برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

حسین سلامی

معنی حسین سلامی در لغت نامه دهخدا

حسین سلامی. [ ح ُ س َ ن ِ س َ ] (اِخ ) ابن احمد بیهقی مکنی به ابوعلی. او راست : «ولات خراسان » و «نتف الطرف ». (معجم الادباء ج 1 ص 118).

معنی حسین سلامی به فارسی

حسین سلامی
ابن احمد بیهقی مکنی بابوعلی اوراست ولات خراسان و نتف الطرف

حسین سلامی در دانشنامه ویکی پدیا

حسین سلامی
عکس حسین سلامی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های حسین سلامی

حسین سلامی (۱۳۳۹) نظامی ایرانی، جانشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی">فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

حسین سلامی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• برادر سردار سلامی   • مصطفی سلامی   • سردار سلامی+سوریه   • سردار محمد علی جعفری   • زندگینامه سردار سلامی   • امیر سرتیپ مصطفی سلامی   • فوت مادر سردار سلامی   • سخنرانی سردار سلامی   • معنی حسین سلامی   • مفهوم حسین سلامی   • تعریف حسین سلامی   • معرفی حسین سلامی   • حسین سلامی چیست   • حسین سلامی یعنی چی   • حسین سلامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حسین سلامی

کلمه : حسین سلامی
اشتباه تایپی : psdk sghld
عکس حسین سلامی : در گوگل

آیا معنی حسین سلامی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )