برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

خباثت

/xebAsat/

مترادف خباثت: بدجنسی، بدسرشتی، بدنهادی، پست فطرتی، پلیدی، شرارت، بدجنس شدن، بدطینت گشتن، پلیدشدن، ناپاکی

برابر پارسی: بدسرشتی، بدنهادی، پلیدی، ناپاکی

معنی خباثت در لغت نامه دهخدا

خباثت. [ خ َ / خ ِ ث َ ] (ع اِمص ) پلیدی. ناپاکی. (ناظم الاطباء) (از ترجمان عادل بن علی ) (دهار) :
سخن چون زر پخته بی خبائث گردد و صافی
چو او را خاطر دانا به اندیشه بپالاید.
ناصرخسرو.
|| بدکاری. بدعملی. || بدذاتی. بدجنسی. || بی آبرویی. بی شرفی. || حقارت. پستی. || نجاست. (از ناظم الاطباء). رجوع به خباثة شود.

خباثة. [ خ َ ث َ ] (ع مص ) مصدر دیگر خُبث است. (از تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ) (از متن اللغة) (از معجم الوسیط) (از منتهی الارب ). رجوع به خبث و خباثت شود.

معنی خباثت به فارسی

پلید بودن ناپاک بودن

معنی خباثت در فرهنگ معین

خباثت
(خَ ثَ) [ ع . خباثة ] (اِمص .) پلیدی ، ناپاکی .

معنی خباثت در فرهنگ فارسی عمید

خباثت
۱. بدجنسی، بدذاتی.
۲. [قدیمی] پلیدی، ناپاکی.

معنی کلمه خباثت به عربی

خباثت
إحْنة

خباثت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خبائث   • لبه تیز شمشیر   • دارنده عربی   • معنی خباثت   • مفهوم خباثت   • تعریف خباثت   • معرفی خباثت   • خباثت چیست   • خباثت یعنی چی   • خباثت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خباثت

کلمه : خباثت
اشتباه تایپی : ofhej
آوا : xebAsat
نقش : اسم
عکس خباثت : در گوگل

آیا معنی خباثت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )