برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

حمایت

/hemAyat/

مترادف حمایت: پشتیبانی، جانبداری، حفاظت، حفظ، دفاع، طرفداری، مدد، مظاهرت، نگهبانی، هواخواهی، هواداری، یاری

برابر پارسی: پشتیبانی، پشتی بانی، همدلی، همیاری

معنی حمایت در لغت نامه دهخدا

حمایت.[ ح ِ ی َ ] (ع اِمص ) حمایة. نگاهبانی. پناه. پشتی. برنایشتی. هویه. دستگیری. حفاظت. یاری. نصرت. اعانت. تقویت. (ناظم الاطباء). هواداری. طرفداری. نگاهداشت. نگاهداری. پشتی. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
تو داوری و ما همه مظلوم روزگار
مظلوم در حمایت داور نکوتر است.
خاقانی.
در حرم دین بحمایت گریز
تا رهی از کشمکش رستخیز.
نظامی.
من در پناه لطف تو خواهم گریختن
فردا که هر کسی رود اندر حمایتی.
سعدی.
- حمایت دادن ؛ پناه دادن و دستگیری کردن و برنایشتی نمودن و یاری دادن. (ناظم الاطباء).
- حمایت شکستن :
اندر حمایتی تو ز پیغمبر خدای
مشکن حمایتش که بزرگست حشمتش.
ناصرخسرو.
- حمایت کردن ؛ پشتی کردن و دستگیری نمودن و برنایشتی کردن و حفظ کردن و یاری کردن و اعانت نمودن و تقویت کردن. (ناظم الاطباء) : زیان رسیده را تفقد فرماید و حمایت کند. (گلستان ). که همت پارسایان و دولت و ملک را حمایت کند. (مجالس سعدی ).
- حمایت گر ؛ حمایت کننده. حامی. (از آنندراج ). نگاهبان. نگهبان. (آنندراج ). حارس.حافظ. (ناظم الاطباء) : و تن همچون حصار و طبیب همچون حمایت گری مر این حصار را. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
چونکه نسیم توحمایت گر است
شعله ٔ بستان ارم خوشتر است.
میرداماد در مطلع الانوار (از آنندراج ).
- || معاون. معین. دستگیر. (ناظم الاطباء). رجوع به حمایة شود.

حمایة. [ ح ِ ی َ ] (ع مص ) نگاه داشتن. || حمایت کردن. پشتی کردن. پشتیبانی کردن. || نگاهبانی کردن گیاه و چریدن ندادن. (منتهی الارب ). منع کردن. (اقرب الموارد). || یاری دادن. (منتهی الارب ). || پرهیز فرمودن بیمار را از آنچه زیان دارد او را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به حمی و حمیة شود. || (اِمص ) نگهبانی. (غیاث ). و رجوع به حمایت شود.

معنی حمایت به فارسی

حمایت
نگهداری کردن، پشتیبانی، نگهبانی
۱ - نگاهبانی کردن دفاع کردن از کسی پشتیبانی کردن . ۲ - ( اسم ) نگاهبانی پشتیبانی حفاظت .
[source water protection] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جلوگیری از آلودگی دریاچه ها و رودخانه ها و منابع آب و آب های زیرزمینی، که سرچشمه های آب شُرب هستند، ازطریق اقداماتی که برای نظارت یا به حداقل رساندن ورود مواد شیمیایی یا آلاینده ها به آنها ضروری است
[nutrition support] [تغذیه] کمک به افراد بستری یا دارای محرومیت شدید غذایی یا اختلالات تغذیه ای، ازطریق تغذیه با لوله یا تغذیۀ وریدی
[integrated forest protection] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] به کار بستن مدیریت جامع آفات در جنگل با تأکید بر پیشگیری
[forest protection] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پیشگیری از آسیب دیدگی جنگل یا کاهش صدمات ناشی از آن در نتیجۀ عوارض اقلیمی یا دخالت انسان و حیوان
بنگلاهی است که در آذر ماه ۱۳۱۹ ه. ش. در تهران تشکیل شد و هدف آن نگاهداری زنان باردار و نوزادان است و آن دارای زایشگاه شیر خوارگاه درمانگاه مطب عمومی و سرویس شبانه روزی مامایی سیار است .
( مصدر ) نگاهبانی کردن دفاع کردن از کسی .

معنی حمایت در فرهنگ معین

حمایت
(حِ یَ) [ ع . حمایة ] (اِمص .) پشتیبانی .

معنی حمایت در فرهنگ فارسی عمید

حمایت
۱. نگه داری کردن، نگهبانی.
۲. دفاع کردن از کسی، پشتیبانی کردن، پشتیبانی.

حمایت در دانشنامه اسلامی

حمایت
حمایت، اَعمال و نهادهای حمایتی که هرچند در فقه به رسمیت شناخته نشده اند، اما در جوامع اسلامی پیشین مهم بودند.
این واژه مترادف خَفاره به کار رفته که به معنای حمایت و پشتیبانی یک قبیله کوچ نشین یا گروهی صحرا گرد از ساکنان ثابت یک منطقه یا مسافران است.
اصطلاح دیگری که تقریبآ معادل حمایت به کار رفته، «تَلْجِئه» است. تلجئه در سه چهار قرن نخست هجری به عملی اطلاق می شد که در آن فردی که مقام و مرتبه اجتماعی پایین تری داشت دارایی و اموال خویش را به فردی در مقام و جایگاه بالاتر، می سپرد .
شخص دون مرتبه همچنان مالک قانونی اموال خویش باقی می ماند، اما براساس توافقی ضمنی، فرد برتر، در برابر قدرتهای اجرایی و مقامات مالیاتی، پاسخگو بود.
هرچند شخص دون مرتبه به فرد برتر دستمزد می پرداخت، لیکن این کار برای وی همچنان مقرون به صرفه بود.
حق دریافت دستمزد از امتیازات فردِ برتر بود و حمایت، همچون املاک شخص، می توانست به ارث برسد .

نقاط ضعف حمایت
چون توافقِ طرفین تنها به صورت ضمنی بود، برای فردِ حمایت شده غیرممکن می نمود که در برابر ادعای فرد برتر، در دفاتر مالیاتی، بتواند مالکیت خویش را به اثبات برساند.

سوء استفاده از حمایت
بنابراین حمایت، که گاه بر دیگران تحمیل می شد یا به عنوان روشِ بازپرداخت بدهی به کار می رفت، شیوه ای بود که افراد متنفذ از آن برای گسترش املاک خویش بهره می بردند و مالکان اصلی زمینها در این میان مضارعه کارانی بیش نبودند .

انواع موارد حمایت
...
حمایت خدا از مستضعفان، با سفارش درباره حفظ حقوق کودکان مستضعف و رعایت عدالت درباره آنان همراه است، اعلان حمایت خدا از مستضعفان زمین با وعده پیروزی نهایی و به حکومت رسیدن آنان است.
حمایت خدا از مستضعفان، با سفارش درباره حفظ حقوق کودکان مستضعف و رعایت عدالت درباره آنان همراه است، چنانکه می فرماید:«ویستفتونک فی النّسآء قل اللّه یفتیکم فیهنّ وما یتلی علیکم فی الکتـب فی یتـمی النّسآء الّتی لاتؤتونهنّ ما کتب لهنّ وترغبون أن تنکحوهنّ والمستضعفین من الولدن وأن تقوموا للیتـمی با ...

حمایت در دانشنامه ویکی پدیا

حمایت
حمایت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
حمایت (روزنامه)
حمایت (کمیک)
حمایت (به انگلیسی: Aegis) یک شخصیت تخیلی و ابرقهرمانانه در کتاب های کامیک می باشد. این کاراکتر به دست جی فاربر و استیو اسکات خلق شده و در جگجویان جدید سری دوم (۱۹۹۹) معرفی شد.
جدا از کتاب های کامیک، شرکت مارول از حمایت در دیگر کالاهای خود از جمله پوشاک، اسباب بازی، ورق بازی، انیمیشن های تلویزیونی و بازی های رایانه ای استفاده کرده است.
حمایت از جانوران در رایش بزرگ آلمان به طور جامع و همه گیر توسط دولت و حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان صورت می پذیرفت و دولت رایش اقدامات بسیاری را برای حمایت از حقوق حیوانات انجام داد. با سر کار آمدن حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان در سال ۱۹۳۳، جامع ترین قانون حمایت از جانوران تا آن زمان در اروپا، در آلمان وضع و اجرا شد. این اولین اقدام توسط یک دولت برای شکستن حصار بین انسان و حیوان به شمار می رفت. بسیاری از رهبران ناسیونال سوسیالیست مانند آدولف هیتلر، هرمان گورینگ و رودلف هس از دوستداران جانوران بودند. بسیاری از ناسیونال سوسیالیستها از طرفداران محیط زیست و از حامیان حفاظت از جانوران به شمار می رفتند. هاینریش هیملر سعی کرد تا به طور کامل شکار را ممنوع سازد. قانون فعلی حمایت از جانوران در جمهوری فدرال آلمان نسخه ای اندک تغییر یافته از این قانون در رایش سوم است.
کتاب حمایت از جانوران در رایش سوم اثر دانیل هاینتس، در تارنمای آمازون
حمایت از جانوران در ر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حمایت در دانشنامه آزاد پارسی

حمایت (patronage)
قدرت انتصاب فردی به یک منصب و مقام سیاسی، تجاری یا کلیسایی یا حمایت مادی و معنوی از فعالیت های هنری و هنرمندان. در اروپا قرون متمادی افرادی که بیشتر منتسب به خانواده های سلطنتی، اشراف، یا مقامات کلیسا بودند از افراد مورد توجه خود حمایت می کردند. در قرن ۲۰ حامیان را احزاب سیاسی، دولت و در عرصۀ هنر، صنایع خصوصی و بنیادها تشکیل می دهند. در انگلستان، که چنین روابطی «فساد کهنه» نام گرفته بود، حمایت از قرن ۱۶ وجود داشت، اما پس از اعادۀ سلطنت از ۱۶۶۰ تا قرن ۱۹ رواج بیشتری پیدا کرد و به ابزاری برای سازماندهی انتخابات و جلب حمایت حزبی تبدیل شد. از حمایت نه فقط برای ابراز محبت به دوستان بلکه به منزلۀ ابزار عدالت اجتماعی برای توجه و لطف به اعضای خانوادۀ کسانی استفاده می شد که به نوعی گرفتار ناملایمات بودند. اکنون حمایت سیاسی تا حد زیادی جای خود را به نظام شایسته سالاری داده است و افراد به جای اتکا به توصیه های شخصی در رقابتی آشکار با دیگران به پست و مقام می رسند. با وجود این، در حال حاضر نیز حمایت و توصیه، از جمله به شکل نظام حمایت سیاسی هواداران حزبی و انتصابات استادان دانشگاه ها، رؤسای شرکت ها، و نهادهای دولتی همچنان ادامه دارد. انتخاب افراد به شیوه های دیگری غیر از شایستگی صرف امروزه به شکل اعمال تبعیض مثبت نیز در جریان است.

حمایت در جدول کلمات

حمایت
هوبر
حمایت از کسی
دفاع
حمایت شدید
تعصب
حمایت کردن
دفاع
حمایت کننده
حامی, پشت و پناه
حمایت کننده و یاری دهنده
پشت و پناه
از کسی حمایت کردن
دفاع
رییس موسسه حمایت از سرمایه گذاری افغانستان
ذاخیلوار
طــرفدار | حمایت کننده
جانب دار
مددکار | حمایت کننده
جانبدار

معنی حمایت به انگلیسی

aid (اسم)
هم دست ، کمک ، یاری ، یاور ، حمایت ، مساعدت ، مدد کار ، معونت
shelter (اسم)
حمایت ، پناه ، پناه گاه ، ساباط ، جان پناه ، سپنج ، یتیم خانه
defense (اسم)
دفاع ، حمایت ، مدافعه ، پدافند ، محافظت ، استحکامات
vindication (اسم)
دفاع ، حمایت ، توجیه ، اثبات بیگناهی
aegis (اسم)
حمایت ، ظل ، سپر ، حفاظت
protection (اسم)
حمایت ، حفاظت ، سایه ، حفاظ ، محافظت ، حفظ ، حراست ، نیکداشت ، تامین نامه ، حجر ، سوگیری
patronage (اسم)
حمایت ، سرپرستی ، سایه ، پشتیبانی ، قیمومت
lee (اسم)
حمایت ، بادپناه ، سمت پناه دار

معنی کلمه حمایت به عربی

حمایت
حماية , مساعدة , ملجا
أَجارَ
اِحْتَمَي (بـ، عِنْدَ، مِنْ)
احم , دافع , دعم , مساعدة
تحمل (فعل ماض)

حمایت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی رحیمی
پشتیبانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حمایت   • روزنامه ماوی   • مترادف حمایت   • روزنامه های حقوقی   • آدرس روزنامه حمایت   • حمایت چیست   • روزنامه حمایت کرج   • اخبار حقوق کارمندان   • مفهوم حمایت   • تعریف حمایت   • معرفی حمایت   • حمایت یعنی چی   • حمایت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حمایت

کلمه : حمایت
اشتباه تایپی : plhdj
آوا : hemAyat
نقش : اسم
عکس حمایت : در گوگل

آیا معنی حمایت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )