برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1524 100 1
شبکه مترجمین ایران

خاک برسر


مترادف خاک برسر: بینوا، درمانده، بدبخت، بیچاره، ذلیل، خوار، زبون، توسری خور، مصیبت رسیده، آفت زده

معنی خاک برسر در لغت نامه دهخدا

خاک برسر. [ ب َ س َ ] (ص مرکب ) کنایه از محتاج ، آواره ، آفت زده. (آنندراج ). ذلیل :
پر از درد نزدیک قیصر شدند
ابا ناله و خاک برسر شدند.
فردوسی.
از حسرت تو هست جهان پای درگلی
در ماتم تو کیست فلک خاک برسری.
سیدحسن غزنوی.
- خاک برسرشدن ؛ مصیبت دیدن. بدبخت شدن. بیچاره شدن.

معنی خاک برسر در فرهنگ فارسی عمید

خاک برسر
۱. مصیبت دیده: پیران قبیله خاک برسر / رفتند به خاک بوس آن در (نظامی۳: ۴۲۴).
۲. خوار، ذلیل. &delta، در مخاطبه دشنام و نفرین است نسبت به مخاطب.
* خاک برسر شدن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] بدبخت شدن، بیچاره شدن.

خاک برسر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد
یعنی یکی از عزیزان مرده باشند و خاک مزار آنها را بر سرت بریزی
Maryam
خاک بر سر ریختن یعنی چاره ایی اندیشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حالم از شوهرم بهم میخوره   • خاک بر سری   • خاک برسری   • جوک   • خاک بر سرت   • معنی خاک برسر   • مفهوم خاک برسر   • تعریف خاک برسر   • معرفی خاک برسر   • خاک برسر چیست   • خاک برسر یعنی چی   • خاک برسر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خاک برسر

کلمه : خاک برسر
اشتباه تایپی : oh; fvsv
عکس خاک برسر : در گوگل

آیا معنی خاک برسر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )