برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

حقیقی

/haqiqi/

مترادف حقیقی: باطنی ، معنوی، درست، صحیح ، اصلی ، واقعی ، راستین

متضاد حقیقی: ظاهری، نادرست، غلط، بدلی، مجازی، غیرواقعی

برابر پارسی: راستین

معنی حقیقی در لغت نامه دهخدا

حقیقی. [ ح َ] (ص نسبی ) منسوب بحقیقت. راست. راستین. مقابل ِ مجازی. || معنی حقیقی لفظ معنی که بار اول کلمه برای آن وضع شده است و چون آن کلمه را شنوی آن معنی متبادر بذهن بود. مقابل ِ معنی مجازی :
عشق حقیقی است مجازی مگیر
این دم شیر است ببازی مگیر.
سحابی.
|| صفت ثابت برای چیزی با قطع نظر از غیر آن خواه موجود باشد و خواه معدوم. و مقابل ِ آن اضافی است به معنی امر نسبی برای چیزی بقیاس بغیر آن. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || صفت موجود و این در مقابل اعتباری است که تحققی ندارد خواه معقول باشد باقیاس بغیر یا با قطع نظر از اغیار. (ترجمه ٔ به اختصار از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح منطق ) قسمی از قضیه ٔ شرطیه ٔ منفصله است. منطقیین گویند: شرطیه ٔ منفصله ای که در آن تنافی در صدق و کذب معتبر است ، یعنی در تحقق و انتفاء با هم حقیقی نامیده می شود. مثل این گفته : اما ان یکون هذا العدد زوجاً و امان ان یکون فرداً. (ترجمه از کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اصطلاح منطق ) قضیه ٔ حقیقی یا حقیقیه قضیه ای است که در آن بر افراد خارجی محقق و مقدر حکم شود خواه موجب باشد یا سالب ، کلی باشد یا جزئی ، و آنرا حقیقی گویند از جهت آنکه حقیقت قضیه است یعنی همان چیزی که از اطلاق قضیه مفهوم میگردد. منطقیین گویند: حکم در قضیه ٔ حقیقی فقط منحصر به افراد موجود در خارج نیست ، بلکه بر هر فرد ممکنی که وجود آن فرض و مقدر گردد خواه در خارج موجود باشد یا معدوم. بنابراین افراد ممتنع از این تعریف خارج می شوند پس معنی قول ما: هر «ج » «ب » است. یعنی هر فردی از افراد ممکن که هرگاه وجود پیدا کند «ج » است. پس بطوری است که در صورت وجود «ب » هست. منطقیین متأخر چنین گفته اند و تعمیم افراد خارجی در این قضیه به محقق و مقدر برای احتراز از قضیه ٔ خارجی است و آن قضیه ای است که در آن فقط بر افراد خارجی محقق حکم می شود: پس معنی قول ما کل «ج « »ب » بنابر آنکه قضیه ٔ خارجی باشد، اینست که هر «ج » موجود در خارج «ب » موجود در خارج است و قید خارجی برای احتراز از ذهنی است و بنابراین قضیه بر سه قسم می شود: حقیقی ، خارجی و ذهنی. (ترجمه از کشاف اصطلاحات الفنون ). || حقیقی در مقابل لفظی و اصطلاحی ، چنانکه گویند هر یک از مذکر و مؤنث حق ...

معنی حقیقی به فارسی

حقیقی
اصلی، واقعی، راست ودرست، مقابل مجازی
( صفت ) منسوب به حقیقت . ۱ - واقعی اصلی مقابل مجازی . ۲ - صحیح درست . ۳ - معنی اصل لفظ مقابل مجازی .
از قدمای شعر است
آنست از فلک که بدو آن سطح رسد که موازی است افق حسی را و مرکز زمین را بگذرد .
[true horizon, geometric horizon/ geometrical horizon] [مهندسی نقشه برداری] در تصویرسنجی، صفحه ای افقی که از نقطۀ دید یا مرکز تصویر (perspective centre) می گذرد
[Saiga tatarica tatarica] [زیست شناسی- علوم جانوری] زیرگونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان که سر بزرگ و برجسته دارد و بینی بزرگ و برآمده اش بر روی دهان آویزان است
[Coturnix coturnix] [زیست شناسی- علوم جانوری] زیرگونه ای از قرقاولیان و راستۀ ماکیان سانان که شناخته شده ترین گونۀ این راسته است و پرهای خاکی و قهوه ای دارد
[Botaurus stellaris stellaris] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ حواصیلیان و راستۀ لک لک سانان با گردن قطور و رنگ قهوه ای مایل به طلایی
[true anomaly, anomaly] [هوافضا] زاویۀ قرار گرفتن جسم در مدار که اندازۀ آن برابر است با میزان انحراف بُردار شعاع (radius vector) از محور اصلی مدار
[true insight] [روان شناسی] فهم واقعیت عینی یک وضعیت که با نیروی برانگیزاننده و هیجانی برای تسلط بر وضعیت یا تغییر رفتار همراه است
[Sterna hiru ...

معنی حقیقی در فرهنگ معین

حقیقی
(حَ) [ ع . ] (ص نسب .) ۱ - واقعی ، اصلی . ۲ - راست و درست .

معنی حقیقی در فرهنگ فارسی عمید

حقیقی
۱. واقعی، راستین.
۲. دارای وجود خارجی.
۳. [مقابلِ مجازی] (ادبی) ویژگی واژه ای که در معنای اصلی خود به کار رفته است.

حقیقی در دانشنامه ویکی پدیا

حقیقی
حقیقی (منسوب به حقیقت) می تواند به موارد زیر اشاره کند:
نعمت حقیقی، فیلمبردار ایرانی و همسر لیلی گلستان
مانی حقیقی، کارگردان ایرانی و فرزند نعمت حقیقی
عباس حقیقی، شاعر و نویسنده برجسته کُرد
شاهرخ حقیقی، پژوهشگر فلسفه
علیرضا حقیقی، بازیکن فوتبال
ابراهیم حقیقی، گرافیست ایرانی
محمدباقر نوبخت (حقیقی)، معاون رئیس جمهور نماینده مردم رشت در چهار دوره مجلس شورای اسلامی
کریم محمودحقیقی، خطیب، نویسنده و محقق مباحث اخلاقی - اسلامی
تخلص جهانشاه قراقویونلو، نام آورترین فرمانروای قراقوینلوها
آنالیز حقیقی ( تئوری توابع یک متغیر حقیقی) ،یکی از شاخه های ریاضیات است که به مطالعهٔ رفتار و ویژگی های توابع حقیقی می پردازد.
در این رشته مفاهیمی چون دنباله ها و حد آن ها، پیوستگی، دیفرانسیل، انتگرال و دنباله توابع مطالعه می شود. آنالیز حقیقی در محدوده اعداد حقیقی مطرح است.
آنالیز حقیقی و مختلط، نوشته والتر رودین-ترجمه دکتر علی اکبر عالم زاده. شابک:1-57-5993-964
در مکانیک سماوی، ناهنجاری حقیقی (انگلیسی: True anomaly) یک پارامتر زاویه ای است که موقعیت جرمی را تعریف می کند که در راستای یک مدار کپلری حرکت می کند. اگر مرکزیت زاویه را در یکی از کانون های بیضی مدار تصور کنیم، این پارامتر بین مسیر اوج و حضیض و موقعیت کنونی جرم قرار دارد.
v بردار سرعت مداری،
e بردار برون مرکزی،
r بردار موقعیت مداری جرم
ناهنجاری حقیقی معمولاً با حروف یونانی ν یاθ یا حرف لاتین f نشان داده می شود.
آنومالی حقیقی یکی از سه پارامتر زاویه ای (یا آنومالی)ای است که موقعیت یک جرم را در راستای یک مدار مشخص می کند. دو آنومالی دیگر عبارتند از آنومالی متوسط و آنومالی برون مرکزی.
برای یک مدار بیضی شکل:
ابراهیم حقیقی طراح گر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حقیقی در جدول کلمات

حقیقی
راستین
حقیقی و راستین
واقعی
حقیقی و واقعی
راستین
به دادوستد کالا یا خدمت دارای ارزش میان شخص حقیقی یا شخص حقوقی گفته می شود
بازرگانی
به کار گیری کلمه ای در غیر معنی حقیقی خودش
استعاره
ساخته ای از جمشید حیدری و با بازی مرحوم نعمت حقیقی و مهدی فخیم زاده
فرار
ساخته مانی حقیقی با بازی فاطمه معتمدآریا | هدیه تهرانی و جمشید مشایخی
ابادان
ساخته مانی حقیقی با بازی افسانه بایگان | محمدرضا فروتن | بهرام رادان و ترانه علیدوستی
کنعان
عنوانی برای کاراته حقیقی در ژاپن
جیسن
فیلم اکران نشده مانی حقیقی با بازی هدیه تهرانی | فاطمه معتمد آریا و جمشید مشایخی
آبادان

معنی حقیقی به انگلیسی

true (صفت)
راست ، صحیح ، درست ، واقعی ، حقیقی ، راستگو ، ثابت ، فریور ، راستین
genuine (صفت)
اصلی ، خالص ، درست ، واقعی ، حقیقی ، اصل ، عینی
actual (صفت)
واقعی ، حقیقی ، فعلی
real (صفت)
واقعی ، حقیقی ، عملی ، حسابی ، موجود ، صمیمی ، طبیعی ، راستین ، غیر مصنوعی ، بی خدشه
rightful (صفت)
حقیقی ، ذیحق ، قانونی ، محق ، مشروع ، دارای استحقاق
substantive (صفت)
حقیقی ، متکی بخود ، قائم بذات ، ماده مانند ، دارای ماهیت واقعی ، شبیه اسم ، دارای خواص اسم
regular (صفت)
حقیقی ، معین ، مرتب ، منظم ، عادی ، متقارن ، پا بر جا ، با قاعده
intrinsic (صفت)
شایسته ، اصلی ، حقیقی ، ذاتی ، باطنی ، طبیعی ، روحی ، ذهنی
unfeigned (صفت)
واقعی ، حقیقی ، اصیل ، بدون تصنع
veritable (صفت)
واقعی ، حقیقی ، بتحقیق ، بحقیقت ، قابل اثبات حقیقت

معنی کلمه حقیقی به عربی

حقیقی
اسم , اصيل , جوهري , حقيقي , صحيح , فعلي

حقیقی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " اوری " ، " آمیغی "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علیرضا حقیقی و همسرش   • علیرضا حقیقی instagram   • علیرضا حقیقی و الناز شاکردوست   • معنی حقیقی   • علیرضا حقیقی اینستاگرام   • علیرضا حقیقی عکس   • مسعود‌ حقیقی   • رضا قوچان‌نژاد   • مفهوم حقیقی   • تعریف حقیقی   • معرفی حقیقی   • حقیقی چیست   • حقیقی یعنی چی   • حقیقی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حقیقی

کلمه : حقیقی
اشتباه تایپی : prdrd
آوا : haqiqi
نقش : صفت
عکس حقیقی : در گوگل

آیا معنی حقیقی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )