برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1361 100 1

حرص

/hers/

مترادف حرص: آز، آزمندی، شره، طمع، طمعکاری، ولع ، افزون خواهی، زیاده طلبی، زیادت طلبی، جوش، خودخوری ، میل شدید، عصبانیت، غصب، خشم

متضاد حرص: قناعت

برابر پارسی: آز

معنی حرص در لغت نامه دهخدا

حرص. [ ح ِ ] (ع مص ) آزور شدن. (ترجمان عادل بن علی ). ولع. وُلوع. طَمْع. طَمَع. طماع. طماعیة. تطمع. شح ّ. شره. حریصی کردن. (تاج المصادر). آزور کردن. (دهار). تَعْص. بَهَج. استشراء. اِعْوال. اِعالة. فَغَم. هَلَع. لَوَع. تَلَهْجُم. طَزَع. اِلهاف.

حرص. [ ح َ ] (ع مص ) کفانیدن و شکافتن ، چنانکه گازر جامه را از کوفتن سخت. دریدن جامه در کوفتن. (مهذب الاسماء). || از چراگاه گیاهی بر جای نگذاشتن : حَرص َالمَرعی ̍؛ گیاهی بجای نماند چراگاه را. || خراشیدن. || پوست کندن. (منتهی الارب ).

حرص. [ ح ِ ] (ع اِمص ) آز. آزوری. آزمندی. آزمند شدن.آزور شدن. ولع. وُلوع. هوا. زیادت جوئی. بیقرة. شره.شح ّ. طمع. حریصی. || (اصطلاح تصوف ) تهانوی گوید: نزد سالکان ضد قناعت است. و آن خواستار شدن زوال نعمت غیر باشد. و برخی گفته اند خواستار بودن نعمت و رزق غیرمقسوم است. ارباب ریاضت گفته اند که حرص نزد دانشمندان تغییر ناپسندی است در ذات انسانی ، چنانکه در خلاصةالسلوک بیان کرده. و در اصطلاحات سیدشریف جرجانی آمده که حرص خواستار بودن چیزی است با بکار بردن کوشش بسیار برای رسیدن بدان شی ٔ. (کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به مرآت الخیال ص 331 شود :
نعوذ باﷲ اگر زآن یکی شود مثله
ز حرص جمله شود همچو جعفر طیار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
و تمام مردی باشد که چنین تواند کرد و گردن حرص و آز را بتواند شکست. (تاریخ بیهقی ص 225). چون در این روز، کار این تاریخ کردن گرفتم حرصم زیادت شد. (تاریخ بیهقی ص 104). هر مردی که وی تن خود را ضبط تواند کرد و گردن حرص و آز را بتواند شکست رواست که ویرا خردمند خویشتن دار گویند. (تاریخ بیهقی ). و بعجب بماندم از حرص و مناقشت یکدیگر و چندین وِزر و وبال و... (تاریخ بیهقی ص 372).
بنگر که هر سپیده دم از حرص بزم شاه
تازه همی رسد به چمن کاروان گل.
مسعودسعد.
رو که استاد تو حرص است و از آن در ره دین
سفرت هست چو شاگرد رسن تاب از پس.
سنائی.
توانگر خلایق آن است که در بند شره و حرص نباشد. (کلیله و دمنه ). برغبتی صادق و حرصی غالب در تعلم آن می کوشیدم. (کلیله و دمنه ). و اگر در عاقبت کارها و هجرت سوی گور فکر ...

معنی حرص به فارسی

حرص
آزمندشدن، آزورشدن، آز، شره، ضدقناعت
( اسم ) آز آزمندی شره . توضیح ضد قناعت است و آن طلب بدست آوردن نعمت زیاد و آرزوی زوال نعمت غیر است و یا طلب شئ است بکوشش زیاده از حد یا حرص و جوش. عصبانیت . یا حرص کسی را در آوردن . او را عصبانی کردن .
نام کوهی است در نجد و حرس نیز گویند
حریصی آزمندی .
( مصدر ) عصبانی شدن خشمگین گشتن .
آزمند بودن حریص بودن
زیاد طلبیدن کم صبری کردن
عصبی شدن
حرص زدن
( صفت ) آزمند مانند مور حریص : [ و آن مور حرصان مار سیرت حباب حیات آثار قوم بهر راه تا به مجره می جستند . ] ( نفثه المصدور . چا . یز . ۴۱ )
( صفت ) کسی که طمع اندک داشته باشد : ( یک رویه دوستم من و کم حرص ما دحم هم راست در خلا ام و هم پاک در ملا ) . ( مسعود سعد )

معنی حرص در فرهنگ معین

حرص
(حِ) [ ع . ] (اِ.) آز، آزمندی .
(حِ. خُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - خشمگین شدن . ۲ - به خود فشار آوردن .
(حِ صُ) (اِمر.)خشم و نگرانی .

معنی حرص در فرهنگ فارسی عمید

حرص
۱. زیاده خواهی، افزون طلبی.
۲. [عامیانه] خشم.

حرص در دانشنامه اسلامی

حرص
میل شدید به چیزی یا برای به دست آوردن چیزی را حرص می نامند. حِرص، از رذایل اخلاقی به شمار می رود. از آن به مناسبت در باب های اجتهاد و تقلید، حج ، تجارت و شهادات سخن گفته اند.
حرص مصدری عربی است و یکی از دو معنای اصلی آن خواستن و تمایل بسیار زیاد به چیزی است. در فارسی در برابر آن « آز » و « زیادت جویی » را به کار برده اند. واژه حرص در احادیث و متون اخلاقی بار معنایی منفی یافته، اما در قرآن بیش تر در همان معنای لغوی به کار رفته است.
← ۱) حرص در قرآن و تفاسیر
بنابر قول برخی از شرایط مرجع تقلید، علاوه بر عدالت، حریص نبودن بر دنیا است. بنابر این، تقلید از مجتهد حریص به دنیا جایز نیست. حریص، از جمله افرادی است که مشورت با آنان مکروه است. از آداب تجارت، میانه روی در کسب است؛ به گونه ای که نه سر از آزمندی در آورد و نه خود و خانواده اش در مضیقه قرار گیرند. از اسباب تهمت که موجب عدم پذیرش گواهی شاهد می شود، حریص بودن وی بر ادای شهادت است؛ بدین معنا که پیش از درخواست قاضی مبادرت به ادای شهادت کند. در اینکه حرص بر ادای شهادت مطلقا موجب رد شهادت می شود یا تنها در حقوق متعلق به مردم، نه حق الله، اختلاف است. برخی بر رد شهادت در حق الناس اشکال کرده اند.
حرص
حرص در لغت به معنای علاقه شدید و زیاده روی در آزمندی و میل و اراده است. و در اصطلاح در واقع حالت و صفتی نفسانی است که انسان را به جمع آوری آنچه نیاز ندارد برمی انگیزد، بدون آن که به حدّ و مقدار معینی اکتفا کند، چون حریص هرگز به حدی که در آنجا توقف کند، منتهی نمی شود.
کلمه حرص در برخی از آیات قرآن مستقیماً به کار رفته است و در برخی دیگر مفهوم آن بیان شده، حرص و زیاده خواهی از ابتدای خلقت دامنگیر بشر شد و تاکنون نیز ادامه دارد. آیات قرآن انسان را از زیاده طلبی نهی کرده و آن را یک صفت زشت معرفی می­کند، که گاهی اوقات انسان به خاطر آن، حتی حاضر به ظلم کردن و یا رها کردن عبادت و یا مسخره کردن دیگران می شود، غافل از آن که رزق و روزی بدست پروردگار متعال است.
«فَوَسوَسَ اِلَیْهِ الشَیْطانُ قالَ یآدَمُ هَلْ أدُلُّکَ عَلی شَجَرَةِ الخُلْدِ و مُلکٍ لایُبلی. فَأکَلا مِنْها فَبَدَتْ ل ...


حرص در دانشنامه آزاد پارسی

حِرْص (Greed)
از فیلم های سینمای صامت، تولید سال های ۱۹۲۳ـ۱۹۲۵ امریکا. فیلم نامۀ آن را جوزف فارنَم و جون ماتیس نوشتند و اریک فون اشتروهایم، کارگردانش بود. مضمون این فیلم نمایش بی رحمانه و بدبینانۀ زوال تدریجی اخلاقی و جسمانی دو مرد و یک زن بر سر پول (جایزۀ بخت آزمایی) است. این فیلم در اصل بیش از دَه ساعت بود، اما نسخۀ کوتاه شدۀ دوساعته آن به سبب زیبایی و ظرافت بصری اش، که ناشی از زیبایی چشم اندازهای سان فرانسیسکو و دس ولی (درۀ مرگ) است، بزرگ ترین دستاورد هنری فون اشتروهایم به شمار می آید.

ارتباط محتوایی با حرص

حرص در جدول کلمات

حرص
آز, طمع
حرص و آز
طمع
حرص و طمع
از
حرص و علاقه شدید
ولع
حرص و علاقه شدید به چیزی
ولع
حرص و ولع
طمع
حرص | ولع
طمع
با حرص آید
جوش

معنی حرص به انگلیسی

avarice (اسم)
از ، طمع ، حرص ، خست ، زیادهجویی
greed (اسم)
از ، طمع ، حرص
avidity (اسم)
از ، اشتیاق ، طمع ، حرص ، پر خوری ، ازمندی
esurience (اسم)
از ، حرص ، پر خوری ، جوع ، گرسنگی ، ولع

معنی کلمه حرص به عربی

حرص
جشع , طمع
غراب
رغبة

حرص را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

AmirReza Abroun
زیاده‌خواهی
مریم قاسمی
طمع
م. نمازیان
بیش خواهی
فُزون خواهی
فر کیانی
لغت پارسی_ایرانی هرث به مانای رنجش آزردگی خشم است که به شکل هرث خوردن و هرث دادن در گفتار روزانه به کار میرود ولی حرص به معنای آز-طمع است. لغت هرث در آذربایجان شمالی به شکل hirsli و در انگلیسی به شکل wrath و در سوئد نروژ دانمارک به شکل vrede و در ارمنستان به شکل վրդովմունք vrdovmunk’ ثبت شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حرص در جدول   • حرص درخت   • حرص خوردن   • حرص شدید در جدول   • حرص معنی   • حرس   • حرص و جوش   • داستان در مورد حرص   • معنی حرص   • مفهوم حرص   • تعریف حرص   • معرفی حرص   • حرص چیست   • حرص یعنی چی   • حرص یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حرص
کلمه : حرص
اشتباه تایپی : pvw
آوا : hers
نقش : اسم
عکس حرص : در گوگل

آیا معنی حرص مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )