برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1433 100 1

حولی

معنی حولی در لغت نامه دهخدا

حولی. [ ح َ لی ی ] (ع اِ) اسب و گوسفند یک ساله. ج ، حوالی. (مهذب الاسماء). یک ساله از ستوران ناکفته سم و غیر آن. حولیة مؤنث آن و حولیات جمع آن. (از منتهی الارب ). ستوران سم دار و غیر آن که یک سال بر آنها گذشته باشد : چون یکساله گردد [ بچه ٔ اسب ] حولی گویند. (تاریخ قم ). و رجوع به صبح الاعشی ج 2 ص 30 شود.

حولی. [ ح َ لا ] (ع ص ) رجل حولی ؛ مرد سخت حیله گر. (منتهی الارب ). || حائل. (اقرب الموارد). ج ، حَولَیات. (از اقرب الموارد). رجوع به حائل شود.

معنی حولی به فارسی

حولی
مرد سخت حیله گر جمع حولیات .
نوعی از سوسن بری است که به یونانی کسیقون خوانند .
دور خولی .

معنی حولی در فرهنگ فارسی عمید

حولی
ستور یک ساله.

حولی در دانشنامه ویکی پدیا

حولی
شهر حولی (به عربی: حولی) در استان حولی در کشور کویت واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۰۶٫۹۹۲ نفر است.
کویت
فهرست شهرهای کویت
عکس حولی
استان حولی (به عربی: محافظة حولی) یک استان در کویت است که در شرق این کشور واقع شده است.
فهرست شهرهای کویت
استان حولی ۸۲ کیلومترمربع مساحت و ۸۹۰٬۵۳۳ نفر جمعیت دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حولی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زینب حسینی
در زبان مشهدی ها، حولی به معنای حیاط است
حمید
حولی یعنی مخفف عبارت حبیب ویاحبلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هولی   • جولی   • معنی حولی   • مفهوم حولی   • تعریف حولی   • معرفی حولی   • حولی چیست   • حولی یعنی چی   • حولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حولی
کلمه : حولی
اشتباه تایپی : p,gd
عکس حولی : در گوگل

آیا معنی حولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )