برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

حرات

معنی حرات در لغت نامه دهخدا

حرات. [ ح َرْ را ] (ع اِ) ج ِ حَرّة، به معنی زمین سنگلاخ سوخته. (منتهی الارب ).

حرات. [ ح ُرْ را ] (ع ص ، اِ) ج ِ حُرّة. (اقرب الموارد) : سیده ٔ والده ٔ سلطان مسعود و عمات وی با همگی اهل حرم و حرات از قلعه بزیر آمدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 7). امیر محمود برنشست و آنجا آمد و امیر محمد را بسیار بنواخت و خلعت شاهانه داد و فراوان چیز بخشید و بازگشتند و سرای به داماد و حرات ماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 249). و پیغام فرستادند به حُرّات و عَمّات و خواهران و والده و دختران که بسازید تا با ما به هندوستان آئید چنانکه به غزنین هیچ چیز نماند که شمایان را دل بدان مشغول باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 674). در شب خالی کردند و همه سریه ها و حرات بزرگان بدیدار او آمدند. (تاریخ بیهقی ص 256).

حراة. [ ح َ ] (ع اِ) میان سرای. (مهذب الاسماء). رجوع به حَرا شود. || آواز فروختگی آتش. (منتهی الارب ). || آواز وزیدن باد بر درخت. || آواز رفتن آب. (منتهی الارب ).

معنی حرات به فارسی

حرات
جمع حره

معنی حرات در فرهنگ فارسی عمید

حرات
= حره

حرات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
حُراّت: جمع حره، یعنی زن آزاد در آن زمان زن های اشراف و بزرگان را به این لقب می نامیده اند گویا برای تمایز از کنیزان که در حرمسرا ها فراوان بوده اند.
"سلطان مسعود از قلعة به زیر آمدند با جمله ی حرات"
(گزیده تاریخ بیهقی، خطیب رهبر، چاپ پنجم، ۱۳۷۲،ص ۱٠)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی حرات   • مفهوم حرات   • تعریف حرات   • معرفی حرات   • حرات چیست   • حرات یعنی چی   • حرات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حرات

کلمه : حرات
اشتباه تایپی : pvhj
عکس حرات : در گوگل

آیا معنی حرات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )