این حضانت دید با صد رابطه
که بپروردم ورا بی واسطه.
مولوی.
|| زیر بال گرفتن مرغ بیضه و جوجه را. || دور کردن کسی را از کار. واداشتن کسی را از حاجت وی. ( تاج المصادر بیهقی ). دور کردن کسی را از کاری. باز داشتن. ( دهار ).حضانت. [ ح َ / ح ِ ن َ ] ( ع مص ) واداشتن کسی را از حاجت وی. ( تاج المصادربیهقی ). بازداشتن. ( دهار ). || سر خود کارکردن بی دیگری. || ولایت بر طفل و مجنون.