادتمند. مسعود. (از ناظم الاطباء). نیکبخت. کامروا. خرم. ضد گجسته.نیک خواسته. متبرک. سعد. سعید. همایون :
آمد نوروز و بردمید بنفشه
بر تو خجسته بخصم باد مرخشه.
منجیک.
خجسته مهرگان آمد سوی شاه جهان آمد
بباید داد داد او بکام دل بهر چت کر.
دقیقی.
خجسته شد آن اختر شهریار.
دقیقی.
آنکه گردون را بدیوان بر نهاد و کار بست.
و آنکجا بودش خجسته مهر اهرمن گواه.
دقیقی (دیوان چ شریعت ص 99).
بدو گفت کین کوس و زرینه کفش
خجسته همین کاویانی درفش.
فردوسی.
دی و فرودینت خجسته بواد
در هر بدی بر تو بسته بواد.
فردوسی.
سیامک خجسته یکی پور داشت
که نزد نیا جای دستور داشت.
فردوسی.
خجسته شهنشاه پیروزگر
جهاندار با دانش و با گهر.
فردوسی.
خجسته درگه محمود زاولی دریاست
چگونه دریا کانرا کرانه پیدا نیست.
فردوسی.
پشت سپه میریوسف آنکه برویش
روز بزرگان خجسته گشت و همایون.
فرخی.
بس کس که در زمین ملکاخانمان نداشت
کز خدمت خجسته ٔ تو شد بخانمان.
فرخی.
خجسته باشد روی کسی که دیده بود
خجسته روی بت خویش بامداد پگاه
اگر نبودی بر من خجسته دیدن تو
خدای شاد نکردی مرا بدیدن شاه.
فرخی.
و آن خجسته پنج شاعر کو کجا بودندشان.
منوچهری.
این قصر خجسته که بنا کرده ای امسال
با غرفه ٔ فردوس بفردوس قرین است.
منوچهری.
خجسته ذوفنونی رهنمونی
که در هر فن بود چون مرد یک فن.
منوچهری.
اورمزد است خجسته سر سال و سر ماه.
منوچهری.
شادو بدو شاد این خجسته وزیران. ...

معنی خجسته به فارسی

خجسته
مبارک، میمون، خوب وخوش، خجسته بودن، مبارکی
( صفت ) ۱ - مبارک میمون با سعادت . ۲ - نیک خوب خوش . ۳ - ( اسم ) یکی از گوشه های کوچک نوا . ۴ - گل همیشه بهار .
سید خجسته فرزند فخر الدین بابلکانی از مردمان مازندران بوده است .
وی میرزا محمد شاعر مستوفی متوفی بسال ۱۱۹٠ ق . است .
مبارک سرنوشت بخت خجسته
لقب اورنگ آباد است که شهری از شهرهای دکن می باشد .
آنچه بنیادش مبارک است ظاهرا در وصف ابنیه بکار می برند .
پرگار خجسته و مبارک
با خصال خجسته با خصلت خوب
مبارک داشتن میمون داشتن
مبارک نفس خوش نفس
رفیق خجسته رفیق مبارک
خوش رو خوش منظر
خوشبخت خوش ایام
سرای خجسته منزل خجسته
وی یکی از شاعران قرن چهارم و دوره سامانیان بوده زیرا که اشعار وی در فرهنگ اسدی آمده است و در تذکره ها نام ازو نیست .
سروش ...

معنی خجسته در فرهنگ معین

خجسته
(خُ جَ تِ) (ص .) ۱ - مبارک ، میمون . ۲ - نیک ، خوب .
( ~.) (اِ.) گل همیشه بهار.

معنی خجسته در فرهنگ فارسی عمید

خجسته
۱. مبارک، میمون، خوب و خوش.
۲. (اسم) (زیست شناسی) [قدیمی] = همیشه بهار: خجسته بازگشاده دهان مشکین دم / گشاده نرگس چشم دژم زخواب خمار (عنصری: ۱۰۴).
۳. [قدیمی] خوشبخت، نیک بخت.
= خوش قدم
خوشبخت، نیک بخت: کو پیک صبح تا گله های شب فراق / با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم (حافظ: ۷۰۲ حاشیه).
کسی که قدمش میمون و مبارک باشد، خجسته پی، خوش قدم، نیک پی، مبارک پی: ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست / با من مگو به جز سخن دل نشان دوست (سعدی۲: ۳۵۸).

خجسته در دانشنامه ویکی پدیا

خجسته
خجسته یک نام دخترانه و نیز از نام های خانوادگی است. برخی افراد با این نام عبارتند از:
خجسته سرخسی شاعر پارسی گوی عهد سامانی
امیر خجسته سیاستمدار
رضا خجسته رحیمی روزنامه نگار و سردبیر نشریه اندیشه پویا
محمدعلی خجسته پور کشتی گیر سابق
علیرضا خجسته جودوکار
خجسته سرخسی از شاعران پارسی سرای قدیم ایران و از اهالی سرخس است.
لغت نامه دهخدا
وی یکی از شاعران قرن چهارم و دوره سامانیان بوده، زیرا اشعار وی در فرهنگ اسدی آمده است و در تذکره ها نامی از وی نیست.
ابیات خجسته سرخسی، منقول از فرهنگ اسدی:
امیر خجسته (زاده ۵ اردیبهشت ۱۳۳۸ در همدان، سنگستان) نمایندهٔ دورهٔ دهم و نهم مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون سیاست داخلی و شوراها مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه همدان و فامنین در استان همدان است.
لیسانس الهیات و معارف اسلامی
علی خجسته زاده. 1993 ]] یک جودوکار اهل ایران است.
وی توانست با نایب قهرمانی در قاره آسیا ضمن بر گردن آویختن نشان نقره، موفق به کسب سهمیه قاره ای بازی های المپیک تابستانی ۲۰۱۶ شود. اما در این مسابقات حاضر نشد.
دلیل انصراف از طرف خود وی مشکلات خانوادگی عنوان شده است ولی برخی منابع دلیل اصلی را احتمال روبرو شدن وی در جدول انتخابی با نماینده ای از اسرائیل عنوان کردند. طبق سیاست های جمهوری اسلامی ایران نمایندگان ورزشی ایران حق برگزاری مسابقه با نمایندگان اسرائیل را ندارند.
کارگاه شعر بافی خجسته ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خجسته

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> خجسته
بی خیال، خوش خیال

ارتباط محتوایی با خجسته

خجسته در جدول کلمات

خجسته
سعد
خجسته مبارک
یمن
خجسته و مبارک
همایون, یمن
خجسته و همایون
مبارک
خجسته وفرخنده
همایون
خجسته ومیمون
سعد
خجسته | مبارک
فرخ

معنی خجسته به انگلیسی

happy (صفت)
راضی ، فرخنده ، خوشحال ، مبارک ، خجسته ، فرخ ، سعید ، خوشبخت ، سعادتمند ، خوش ، مسرور ، شاد ، خرسند ، محظوظ ، خوش وقت ، خندان ، سفیدبخت ، بانوا
auspicious (صفت)
مساعد ، خوش ایند ، فرخنده ، مبارک ، خجسته ، فرخ ، سعید ، بختیار
lucky (صفت)
خوشحال ، خجسته ، بختیار ، خوشبخت ، خوش قدم ، خوش شانس ، سفیدبخت ، بانوا ، خوش اقبال ، خوش یمن
benedict (صفت)
خجسته

معنی کلمه خجسته به عربی

خجسته
مبشر بالخير

خجسته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پارسا
گل همیشه بهار؛
منوچهری دامغانی: شبگیر نبینی که خجسته به چه درد است؟ / کرده دو رخان زرد و برو پرچین کرده ست...
در فرانسه، خجسته را که همان گل همیشه بهار است (Souci) می گویند که معنی اصلی آن درد و اندوه است و منوچهری هم آن را با همین صفت بیان کرده است. (حاشیه ی دیوان منوچهری)
محمدمهدی
تخلص زلالسرای تاجیکستانی به نام آقای اعظم خواجه اف
صادق کمالی
فرخ
هومن دبیر
خجسته پیوستن دو واژه خوب و جسته است
هومن دبیر
خوب جسته- خوش جسته
نرگس
خیلی نام زیباو دلنشین و اصیلی است
امیر
فرخنده /مبارک
سیامک
در زبان پشتون که از زبانهای ایرانی تبار است خجسته به معنی زیبا است
هومن دبیر
برآمده،سر برآورده،از کارواژه خجیدن به مانای ورمیدن و بالاآمدن ساخته شده است .
علی باقری
خُجَسته : تحریف خوش استه به معنای نیکو شده است.
ارشیا
فرخنده،مبارک
علی باقری
خجسته:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خجسته" می نویسد : (( خجسته در معنی همایون وبشگون و از دو پاره ی " خ " که ریختی است از پیشاوند هو hu به معنی خوب ، و جسته ساخته شده است ." جسته "صفت مفعولی است و از ستاک اوستایی جَد ،به معنی در خواستن و خواهش کردن، برآمده است .بر این پایه هو جستکه hu-jasta-ka در معنی کسی یا چیزی می تواند بود که آنچه نیک است برای وی خواسته شده است. وارونه ی "خجسته" " گجسته" است به معنی نا همایون و به نفرین در نوشته های پهلوی یکی از ویژگی‌های اسکندر " گجسته" است .این واژه در اوستایی وجستکه wi-jasta-ka می توانسته است بود . ))
((یکایک ، بیامد خجسته سروش
به سان پری ، با پلنگینه پوش؛ ))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 242.)
حمیدرضا دادگر_فریمان
باشگون، شگون دار، سعد، فرخ، فرخنده، مبارک، متبرک، مسعود، میمون، همایون، خوش، نیک، خوشایند، مطلوب، بختیار، کامروا، نیک بخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خجسته در جدول   • معنی عامیانه خجسته   • معنی خجسته در جدول   • خجسته جودو   • خجسته معنی   • حسن خجسته باقرزاده   • خجسته صدا و سیما   • منصوره خجسته باقرزاده   • مفهوم خجسته   • تعریف خجسته   • معرفی خجسته   • خجسته چیست   • خجسته یعنی چی   • خجسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خجسته

کلمه : خجسته
اشتباه تایپی : o[sji
آوا : xojaste
نقش : صفت
عکس خجسته : در گوگل

آیا معنی خجسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )